امروزه استقرار مدلهای تعالی در سازمانهای پیشرو امری اجتنابناپذیر بوده و یکی از اهداف استراتژیک محسوب میگردد لذا استقرار اثربخش و کارای یک مدل تعالی میتواند سازمان را در دستیابی به راهبردهای کلیدی خود کمک شایانی نماید. از سوی دیگر موضوعی که امروزه در تبیین استراتژیهای سازمانی مطرح هست توجه به حوزه دانش سازمانی و به خصوص مفهوم فراموشی سازمانی است. این عامل در سازمانهای دانش- محور و دارای اهداف بلندمدت امری کلیدی محسوب میگردد. بدین منظور مدل مفهومی توسعه داده شده که اثر همزمان تفکر استراتژیک و فراموشی سازمانی در استقرار مدلهای تعالی مورد بررسی قرار گیرد. پرسشنامهای طراحی شده در این خصوص و در بین نمونه آماری که به تعداد 168 نفر از کارشناسان، مدیران میانی و مدیران عالی شرکتهای دارای تعالی سازمانی در سطح شهر اهواز که مدل تعالی سازمانی در آنها پیاده شده و خود درگیر در امر پیادهسازی مدل تعالی سازمانی در آن شرکتها بودهاند توزیع گردید. بنا بر نتایج حاصله تاثیر تفکر استراتژیک در اثربخشی و کارایی استقرار مدل تعالی سازمانی با نقش واسطهای فراموشی سازمانی مورد مطالعه قرار گرفته و تا حد اثر آن زیادی تایید گردید. عامل فراموشی سازمانی در تاثیرگذاری تفکر استراتژیک بر موفقیت استقرار مدل تعالی سازمانی در شرکتهای دارای تعالی سازمانی دارد. در سطح سازمانی میتوان پیشنهاداتی همچون استفاده از تجارب نوین، بالابردن سطح تجربه کارکنان از طریق آموزش سازمانی، ارزیابی کارکنان و مدیران، ارزیابی استراتژیهای سازمانی، استفاده از رویکردها و استراتژیهای نوین و متعدد را مدنظر قرار داد.
اسکندری دهدزی، روحا...، و محمد جواد ارشادی. 1396. ارتقای اثربخشی و کارایی پیادهسازی مدل تعالی سازمانی در سازمانها به کمک توسعه تفکر استراتژیک: بررسی نقش فراموشی سازمانی. مقاله ارائه شده در یازدهمین کنفرانس بینالمللی مدیریت استراتژیک، تهران.
