نظام ملی نوآوری یک سیستم پیچیده است این پیچیدگی به علت تنوع و تکثر کنشگران موثر در این سیستم است. کنشگرانی با منطقهای کنش ؛ جهانبینی، واژگان، اولویتها، افقهای زمانی و معیارهای موفقیت خاص خود را دارند که بهندرت با یکدیگر همپوشانی کامل دارند. در نظام ملی نوآوری رابطه علت و معلولی بهندرت ساده و یکسویه است. اثر یک سیاست، از مسیرهای متعددی عبور میکند و بازخوردهای حاصل از آن، خود بر سیاستهای آینده تأثیر میگذارد و حلقههای تقویتی یا تعدیلی پدید میآورد که رفتار کل نظام را در طول زمان شکل میدهند. از یکسو شناسائی و بررسی پارامترها و حلقههای بازخوردی و تقویت کننده می تواند به فهم بیشتر این سیستم پیچیده کمک کند که در این زمینه استفاده از مدلسازی حلقه علی میتواند مفید باشد. اما نکته اینجا است که با توجه به حضور کنشگران مختلف مدلساز فردی نمیتواند چندان مفید باشد. لازم است مدلهای ذهنی کنشگران مختلف دریافت شده. لذا مدلسازی مشارکتی الکترونیکی مورد استفاده قرار میگیرد. خروجی این پژوهش یک مدل حلقه علی خواهد بود که حاصل فهم گروهی مشارکت کنندگان کختلف خواهد بود که میتواند مبنای سیاستگذاری در نظام ملی نوآوری قرار گیرد.در عصر کنونی که اقتصاد دانشبنیان با شتابی فزاینده در حال گسترش است، دیگر نمیتوان نظام ملی نوآوری را صرفاً برهمنهادی از نهادها و سازمانهای مجزا تلقی کرد؛ بلکه باید آن را اکوسیستمی پویا، پیچیده و درهمتنیده دانست که بقا، تابآوری و شکوفایی اقتصادی کشور به کیفیت تعاملات درونی آن وابسته است.از اینرو، طراحی و تدوین سیاستها در نظام ملی نوآوری مستلزم مطالعه دقیق پویاییهای این نظام و تحلیل سیستمی آن است. نظام ملی نوآوری، نظامی پیچیده است که عرصه تعامل و تقابل کنشگران ناهمگونی بهشمار میآید؛ کنشگرانی که هر یک با منطق کنش، اولویتها، افقهای زمانی و معیارهای موفقیت متمایز خود در این نظام ایفای نقش میکنند. این ناهمگونی، هنگامی که با روابط علت و معلولی پیچیده، غیرخطی و همراه با تأخیرهای زمانی ذاتیِ سیستم ترکیب میشود، فهم رفتار کلی نظام و پیشبینی پیامدهای سیاستی را با دشواری جدی مواجه میسازد. در چنین بستری، اتکا به مدلهای ذهنی محدود یا مدلسازیهای فردی پژوهشگران نهتنها قادر به ارائه تصویری جامع از واقعیت نظام نیست، بلکه میتواند به شکاف میان «سیاستِ طراحیشده» و «واقعیتِ جاری در عمل» بینجامد؛ شکافی که پیامد آن شکلگیری حلقههای بازخوردی ناخواسته و در نهایت، بیاثر ماندن یا حتی معکوس شدن نتایج مداخلات سیاستی است. بر این اساس، ضروری است که از رویکردهای مبتنی بر مدلسازی فردی فراتر رفته و به سمت خلق فهمی مشترک و بیناذهنی از پویاییهای نظام حرکت کنیم. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد مدلسازی مشارکتی الکترونیکی، تلاشی در جهت پاسخگویی به این خلأ نظری و عملی بهشمار میآید. برخلاف رویکردهای سنتی، این پژوهش با درگیر ساختن کنشگران کلیدی در فرایند مدلسازی، در پی آن است که مدلهای ذهنی پراکنده، متکثر و بعضاً متعارض موجود در خصوص نظام ملی نوآوری را استخراج و تلفیق کند. حاصل این فرایند، دستیابی به یک مدل حلقههای علی خواهد بود که نه محصول نگاه یکجانبه یک پژوهشگر، بلکه برآیند خرد جمعی مشارکتکنندگان و بازتابی از فهم مشترک آنان از سازوکارهای نظام ملی نوآوری است. انتظار میرود این مدل، بهعنوان ابزاری برای سیاستگذاری، زمینه شناسایی نقاط اهرمی اثرگذار، درک بهتر روابط علّی و بازخوردی، و پیشبینی پیامدهای ثانویه و ناخواسته سیاستها را فراهم آورد.
