تعامل میان هستیشناسی و زبانهای طبیعی مقدم بر فرایند پردازش زبان طبیعی و مهندسی دانش است. هستیشناسیها که عمدتا از الگوهای معناشناختی بهره میبرند وجوه مشترکی با واژگان دارند. یک مجموعه واژگان اصطلاحات را براساس مفاهیم مرتبط سازماندهی میکند، در حالی که هستیشناسیها مفهومسازی کرده و روابط مفاهیم را تعیین مینماید. یک واژگان مشترک پیشزمینه و ابزاری است در به اشتراکگذاشتن دانش جمعی و یک هستیشناسی مشترک علاوه بر این ابزاری است در به اشتراکگذاشتن دانش از طریق فناوری اطلاعات. در ساخت الگوهای مفهومی و ساختار زبانی، این حوزه زبانشناسی رایانهای است که در ترسیم روابط میان مفاهیم و واژگان بمنظور کاربرد در مهندسی دانش و سازماندهی اطلاعات نقش ایفا میکند. به منظور شکلگیری هستیشناسی مشترک به تلفیق و همسانسازی اصطلاحنامههای موجود در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات پرداخته، مغایرتها و همپوشانیهای واژگان علوم پایه را برطرف و شبکه مفاهیم این گرایش را با زیرمجموعههای آن به شکل هستیشناسی واژگانی علوم پایه طراحی نمودیم تا پس از تبدیل روابط اصطلاحنامهای به مفهوم- بنیاد به زبان OWL2 و بر اساس استاندارد ۲۵۹۶۴ در پایگاه اطلاعات مفهوم- بنیاد به عنوان ابزاری قوی جهت ذخیره و بازیابی اطلاعات بهکار گرفته شود.
حسینی بهشتی، ملوکالسادات. 1391. طراحی هستیشناسی علوم پایه و پایگاه اطلاعات مفهوم- بنیاد آن. تهران: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران.
