در یکی دو دهه اخیر که به عصر دانش شهرت دارد، اساس رقابت دچار تحول شده است و میزان موفقیت سازمانها به توجه و تاکید آنها بر منابع دانشی بستگی دارد. توجه به دانش به عنوان یک منبع کسب مزیت رقابتی سبب شده دانشمندان علم سازمان و مدیریت، تلاشهایی را برای استفاده نظاممند از دانش، از راه ایجاد باب جدیدی در مدیریت با عنوان «مدیریت دانش» آغاز نمایند. مدیریت دانش فرآیند نظاممندی است که در آن دانش و اطلاعات شناسایی و کشف، انتخاب، سازماندهی، پالایش و به کارگرفته میشوند و سبب ایجاد بصیرت در کارکنان سازمان و درک بهتر آنها از تجربیات خود میشود. برای آگاهی از میزان پیشرفت مدیریت دانش در سازمان، باید آن را ارزیابی کرد. ارزیابی مشخص میکند تا چه اندازه با هدف فاصله داریم و برای از بین بردن این فاصله چه اقداماتی باید انجام داد. مدلها و روشهای مختلفی برای ارزیابی مدیریت دانش وجود دارد که شباهتها و تفاوتهایی با یکدیگر دارند و هیچ کدام از جامعیت برخوردار نیستند. بنابراین نمیتوان یکی از این مدلها را ملاک عمل قرار داد. به همین دلیل شناخت کلیه ابعاد و حوزههای تمرکز این مدلها از طریق مطالعات کتابخانهای و تحلیل تطبیقی، هدف پژوهش حاضر است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مهمترین حوزههای تمرکز این مدلها عبارتند از: منابع انسانی و آموزش، فرآیندهای دانش، زیرساخت فناورانه، فرهنگ سازمانی و رهبری، ساختار و فرآیندهای سازمانی، یادگیری و نوآوری، رضایت مشتریان.
نامداریان، لیلا، و آرمان ساجدینژاد. 1398. مدیریت دانش و اطلاعات و اندازه گیری میزان پیشرفت آن در سازمانها. مقاله ارائه شده در دهمین کنفرانس فناوری اطلاعات و دانش (IKT2019)، تهران.
