زمینه و هدف: امروزه، گسترش پارادایم اقتصاد دانشبنیان، ضرورت پرورش ظرفیت یادگیری سازمان را برای دستیابی به عملکرد استراتژیک برتر دوچندان کرده است. بر پایه پژوهشهای گذشته، به نظر میرسد که ظرفیت یادگیری سازمانی با عملکرد سازمان پیوند دارد؛ اما تاثیر آن بر عملکرد، مستقیم نیست. ظرفیت یادگیری به دلیل گرایش به کسب، استفاده، اشتراک و در نهایت انتشار دانش، سبب میشود که قابلیتهای نوآوری کارکنان برانگیخته شود. از سوی دیگر، ظرفیت یادگیری سازمانی، به دلیل ترغیب و تشویق یادگیری جمعی، یکی از محرکهای اصلی توسعه منابع الکترونیکی انسانی در راستای خودکارسازی، بهبود و تسریعِ ارتباطات و فرایندهای عملکردی است. به این ترتیب، پژوهش حاضر مبتنی بر تعریف مسئله و پیشینه بررسی شده، به دنبال بررسی نقش میانجی توسعه منابع الکترونیکی انسانی و توانمندیهای نوآوری کارکنان در تأثیر ظرفیت یادگیری سازمانی بر عملکرد استراتژیک سازمان است.
روش: جامعه آماری پژوهش حاضر، کارکنان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران است که 162 نفر از آنها به روش نمونهگیری تصادفی در دسترس بررسی شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه بود و تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش، از طریق مدلسازی معادلات ساختاری با روش کمترین مربعات جزئی و با نرمافزار اسمارت پیالاس انجام شد.
یافتهها: در این پژوهش، اثرهای مستقیم، غیرمستقیم و کل ظرفیت یادگیری بر عملکرد استراتژیک محاسبه شده است. بر اساس نتایج به دست آمده، در ارتباط بین ظرفیت یادگیری و عملکرد استراتژیک، اثر غیرمستقیم قویتر از اثر مستقیم عمل میکند و این بدان معناست که متغیرهای توسعه منابع الکترونیکی انسانی و توانمندیهای نوآوری کارکنان در اثر ظرفیت یادگیری بر عملکرد استراتژیک، نقش میانجی دارند.
نتیجهگیری: به منظور بهرهگیری کارآمد از ظرفیت یادگیری سازمانی به منظور ارتقای عملکرد استراتژیک سازمان، مدیران باید به توسعه منابع الکترونیکی انسانی و همچنین ارتقای توانمندیهای نوآوری کارکنان توجه بیشتری کنند. در این رابطه، در پژوهش حاضر برای توسعه منابع انسانی الکترونیک و توانمندیهای نوآوری کارکنان، چند راه کارهای مدیریتی پیشنهاد شده است.
نامداریان، لیلا، حمیدرضا خدمتگزار، و فرزانه شجائی. 2500. نقش میانجی توسعه منابع الکترونیکی انسانی و توانمندی نوآوری کارکنان در تأثیر ظرفیت یادگیری بر عملکرد استراتژیک سازمان (نمونهپژوهی: وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات). فصلنامه علمی مطالعات منابع انسانی 11 (4): 149-173.
