همزیستی مسالمتآمیز عاملهای مصنوعی در کنار عاملهای انسانی در سپهر اطلاعات
نخستین نشست از سلسله نشستهای دانشافزایی در زمینه «هوش مصنوعی» با سخنرانی دکتر علیرضا ثقهالاسلامی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) در دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی برگزار شد.
به گزارش «روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران» نخستین نشست از سلسله نشستهای دانشافزایی در زمینه «هوش مصنوعی» در دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی با سخنرانی دکتر علیرضا ثقهالاسلامی، عضو هیئت علمی ایرانداک، برای استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی دوشنبه 24 اردیبهشتماه 1403، به صورت حضوری و مجازی، برگزار شد.
در این نشست دکتر علیرضا ثقهالاسلامی به بررسی تحول مفهومی هوش مصنوعی از زمان گذشته تا امروز، و از تلقی امروزمان تا پرسش محتمل آینده حول سیستمهای هوشمند پرداخت. وی ابتدا به چهار انقلاب علمی بنیادین (کوپرنیکی، داروینی، فرویدی، و در نهایت انقلاب اطلاعاتی) و پیامدهای هستیشناختی و معرفتشناختی آنها بر درک انسان از جهان و خود اشاره کرد. سپس، عوامل اصلی گذار هوش مصنوعی و سیستمهای هوشمند از ادعاهای غیرواقعگرایانه بعد از دهه 1950 و به دنبالش زمستان هوش مصنوعی، و در ادامه توسعه و نفوذ روزافزون هوش مصنوعی از دهه 1990 تا امروز را، نخست گسترش تکنولوژیهای دیجیتالی به عنوان زمینه توسعه هوش مصنوعی و دوم رها شدن از تلقی نادرست هوش مصنوعی به عنوان شبیهسازی هوش انسانی در حل مسئله برشمرد.
وی پس از بحث درباره اینکه امر دیجیتال واقعیتهای ما را هم از نظر هستیشناختی و هم از نظر معرفتشناختی متحول میکند، آنچنان که خصوصیات جهان و در نتیجه تصورات ما از این خصوصیات دستخوش تحول شده است، این پرسش را مطرح کرد که: «چرا امر دیجیتال چنین قدرت تحولی در نسبت ما با جهان و همچنین درک ما از جهان دارد؟ چرا به نظر میرسد سایر نوآوریهای تکنولوژیکی چنین تأثیر مشابهی ندارند؟»
عضو هیئت علمی ایرانداک در پاسخ به این پرسش پس از اشاره به مراتب سهگانه تکنولوژی، تکنولوژی دیجیتال را از مرتبه سوم معرفی کرد آنچنان که مصنوعات دیجیتالی خود با یکدیگر در ارتباط هستند و عاملیت انسانی نقش و نظارت چندانی در ارتباط آنها با یکدیگر ندارد. در تکنولوژی دیجیتال، عامل انسانی در حلقه ارتباط این مصنوعات قرار میگیرد و فعالیتهای روزمرهاش متاثر از تعامل آنها با یکدیگر است. افزون بر این، تکنولوژی دیجیتال صرفاً واقعیت را تقویت نمیکند یا ارتقا نمیبخشد، بلکه واقعیت را به طور بنیادی دگرگون و محیطهای جدیدی را ایجاد میکند که ما در آن ساکن میشویم، و انواع جدیدی از عاملیت مصنوعی را خلق میکند که با آن تعامل برقرار میکنیم. وی در ادامه برای این نوع از دگرگونی، از عبارت تحقق هستیشناسی مجدد (re-ontologizing) استفاده کرد بدین معنا که هستیشناسی مجدد نه تنها با رویکرد مهندسی مجدد، یک سیستم (مثلا یک شرکت، یک ماشین یا مصنوعی تکنولوژیکی) را از نو طراحی میکند، میسازد یا ساختار میدهد، بلکه اساساً ماهیت ذاتی خود آن سیستم (یعنی هستیشناسیاش) را نیز تغییر میدهد؛ مثلا سیستم آموزش الکترونیکی در مقایسه با سیستم آموزش در جهان واقع. همچنین، امر دیجیتال از طریق تحقق هستیشناسی مجدد مدرنیته، در حال تحقق معرفتشناسی مجدد (re-epistemologizing) ذهنیت مدرن است؛ مثلا تصورمان از مفهوم کتاب در مقایسه با کتاب الکترونیکی. این عوامل نشان میدهد که امر دیجیتال قدرت تحول خود را مدیون تکنولوژی مرتبه سوم با تحقق هستیشناسی مجدد و تحقق معرفتشناسی مجدد است. امر دیجیتال ماهیت عاملیت را نیز تغییر داده است، اما ما هنوز در حال تفسیر نتیجه چنین تغییراتی بر اساس ذهنیت مدرن هستیم. آنچنان که حتی امروزه بسیاری افراد هوش مصنوعی را با پیوند میان عاملیت مصنوعی و رفتار هوشمند در مصنوعات تکنولوژیکی میشناسند. اما در واقع عکس این موضوع صادق است: انقلاب دیجیتال، عاملیت مصنوعی را جدای از رفتار هوشمند در سیستمهای هوش مصنوعی تحقق بخشید و این کار را با جداسازی توانایی حل یک مسئله یا انجام موفقیتآمیز یک کار «بدون نیاز به هرگونه هوشمندی برای انجام آن کار» تحقق یافته است.
دکتر ثقهالاسلامی در ادامه بیان کرد که در هوش مصنوعی، نتیجه مهم است، نه اینکه آیا عامل یا فرآیند رفتار عامل، هوشمندانه است یا خیر. از این رو امروزه هوش مصنوعی به دنبال بازتولید هیچ نوع هوش بیولوژیکی نیست. سیستمهای هوشمند تنها در صورتی یک کار را با موفقیت انجام میدهند که بتواند تکمیل آن کار را از هرگونه نیاز به هوشمند بودن در انجامش (مشابه هوش انسان) جدا کنند.
وی در پایان اشاره کرد که موفقیت هوش مصنوعی در درجه اول به این دلیل است که ما انسانها با توسعه تکنولوژیهای دیجیتال، به ایجاد محیطی سازگار با هوش مصنوعی پرداختیم که در آن تکنولوژیهای هوشمند احساس راحتی میکنند و این جهان است که با هوش مصنوعی سازگار میشود، نه برعکس. امر دیجیتال پیوسته در حال تحقق هستیشناسی مجدد ماهیت محیطهای زندگیمان به محیطهایی سازگار با مصنوعات هوشمند است که آن سپهر اطلاعات یا اینفوسفِر مینامیم. از این رو، جهان واقعی در حال تبدیل شدن به یک اینفوسفر است که به تدریج با ظرفیتها و امکانات بهشدت رو به افزایش هوش مصنوعی و سیستمهای هوشمند سازگارتر و گستردهتر میشود.
