نظریه کنشگرشبکه دلالتهای روششناختی مهمی دارد و در چند سال اخیر به ویژه در رشتههای علوم اجتماعی بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. پژوهشگران زیادی با علایق گوناگون به عناصر روششناختی (و هستیشناختی) این نظریه توجه کردهاند. با این حال، همواره ابهاماتی در این که این چارچوب دقیقا چیست و چگونه در پژوهشهای کیفی کاربرد دارد، وجود داشته است و به ابهامات و پرسشهایی در این باره دامن زده است. ما در این مقاله سعی میکنیم عناصر این چهارچوب را روشن کنیم. دروهله نخست عناصر هستیشناختی کلیدی نظریه کنشگرشبکه استخراج خواهیم کرد و بر اساس آن برخی از قواعد کلی روششناختی آن را بر اساس منابع اصلی این نظریه طرح میکنیم. سپس با استفاده از ابزارها یا مفاهیمی از نشانهشناسی، پدیدارشناسی، و قومنگاری، چارچوبی روششناختی چهار مرحلهای را برای پژوهشهای کیفی مبتنی بر ایانتی به همراه راهبردها، روشها و ابزارهای آنها پیشنهاد میکنیم و به برخی از پرسشهای آنها پاسخ خواهیم داد.
شریفزاده، رحمان. 1402. پژوهش به مثابه برساخت: چهارچوب روششناختی نظریه کنشگر-شبکه. جامعهپژوهی فرهنگی 14(4): 103-125.
