هوش مصنوعی ماشینی است که قادر به انجام وظایف شناختی مانند یادگیری و حل مسئله با استفاده از یادگیری ماشین، پردازش زبان طبیعی و شبکههای عصبی است. وجود سطح مناسبی از سواد هوش مصنوعی در بین آحاد جامعه موجب می شود تا منافع آن عاید همه مردم شود و از افزایش نابرابری ها پیشگیری می کند.
سواد هوش مصنوعی، دانش و مهارت های عملی مردم برای فهم و استفاده از هوش مصنوعی است و به دو نوع ذهنی (خودادراکی) و عینی (دانش واقعی) تقسیم میشود. از این رو، ممکن است افراد به طور ذهنی، سطح سواد خود را اعلام کنند ولی این خودارزیابی ها تابعی ازسوگیریهای فرد است و باید سواد هوش مصنوعی به صورت عینی و با ابزار پرسشنامه نیز مطالعه شود. گسترش روزافزون هوش مصنوعی و تنوع دیدگاه ها درباره آن، لزوم سیاست گذاری درباره توسعه، کاربرد، ترویج، توانمندسازی و آموزش آن را نشان می دهد. اما هر اقدامی برای سیاست گذاری در راستای توسعه مسئولانه، کاربرد آن در حوزه های مختلف و آموزش آن در مقاطع سنی و تحصیلی گوناگون، نیازمند داشتن اطلاع درباره وضعیت موجود سواد هوش مصنوعی است. بدیهی است شناخت میزان سواد هوش مصنوعی تمام گروه های اجتماعی برای درک مختصات فرهنگیِ زمینه ساز برای توسعۀ هوش مصنوعی اهمیت دارد. با در نظر گرفتنِ شیوه های متفاوت استفاده و تعامل نسل های مختلف با فناوری، درک تفاوت های بین نسلی به سیاست گذاری مبتنی بر شواهد کمک می کند.
تاکنون، میزان سواد هوش مصنوعی مردم در ایران مطالعه نشده، و همچنین با توجه به ضرورت شناسایی ابزارهای اندازه گیری معتبر، این پژوهش با هدف توصیف وضعیت، کمک به سیاست گذاری های مبتنی بر شواهد، و معرفی و اعتبارسنجی ابزار سنجش سواد هوش مصنوعی به صورت پایلوت سواد هوش مصنوعی شهروندان تهرانی را با تاکید بر تفاوت های نسلی اندازه گیری می کند.
روش پژوهش
رویکرد روش شناختی این پژوهش کمی است. ابزار مورد استفاده پرسشنامه حاصل از ترکیب دو مقیاس اندازه¬گیری سواد هوش مصنوعی عینی و ذهنی است که عبارتند از: «مقیاس عینی شایستگی هوش مصنوعیAICOS» و «مقیاس سواد هوش مصنوعی AILS» که در مجموع 30 گویه دارد. پرسشنامه شامل سوالات جمعیت شناسی بود و از افراد سوال شد که آیا دوره آموزش هوش مصنوعی سپری کرده اند یا خیر، و آیا با چت جی¬پی¬تی کار کرده اند یا نه.
روایی صوری و محتوایی پرسشنامه طی فرایند 6 مرحله ای از ترجمه تا پانل متخصصان و تا اجرای آزمایشی انجام شد. پایایی یا همبستگی درونی سوالات پرسشنامه نیز با کاربرد «ضریب کودرـ ریچاردسون» برای پرسشنامه سواد هوش مصنوعی عینی و در یک نمونه 50 تایی و «ضريب آلفاي كرونباخ» برای پرسشنامه سواد هوش مصنوعی ذهنی و در یک نمونة 70 تایی سنجیده شد. ضریب کودرـ ریچاردسون معادل 0.767 و ضریب کرونباخ معادل 0.746 حاصل شد که هر دو خوب هستند.
روش نمونهگیری برای پیمایش میزان سواد هوش مصنوعی شهروندان تهرانی، به صورت روش نمونهگیری خوشهای طبقه ای بود. افراد 10 تا 74 ساله در سال 1404 ساکن در 7 منطقه تهران را دربر¬گرفت که پس از پر کردن فرم رضایت آگاهانه تعداد 64 پرسشنامه در هر منطقه به صورت تصادفی پر شد. تنها محدودیت روش نمونهگیری این بود که دقیقاً 50٪ از شرکتکنندگان زیر 30 سال و بقیه بالای 30 سال سن داشتند.
در تحلیل داده ها هم تحلیل عاملی تاییدی برای اعتبارسنجی پرسشنامه ها استفاده شد و تحلیل های آماری استنباطی برای بررسی توزیع نمرات در ابعاد مختلف هر دو نوع سواد عینی و ذهنی و روابط متقابل بین آنها استفاده شد. نرم افزارهای مورد استفاده SPSS و Amos بودند.
اجاق، زهرا، و سمیه لبافی. زودآیند. پیمایش میزان سواد هوش مصنوعی در شهر تهران با تاکید بر تفاوتهای نسلی. تهران: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران.
