دانشجو: بهروز رسولی
استاد راهنما: دکتر مهدی علیپور حافظی
استاد مشاور: دکتر سام سلیمانی
استاد داور: دکتر نادر نقشینه، دکتر فریبرز درودی، دکتر رویا پورنقی
هدف: از عوامل کلیدی موفقیت برنامههای پارسا داشتن یک مدل کسبوکار مناسب است، چرا که به شکل کلی داشتن یک مدل کسبوکار مناسب برای انجام فعالیتهای یک فراهمآورنده اطلاعات و منابع اطلاعاتی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. مهمترین مسئلهای که در طراحی مدل کسبوکار مناسب مطرح خواهد شد، اجزای کلیدی و بخشهای مدل است. اجزای کلیدی بخشهایی هستند که مدل کسبوکار را میسازند. بررسی نوشتهها و پژوهشهای گذشته نشان داد که تا کنون تلاشی برای ساخت یک مدل کسبوکار با اجزای ویژه آن برای آسانسازی پیشبرد کسبوکارِ فراهمآوری منابع اطلاعاتی نشده است. هدف کلیدی این پژوهش شناسایی این اجزای کلیدی و اعتباریابی آنها است.
روششناسی پژوهش: برای دستیابی به هدف پژوهش، نخست نوشتههای در پیوند با اجزای کلیدی مدل کسبوکار به شکل نظاممند بررسی و استخری از اجزا شناسایی شدند. در این گام بیش از 60 هستیشناسی مدل کسبوکار با اجزای گوناگون شناسایی شدند. مدلها و اجزای شناسایی شده کلیدیترین ورود گام بعدی پژوهش، یعنی موردکاوی ژرف هفت برنامه ملی پارسا بودند. برای انجام این موردکاویها دادههایی از بررسی نوشتهها، مشاهده موردها، و مصاحبه با مدیرانشان گردآوری شدند. مدل ساخته شده برای اعتباریابی به یک پنل دلفی سپرده شد. این پنل دربردارنده متخصصان و حرفهایها از حوزههای گوناگون در پیوند با کسبوکارِ فراهمآوری منابع اطلاعاتی دیجیتال بود. نظر به آنکه رساله کنونی تقاضامحور بود و برای برآورده ساختن نیاز ویژهای انجام شد، در گام پایانی مدل ساختهشده با روش تطبیقی روی برنامه «گنج» ایرانداک پیادهسازی شد.
یافتهها: بر پایه موردکاویهای انجام شده یک مدل کسبوکار برای فراهمآوری منابع اطلاعاتی دیجیتال دستکم دربردارنده هشت جز کلیدی و 42 مؤلفه است. با این حال، پس از اجرای دو دور دلفی تغییرهایی در مدل کسبوکار پدید آمد و سرانجام مدلی دربردارنده هشت جز کلیدی و 34 مؤلفه برای کسبوکارهای فراهمآوری منابع اطلاعاتی دیجیتال طراحی شد. اجزای کلیدی مدل کسبوکار کاربران، تأمینکنندگان محتوا، راهبری، خدمات، فناوری، محتوا، مسائل مالی، و همکاری هستند که هریک مؤلفههایی در بر دارند. پیادهسازی این مدل در عمل، روی برنامه «ملی» گنج» نیز از یافتههای کلیدی این پژوهش است.
نتایج: این رساله از شمار نخستین پژوهشهایی است که به جنبههای کسبوکاری برنامههای ملی پارسا، و به شکل کلی، کسبوکارهای محتوامحور توجه دارد. افزون بر این، روشی نیز که برای ساخت مدل کسبوکار برای فراهمآوری منابع اطلاعاتی دیجیتال در پیش گرفته شده است، در گونه خود نوآورانه است و اعتبار و درستی یافتههای پژوهش را بیشتر میسازد. یافتههای این پژوهش میتوانند در زمینههای بسیاری به کار آیند که کلیدیترین آنها در راهاندازی و بازطراحی برنامههای ملی پارسا است. مدیران برنامههای ملی پارسا با توجه به اجزای و مؤلفههای گوناگونی که در مدل کسبوکار پیشنهادی آمدهاند میتوانند آسانتر و منسجمتر به جنبههای گوناگون این برنامهها توجه کنند. پیادهسازی مدل کسبوکار پیشنهادی در عمل میتواند بر اعتبار مدل بیفزاید تا مدیران آسانتر به آن اطمینان کنند. افزون بر این حوزه، دیگر کسبوکارهای محتوامحور نیز میتوانند از مدل پیشنهادی این پژوهش بهره برند تا در پیوند با جامعه خود بمانند.
