طرح پژوهشی «تحلیل سیستمی توسعه روابط تاکسونومیک و غیر تاکسونومیک هستیشناسی بر مبنای نسبت طلایی» به پایان رسید
طرح پژوهشی دکتر مازیار امیر حسینی با نام «تحلیل سیستمی توسعه روابط تاکسونومیک و غیر تاکسونومیک هستیشناسی بر مبنای نسبت طلایی» به پایان رسید.
به گزارش «روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران» طرح پژوهشی «تحلیل سیستمی توسعه روابط تاکسونومیک و غیر تاکسونومیک هستیشناسی بر مبنای نسبت طلایی» توسط دکتر مازیار امیر حسینی، استادیار پژوهشکده علوم اطلاعات به پایان رسید.
این پروژه به دنبال بررسی میزان انطباق و سازگاری و انطباق روابط مفهومی هستیشناسی (روابط تاکسونومیک و غیر تاکسونومیک) با نسبت طلایی بر مبنای توالی اعداد فیبوناچی از طریق سازوگارهای تجزیه و تحلیل سیستمی است. الگوی نرخ رشد در توالی کلاسیک اعداد فیبوناچی در امکانسنجی توسعه شبکه روابط معنایی هستیشناسی در نظر گرفته شده است. روابط معنایی در این پژوهش، روابط سلسله مراتبی و روابط وابسته به ویژه پیرامون روابط پیوندی حملی (object properties) در هستیشناسی در سازگاری با الگوی توالی اعداد فیبوناچی مورد بررسی قرار میگیرند. ادبیات حوزه مطالعات نسبت طلایی نشان میدهد که الگوی نرخ رشد فیبوناچی در ایجاد و توسعه روابط تاکسونومیک و غیر تاکسونومیک در هستیشناسیها مورد بررسی قرار نگرفته است. روش پژوهش در بررسی مورد نظر، روش تحلیل و طراحی سیستم بر مبنای مراحل چرخه حیات توسعه سیستم است. در این روش، سازوکار تحلیلهای ساختاری با تکیه بر نمودار تجزیه عملکردی در تحلیل مقتضیات و الزامات شکلگیری سیستم سازگار شده مورد استفاده قرار گرفته است. در مرحله طراحی سیستم نیز ساختار گرافیکی درخت تصمیمگیری در تبیین میزان سازگاری دو سیستم فوق مورد استفاده بوده است. پیش نمون روابط معنایی در بررسی انطباق با الگوی رشد، برگرفته از نظام متحد طبقهبندی خاک (USCS) بخش ردهبندی خاکهای ریزدانه بزرگتر و مساوی 50 میباشد. این پیشنمون در مرحله اجرای سیستم در نرمافزار پروتژه بارگذاری خواهد شد. نتیجه حاصل از انطباق و سازگاری شبکه روابط مفهومی هستیشناسی با الگوی نرخ رشد فیبوناچی، عامل شکلگیری یک روش شناسی نوین در ایجاد، توسعه و ارزیابی هستیشناسیها و سایر نظامهای سازمان دانش خواهد شد. یافتههای این پژوهش در تحقیقهای آینده به توسعه نرمافزارهای ایجاد و ارزیابی هستیشناسیها بر مبنای نسبت طلایی میانجامد. در نتیجه، یک روششناسی و الگوی نوین ملی و بومی در توسعه و ارزیابی هستیشناسیها شکل میگیرد که میتواند در سطح منطقهای و بینالمللی مورد استفاده قرار گیرد.
