مقالات پراستناد بهعنوان آثار هسته و دارای کیفیت یک حوزه علمی شناخته میشوند و از تعداد آنها به عنوان شاخصی جهت بررسی کیفیت و تأثیرگذاری فعالیتهای پژوهشی استفاده میشود. هر چند استناد از مهمترین و قابلقبولترین شاخصها برای ارزیابی عملکرد و کارآیی علمی است، لکن با محدودیتهایی چون: وابستگی زمانی، وابستگی به پایگاههای گرانقیمت با محدودیت دسترسی مواجه است. در این میان آلتمتریکس(دگرسنجی) که بهعنوان ابزاری برای سنجش تأثیر علمی در محیط وب معرفی شده است، میتواند جنبههای دیگری از اثرگذاری مقالات را بر جامعه علمی نمایان سازد. با این دیدگاه این پژوهش با هدف تدوین مدلی برای روابط بین شاخصهای علمسنجی و دگرسنجی در مقالات پراستناد، ضمن تعیین میزان حضور مقالات پراستناد در رسانههای اجتماعی و شناسایی اثرگذارترین این مقالات بر مبنای شاخصهای دگرسنجی، همبستگی شمار استنادات این مقالات را با امتیاز دگرسنجی آنها و نیز با شمار خوانندگان این مقالات در برخی از شبکههای اجتماعی علمی مهم(همچون مندلی ، توییتر و فیسبوک ) مورد تحلیل قرار داده است. در گام اول وضعیت مقالات پراستناد پژوهشگران کشورهای ایران، ترکیه، عربستان و ژاپن نمایه شده در پایگاه وبآوساینس(در بازه زمانی 2018-2019)، با رویکرد علمسنجی مورد تحلیل و بررسی مقایسهای قرار گرفت. مبنای انتخاب این کشورها با در نظرگرفتن عواملی همچون مؤلفههای بافتی آنها ، رقابت تنگانگ ایران با دو کشور اسلامی ترکیه و عربستان در تولید مقالات علمی و پراستناد، و لزوم بررسی مقایسهای آنها با یکدیگر و با یکی از کشورهای توسعهیافته خاور دور یعنی ژاپن بوده است. همچنین با بهرهگیری از رویکرد دگرسنجی و اطلاعات یکی از مهمترین ارائهدهندگان خدمات دگرسنجی یعنی آلتمتریکساکسپلورر، علاوه بر شناسایی اثرگذارترین مقالات بر مبنای شاخصهای دگرسنجی، میزان حضور مقالات پراستناد در رسانههای اجتماعی ارزیابی شد. بررسی رابطه همبستگی بین شمار استنادات و امتیاز دگرسنجی مقالات مورد مطالعه نشان داد با توجه به پایینبودن میزان ضریب همبستگی دو متغیر، افزایش شمار استنادات مقالات مورد مطالعه، تأثیر قابل توجهی در امتیاز دگرسنجی این مقالات ندارد. همچنین بین شمار استنادات و شمار خوانندگان مقالات در شبکههای اجتماعی مندلی، توییتر و فیسبوک رابطه آماری معنادار مثبت و در عین حال ضعیفی مشاهده شد. با توجه به یافتههای متفاوت سایر مطالعات در این زمینه و ضریب همبستگی ضعیف بهدستآمده در این پژوهش، نمیتوان هیچ نوع نتیجهگیری قطعی در مورد همبستگی بین این متغیرها گرفت. بهعبارتی منابع پراستناد الزاماً ممکن است به همان میزانی که استناد گرفتهاند، در رسانههای اجتماعی مورد توجه نباشند و دستورالعمل واحدی برای ارزیابی همبستگی این دو متغیر وجود ندارد. همچنین ارزیابی ارتباط برخی متغیرها همچون همکاری علمی، دسترسی آزاد مقالات و شاخص نوین استنادی مجلات، با شمار استنادات و امتیاز دگرسنجی مقالات بیانگر پایینبودن میزان همبستگی بین این متغیرها با یکدیگر بود. در مجموع یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل محرک استنادات و دگرسنجهها با یکدیگر متفاوت است. بنابراین معیارهای رسانههای اجتماعی را نمیتوان بهعنوان جایگزینی برای استنادها درنظر گرفت و حداکثر میتوانند به عنوان مکمّلی برای انواع دیگر شاخصها عمل کنند که با درنظرگرفتن مزایای آنها از قبیل سرعت رؤیتپذیری و گسترش جامعه مخاطبان، نقش مفید و کمککنندهای درافزایش اثرگذاری پژوهشگران خواهند داشت.
صدیقی، مهری. 1403. تدوین مدل روابط میان شاخصهای علمسنجی و دگرسنجی در مقالات پر استناد. تهران: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران.
