ساخت مدل کسب‌ و‌ کار برای فراهم‌آوری منابع اطلاعاتی دیجیتالی: مورد مطالعه پایگاه‌های پایان‌نامه‌ها و رساله‌های الکترونیکی

پیشنهاده

ساخت مدل کسب‌ و‌ کار برای فراهم‌آوری منابع اطلاعاتی دیجیتالی: مورد مطالعه پایگاه‌های پایان‌نامه‌ها و رساله‌های الکترونیکی

دانشجو: 
استاد راهنما: 
استاد مشاور: 
تاریخ تصویب: 
بهمن ۱۳۹۲
چکیده: 

   فراهم‌آوری محتوا، یا به عبارت درست‌تر محمل‌ها یا منابع اطلاعاتی، یکی از مهمترین ماموریت‌های سازمان‌هایی بوده که به تولید این منابع می‌پرداخته‌اند و یا آنکه به عنوان گردآورنده این منابع را از ناشران و تولید‌کنندگان گردآوری می‌کرده‌اند. شیوه دسترسی به این منابع اطلاعاتی در طول قرون گذشته دچار تغییرات زیادی شده است و با ورود فناوری‌های گوناگون در هر دوره، این شیوه‌ها متناسب با پیشرفت‌های آن دوره توسعه یافته‌اند. در طول ۵۰۰ سال گذشته شش فناوری اصلی در توزیع محتوا مورد استفاده قرار گرفته است؛ کاغذ (مانند روزنامه و کتاب)، مکالمه راه دور، رادیو، ویدئو، تلویزیون، و اینترنت. کتاب قدیمی‌ترین مدل توزیع محتوا به شمار می‌آید که به افراد اجازه می‌دهد تا محتوای اصلی را خود خریداری و نگهداری کنند. توانایی انتشار محتوا به صورت روزانه –مانند روزنامه و نشریه– مدل‌های کسب‌ و‌ کار جدیدی در صنعت توزیع اطلاعات ایجاد کرد. بعدها، با ظهور شبکه‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی از اواخر نیمه اول قرن بیستم و سرانجام اینترنت، صنعت فراهم‌آوری منابع اطلاعاتی دچار تغییرات عمده‌ای شد. با ظهور شبکه جهانی اینترنت، فراهم‌آوری اطلاعات از طریق کانال‌های دیجیتالی میان بسیاری از صنایع رایج شد. به‌علاوه، دارایی‌های غیر قابل لمس نزد مدیران سازمان‌ها جای خود را به عنوان یک مسئله استراتژیک استوار کرد. این مسئله باعث به‌وجود‌آمدن صنایع مختلف، مدل‌های کسب‌ و‌ کار جدید، محصولات و خدمات نوین شد. در میان این صنایع، یک نمونه خاص وجود دارد که در سال‌های اخیر توسعه پیدا کرده و از مزایای کسب‌ و‌ کار الکترونیکی و نیازهای اطلاعاتی بهره بسیاری برده است. این صنعت را می‌توان به عنوان فراهم‌آورندگان محتوا شناسایی کرد. مسائل این صنعت -در جهانی که در آن اطلاعات برای هر سازمانی یک دارایی استراتژیک به‌شمار‌می‌آید- در عرصه مدل‌های کسب‌ و‌ کار الکترونیکی پاسخ داده شده است. تا‌کنون، تعریف مشخصی از فراهم‌آورنده منابع اطلاعاتی در ادبیات مربوطه ارائه نشده، و این مفهوم بسته به نوع محصول و کاربران می‌تواند متغییر باشد. معمولا از دیدگاه سازمان‌ها آنها خود را فراهم‌آورنده اطلاعات نمی‌دانند، اما از دید کاربران شاید آنها به این صنعت بپردازند. بهترین مثال در این زمینه مثال وال‌ستریت ژورنال  است؛ از نظر این سازمان او یک ناشر روزنامه است، در حالی که از دید کاربران این روزنامه به عنوان فراهم‌آورنده اطلاعات خبری قلمداد می‌شود. داشتن یک مدل کسب‌ و‌ کار مناسب برای انجام فعالیت‌های یک فراهم‌آورنده اطلاعات و منابع اطلاعاتی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. مدل کسب‌ و‌ کار می‌تواند پاسخگوی بسیاری از مسائلی باشد که می‌توانند یک چالش اساسی برای این صنایع باشند. نتایج تحقیقی تجربی بر روی ۱۰۰۰ شرکت برتر در ایالات متحده نشان داد که مدل‌های کسب‌ و‌ کار یکی از بهترین پیش‌بین‌های عملکرد مالی هستند. مهمترین مسئله‌ای که در طراحی مدل کسب‌ و‌ کار مناسب مطرح خواهد شد، اجزای کلیدی و بخش‌های مدل است.

