طرح پژوهشی « طراحی چارچوب تنظیم‌گری پلتفرم‌ها در ایران» به پایان رسید

طرح پژوهشی « طراحی چارچوب تنظیم‌گری پلتفرم‌ها در ایران» به پایان رسید

طرح پژوهشی دکتر سمیه لبافی با نام «طراحی چارچوب تنظیم‌گری پلتفرم‌ها در ایران: با تمرکز بر توسعه ابزارهای سیاستی برای کنشگری سازمان‌های تنظیم‌گر» به پایان رسید.

طرح پژوهشی « طراحی چارچوب تنظیم‌گری پلتفرم‌ها در ایران» به پایان رسید

به گزارش «روابط‌ عمومی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران» طرح پژوهشی «طراحی چارچوب تنظیم‌گری پلتفرم‌ها در ایران: با تمرکز بر توسعه ابزارهای سیاستی برای کنشگری سازمان‌های تنظیم‌گر» توسط دکتر سمیه لبافی دانشیار پژوهشکده جامعه و اطلاعات، به پایان رسید.
پلتفرم‌ها با ویژگی‌های اقتصادی و اجتماعی که دارا هستند در فعالیت‌هایی مانند ایجاد و جذب ارزش، تحول ایجاد کرده‌اند. از جمله این ویژگی‌ها صرفۀ ناشی از مقیاس و تنوع و اثرات شبکه است که برای شرکت‌های پلتفرمی، موقعیت‌های انحصاری به‌وجود آورده است. وقتی به داستان ایجاد و توسعۀ پلتفرم‌های بزرگ مانند اوبر، ایربی اند بی، اسنپ، دیجی‌کالا و دیگران نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که هر کدام از این نوآوری‌هایِ فناورانه چگونه در بازار خود به‌سرعت رشد کردند. رشدی که سال‌ها طول کشید که شرکت‌های سنتی رقیب آن‌ها، به آن دست یابند را این پلتفرم ها در مدت زمان کوتاهی به‌دست آوردند. طول دورۀ ایجاد، رشد و بلوغِ شرکت‌های پلتفرمی نام‌برده، چیزی حدود 3 تا 4 سال است. یک نکتۀ مهم در مورد ویژگی‌های کسب‌وکارهای پلتفرمی این است که این شرکت‌ها به‌عنوان تنظیم‌گران بخش خصوصی نیز عمل می‌‌‌کنند و رفتار کسب‌وکار خود و کاربران پلتفرم شان را تنظیم می‌کنند. در واقع آن‌ها روابط کسب‌وکار، هنجارهای تبادل داده و تراکنش‌هایی که مربوط به پلتفرم است و موارد دیگر را تنظیم می‌کنند. این موضوع(کنترل پلتفرم بر تنظیم رفتار و روابط کاربر در اکوسیستم) حساسیت‌های سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری در کشورها ایجاد کرده است، چرا که مداخلۀ پلتفرم‌ها در بازارهای گوناگون باعث تغییراتی در منافع عمومی در این بازارها شده است، منافعی مانند قیمت و کیفیت خدمات و محصولات و موارد دیگری که این موضوع حساسیت‌زای پیش گفته را، ایجاد کرده است(لبافی و مرادی، 1404).
این پژوهش با عنوان «طراحی چارچوب تنظیم‌گری پلتفرم¬ها در ایران؛ با تمرکز بر توسعه ابزارهای سیاستی برای کنشگری سازمان های تنظیم گر» در فاز اول، مسئله تنظیم‌گری پلتفرم‌ها در ایران از منظر حکمرانی را تبیین کرده و نشان داده شد که صرف داشتن گزاره‌های سیاستی یا توصیه‌های کلی، برای مواجهه با پیچیدگی اکوسیستم پلتفرمی کافی نیست؛ زیرا تنظیم‌گری زمانی اثربخش می‌شود که تنظیم‌گر بتواند منطق‌های مداخله را به ابزارهای مشخص، قابل سنجش و قابل اجرا ترجمه کند. بر این اساس، پژوهشگر در فاز دوم تلاش کرده است تا «جعبه ابزار سیاستی تنظیم‌گری پلتفرم‌ها» را استخراج، و در قالب بسته‌های سیاستی و سازوکار تصمیم‌سازی ارائه کند. پرسش محوری فاز دوم این بود که کدام ابزارهای سیاستی، با چه ترکیبی و در چه شرایطی، برای حفاظت از منافع عمومی در اکوسیستم پلتفرمیِ ایران اثربخش‌تر و اجرایی‌ است. برای پاسخ به این پرسش، علاوه بر مرور سیاست‌ها و تجارب منتخب، از داده‌های میدانیِ حاصل مصاحبه با خبرگان استفاده شد تا مجموعه ابزارها صرفاً انتزاعی نباشد، بلکه بر تجربه، شناخت نهادی و محدودیت‌های اجرایی کشور اتکا داشته باشد.
نتیجه این پژوهش ، مجموعه‌ای از خروجی‌های عملیاتی است که شامل گونه‌شناسی ابزارها در چند طبقه، بسته‌های سیاستی موضوع‌محور، ماتریس تصمیم تنظیم‌گر، و چرخه عملیاتی تنظیم‌گری است. این خروجی‌ها به گونه‌ای تنظیم شده‌اند که تنظیم‌گر بتواند از «تشخیص مسئله و نوع تهدید» به «انتخاب منطق مداخله و ابزار مناسب» و سپس «طراحی و اجرای بسته سیاستی» حرکت کند. در ادامه همه موارد آورده شده است.

شماره :
6893
آخرین به روزرسانی :
دوشنبه, 27 مهر 1405 - 15:25
X
Chat Icon