طرح پژوهشی «بازنمایی روندهای علمی حوزه علوم انسانی و اجتماعی ایران در مقایسه با سایر حوزههای موضوعی» به پایان رسید
طرح پژوهشی دکتر رضا رجبعلیبگلو با نام «بازنمایی روندهای علمی حوزه علوم انسانی و اجتماعی ایران در مقایسه با سایر حوزههای موضوعی» به پایان رسید.
به گزارش «روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران» طرح پژوهشی «بازنمایی روندهای علمی حوزه علوم انسانی و اجتماعی ایران در مقایسه با سایر حوزههای موضوعی» توسط دکتر رضا رجبعلیبگلو ، دانشیار پژوهشکده علوم اطلاعات به پایان رسید. این پژوهش با عنوان «بازنمایی روندهای علمی حوزه علوم انسانی و اجتماعی ایران در مقایسه با سایر حوزههای موضوعی» به تحلیل نظاممند وضعیت آموزش عالی و پژوهش در ایران طی سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۳ میپردازد. هدف اصلی، بررسی شکافها و نابرابریهای ساختاری میان علوم انسانی و اجتماعی در مقایسه با حوزههایی چون علوم پایه، فنی و مهندسی، پزشکی، هنر و کشاورزی است. دادههای پژوهش از منابع معتبر ملی شامل مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)، پایگاه استنادی جهان اسلام (آیاسسی) و مرکز آمار ایران گردآوری شده است. متغیرهای مورد بررسی شامل جنسیت، مقطع تحصیلی، گروه تحصیلی (سهگانه و ششگانه)، مرتبه هیئت علمی، حالت آموزشی (ثبتنامی، دانشجو، دانشآموخته) و بروندادهای علمی (مقالهها، کتابها، پایاننامهها) است. یافتههای پژوهش نشاندهنده عدم توازن عمیق میان حوزههای علمی است. گروه علوم انسانی و اجتماعی با بالاترین نسبت دانشجو و دانشآموخته به هیئت علمی مواجه است؛ بهطوری که در برخی سالها نسبت دانشجو به هیئت علمی در این حوزه به ۷۹ نفر و نسبت دانشآموخته به هیئت علمی به ۱۵٫۷ نفر رسیده است. این فشار بیسابقه بر پیکره هیئت علمی، کیفیت آموزش و پژوهش را تحت تأثیر قرار داده است. در مقابل، حوزههای پزشکی، فنی و مهندسی و علوم پایه با وجود جمعیت دانشجویی کمتر، از نسبتهای متعادلتری برخوردارند و سهم غالب در بروندادهای علمی کیفی (مانند مقالههای پراستناد در پایگاههای اسکوپوس و وبآوساینس) را به خود اختصاص دادهاند. تحلیل بروندادها نشان میدهد که بیش از سهچهارم تولیدات علمی کیفی کشور در سه حوزه علوم پایه، فنی و مهندسی و پزشکی متمرکز است و سهم علوم انسانی و هنر در این زمینه ناچیز است. از منظر جنسیتی، زنان حضور پررنگی در مقاطع تحصیلی علوم انسانی دارند (بیش از یکمیلیون دانشجو در سال ۱۴۰۳)، اما این حضور در سطوح بالای هیئت علمی تداوم نمییابد و مردان کماکان غالب هستند. در حوزه علوم زیستی، برتری نسبی با زنان است، درحالیکه در علوم طبیعی سهم زنان حدود نصف مردان است. بررسی مقاطع تحصیلی نیز نشاندهنده تمرکز شدید بر مقطع کارشناسی، بهویژه در علوم انسانی و فنی و مهندسی، و ضعف در توسعه متوازن تحصیلات تکمیلی است. نسبت ثبتنامی به دانشآموخته در گروههای هنر، کشاورزی و علوم انسانی بالاترین میزان نابرابری را نشان میدهد که حاکی از فاصله زیاد میان ورودی و خروجی و احتمال طولانیشدن دورههای تحصیلی است. در مجموع، نتایج پژوهش حاکی از آن است که علوم انسانی و اجتماعی با وجود داشتن بیشترین سرمایه انسانی، از نظر برخورداری از منابع، نسبتهای ساختاری و تولید علم کیفی در وضعیت نامتوازنی قرار دارند و این امر میتواند نقش آنها را در پاسخگویی به نیازهای اجتماعی و فرهنگی کشور تضعیف کند. پژوهش بر ضرورت بازنگری در سیاستهای علم و فناوری و تخصیص متوازن منابع برای کاهش این شکافها و بهرهگیری از ظرفیت عظیم علوم انسانی در توسعه ملی تأکید دارد.