    پاتلی و گیاگلیس معتقدند که ادبیات مربوط به مدل‌های کسب‌ و‌ کار (به عنوان یک موضوع کلی) را می‌توان تحت هشت موضوع جزئی دسته‌بندی کرد: تعاریف، اجزا، چارچوب یا مدل مفهومی، عوامل سازگاری مدل‌های کسب‌ و‌ کار، روش‌های تغییر، مقیاس‌ها و سنجه‌های ارزیابی، شیوه‌های طراحی، و ابزارها. اگرچه محققان پیشین بیشتر بر دسته‌بندی مدل‌های کسب‌ و‌ کار تمرکز داشته‌اند، پژوهشگران اخیر بیشتر توجه خود را به سمت تعاریف و اجزای کلیدی مدل‌های کسب‌ و‌ کار سوق داده‌اند. اجزای کلیدی بخش‌هایی هستند که مدل کسب‌ و‌ کار را تشکیل خواهند داد. سازمان‌ها ایده‌هایی دارند که می‌خواهند آنها را به واقعیت درآورند؛ و برای آنکه بتوانند این ایده‌ها را به تصویر بکشند، باید در مورد بخش‌ها و عناصر مهمی تصمیم‌گیری کنند. این عناصر در یک معماری خاص به گونه‌ای ساختاربندی می‌شوند که نشان می‌دهند این ایده‌ها چگونه به واقعیت و تصمیم‌های استراتژیک تبدیل می‌شوند. ما به این معماری به عنوان یک مدل کسب و کار نگاه می‌کنیم. در ادبیات مربوط به مدل‌های کسب‌ و‌ کار، اجزای کلیدی –که ما در مورد آن بحث می‌کنیم– با عناوین مختلفی آمده است؛ برای مثال، الت و زیمرمن "عناصر" را برگزیده‌اند، یا استروالدر و پینگور اصطلاح "ارکان" را مد نظر قرار داده‌اند. پتروویچ و همکارانش اجزای کلیدی را به عنوان عملکردها یا زیر‌مدل‌های یک مدل کسب‌ و‌ کار تعریف می‌کنند که منطق ورای فرایند‌های مربوطه را تشکیل می‌دهند. اما اجزا به تنهایی کل مدل‌های کسب‌ و‌ کار نیستند، بلکه فقط قطعه‌های این مدل‌ها به شمار می‌آیند. در هر صورت، مراد ما از اجزا مدل کسب‌ و‌ کار در این پژوهش عناصر و بخش‌های سازنده مدل هستند که برای فعالیت یک صنعت –در این پژوهش به طور خاص صنعت فراهم-آوری محتوا– لازم و ضروری هستند. مطالعاتی که با موضوع اجزای کلیدی مدل‌های کسب‌ و‌ کار انجام می‌شوند، در واقع با تجزیه مدل‌های کسب‌ و‌ کار الکترونیکی به عناصر اتمی سروکار دارند. رویکردهای متفاوتی به تعریف یک جز وجود دارد؛ همان طور که پاتلی و گیاگلیس اشاره می‌کنند، از نمونه این رویکردها می‌توان به تجزیه سلسله‌مراتبی (تحلیل بالا به پایین)، تحلیل ماتریکس (ابعاد افقی و عمودی)، و تحلیل ارزش (بر‌مبنای ارزش) استناد کرد. بسیاری از محققان بر مبنای همین رویکردهای متفاوت، اسامی گوناگونی برای اجزای پیشنهادی خود بر می‌گزینند. مدل‌های کسب‌ و‌ کار موجود تلاش دارند تا تمامی صنایع را پوشش دهند. با این وجود تلاش آنها بر پوشش عمومی باعث شده تا تفاوت‌ها و تمایزات حوزه اطلاعات و منابع اطلاعات با توجه به ویژگی‌های خاص آنها مانند زوال‌ناپذیری با مصرف و حتی زایش مجدد و نظایر اینها با سایر صنایع و حوزه‌ها نادیده گرفته شود. از این رو حوزه مربوط به منابع اطلاعاتی به طور خاص مورد توجه مدل‌های کسب‌ و‌ کار موجود قرار نگرفته‌ است. بنابراین در این پژوهش، که در موضوع اجزای کلیدی مدل‌های کسب و کار انجام می‌شود، قصد داریم تا با شناسایی اجزا مدل و ارتباط میان آنها چارچوب و نهایتا مدل جدیدی برای کسب‌و‌کارهای مرتبط با صنعت فراهم‌آوری محتوا ارائه دهیم. پس از ارائه مدل جدید، با به‌کار بستن آن در سامانه ملی پایان‌نامه‌ها و رساله‌های الکترونیکی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، کاربرد این مدل در دنیای واقعی را مورد سنجش و ارزیابی قرار خواهیم داد.

    هدف اصلی از این پژوهش ساخت یک مدل کسب و کار برای فراهم­‌آوری منابع اطلاعاتی دیجیتالی است.

    صنعت فراهم­‌آوری محتوا با توجه به نوع اطلاعاتی که فراهم می­کند می­تواند طبقه‌­بندی‌های متفاوتی داشته باشند، در حالی که در مورد کسب و کار این صنعت اطلاعات بسیار کمی در دست است. از این رو، یک مدل کسب و کار خاص برای فراهم کردن منابع اطلاعاتی دیجیتالی برای گروه­‌های مختلف ذی‌نفع در این صنعت جالب توجه خواهد بود. بر این اساس، اهداف فرعی زیر مورد نظر پژوهش حاضر برای وصول به هدف اصلی مذکور است.

     در راستای پاسخگویی به سؤالات مطرح شده و رسیدن به اهداف پژوهش، و نهایتا پاسخگویی به مسئله تحقیق سه گام اصلی برای پیشبرد پژوهش طراحی شده است:

            گام اول:  آگاهی از اکوسیستم سامانه‌های پایان­‌نامه‌­ها و رساله­‌های الکترونیکی در دنیای واقعی؛

            گام دوم- شناسایی اجزای کلیدی مدل کسب و کار و روابط اجزای مدل، برای فراهم‌­آوری منابع اطلاعاتی دیجیتالی؛

            گام سوم- پیاده‌سازی مدل کسب و کار ساخته شده در دنیای واقعی.

 

افزودن دیدگاه

پشتیبانی فنی