اَپ موبایل ایرانداک راهاندازی میشود
نصرالله پاکنیت: یک سامانه جدید ویراستاری متن به زودی رونمایی خواهیم کرد که ویراستاری متن را برای پژوهشگران انجام بدهد. متن را بارگزاری کنند تا اگر اشتباهاتی وجود دارد نشان بدهد و بعد اصلاحش را هم نشان بدهد که متون نهایی به بهترین شکل ممکن در اختیار جامعه علمی قرار بگیرند.
به گزارش لیزنا، اولین گفتگو با مدیران ایرانداک، گفتگو با دکتر محمد حسنزاده، رئیس ایرانداک بود که در سخن هفته اول بهمنماه با عنوان ایرانداک جایگاه ستادی کتابخانههای دانشگاهی و دومین گفتگو با دکتر فریبرز درودی معاون اطلاعات علم و فناوری و دکتر بهروز رسولی عضو هیئت علمی و مدیر سامانههای ارزیابی و علمسنجی ایرانداک منتشر شد. قسمت سوم این گفتگو با دکتر نصراله پاکنیت رئیس مرکز فناوری اطلاعات و امنیت فضای مجازی و دکتر بیرامی مدیر دفتر اشتراک منابع و مسئول سامانه آمار کتابخانهها است.
در ادامه گفتگو را می خوانید:
عمرانی: با تشکر از دکتر رسولی. اگر اجازه بفرمائید برویم سراغ دکتر نصرالله پاکنیت، رئیس مرکز فناوری اطلاعات و امنیت فضای مجازی پژوهشگاه. دکتر پاکنیت عزیز شما هم شروع بفرمائید تا سوالها را بپرسیم.
پاکنیت: بسمالله الرحمن الرحیم. من هم سلام می کنم خدمت همه دوستان. خوشحالم که در خدمتتان هستم. من برای اینکه بحثمان را پیش ببرم و برای آنکه بتوانم از کارهایی که در پژوهشگاه انجام میشود صحبت کنم، اول ساختار معاونت فناوری پژوهشگاه را خدمتتان عرض میکنم تا بعد مشخص بشود که هر قسمت چه کاری انجام میدهد. مرکز فناوری اطلاعات ایرانداک از چهار گروه یا اداره تشکیل شده است. اداره سامانههای اطلاعاتی، اداره زیرساختهای اطلاعاتی، گروه پشتیبانی سامانههای اطلاعاتی و گروه برنامهریزی و طراحی فناوری اطلاعات. پایهایترین جایی که داریم اداره زیرساختهای اطلاعاتی است که بخش تجهیزات سختافزاری و پشتیبانی سختافزاری ما انجام میشود. ما در ایرانداک فکر میکنم بیش از ۴۰ سامانه فعال داریم که اکثرا درسطح ملی استفاده میشوند و همه اینها نیاز به سختافزار، نگهداری و رصد دارد و اداره زیرساختهای اطلاعاتی ما این کار را انجام میدهد. ما از طریق دو دیتاسنتر (Data Center) (مرکز نگهداری داده) این کار را انجام میدهیم. یکی در یکی از این دیتاسنترهای معروف کشور و یکی هم در همینجا داخل پژوهشگاه. سرویسهای اصلیمان را ما از آنجا ارائه میدهیم چون نمیخواهیم هیچ محدودیتی برای کاربر پیش بیاید. آنجا ما نه محدودیت سرعت داریم، نه پهنای باند داریم و نه چیز دیگر و آن سرویسهایی که یک مقدار کاربرانشان کمتر هستند، ما از داخل پژوهشگاه ارائه میدهیم. تمام تجهیزات سختافزاری پژوهشگاه در یکی دو سال گذشته نوسازی شده است. پیشتر یک محدودیتهایی داشتیم برای خدماتمان و الان آن محدودیتها را دیگر نداریم و خدماتمان به بهترین شکل ممکن در اختیار کاربر قرار میگیرد. کار اداره زیرساخت ما نگهداری همین شبکهای است که راجع به آن صحبت کردیم.
یکی دیگر از گروههایی که ما داریم، اداره پشتیبانی سامانههای اطلاعاتی ماست. چون در این مساله احتمالا کاربرها سوالهای زیادی برایشان پیش میآید. گروه پشتیبانی سامانههای ما، هرکس هر جایی کاری داشته باشد درخواستی داشته باشد از ایرانداک سوالی داشته باشد نسبت به آنچه در ایرانداک اتفاق میافتد، از این طریق متصل میشود به ایرانداک. این گروه چند تا مسیر ارتباطی دارد که از طریق اینها کاربران میتوانند با ما ارتباط داشته باشند، تماس تلفنی و ایمیل را داریم، سیستم تیکتینگ Ticketing را داریم و چت آنلاین Online Chat را داریم. در مورد سیستم تیکتینگ، ایمیل و چت آنلاین عرض کنم، حالا اول چت آنلاین را میگذاریم یک کمی کنارتر، آن دو تا در هر روز کاری، جواب کاربر داده میشود. یعنی اگر کاربری درخواستی ثبت کرده باشد، حداکثر تا پایان روز کاری بعد جوابش را گرفته است. سیستم چت هم به محض اینکه متصل میشود درخواستش شنیده میشود و کارش پیش میرود. در مورد تلفن چالشهایی وجود دارد، چون دائم تماس گرفته میشود و کاربر هم زیاد است، گاهی یکی میخواهد زیاد صحبت کند و خط بیش از حد اشغال میماند، یک سری کاربرها امکان ارتباط را پیدا نمیکنند. ولی در آن دو سه مسیر دیگر قطعا به جواب میرسند و میتوانند کارشان را پیش ببرند.
گروه سوم ما اداره سامانههای اطلاعاتی است که به نظرم میرسد آنچه دکتر حسنزاده گفتند که شامل معاونت علم و فناوری اطلاعات ما میشود، آنچه را که تولید شده در این گروه تولید شده و توسعه داده شده و سامانههایی که از آنها صحبت میکنیم از اینجا نشات گرفته و تغییر و تحولی هم لازم باشد، اینجا اتفاق میافتد. فرای آن چند سامانه اصلی که صحبتش شد، مانند سامانههای پیشینه، ثبت، گنج، همانندجو که از سامانههای قدیمی ایرانداک هستند، در دو سه سال گذشته در همین اداره چند سامانه جدید آمده بالا، یکی از این سامانهها، سامانه احراز هویت یکپارچه ایرانداک یا SSO است.
تا تقریبا یک سال و خردهای پیش، اگر عملا یکی میخواست از خدمات ایرانداک استفاده کند، هر بار در یک سامانه ثبت نام میکرد، یک بار در سامانه گنج، یک بار در پیشینه، یک بار ثبت و حالا از یک سال پیش این سامانه احراز هویت یکپارچه آماده شده و دیگر لزومی ندارد درچند سامانه ثبتنام کنند. علاوه بر این، این سامانهها، از همین طریق به درگاههای احراز هویت دولت هم وصل هستیم و از طریق پنجره واحد کاربران میتوانند بروند استفاده کنند و به این سامانه وصل بشوند و بالطبع به بقیه سامانههای ایرنداک و احراز هویت. از این جهت که اطلاعات شسته و تر و تمیز توی سامانههای ایرانداک قرار میگیرد و کاربر هم با مشکل مواجه نمیشود. احراز هویت با سیستمهایی مانند ثبت احوال و شاهکار و شمارههای تماس کاربران صورت میگیرد. خب این سامانه SSO که آمد بالا، جز این مزایایی که تا اینجا داشته، باعث میشودکه «اَپ (app)» موبایلمان که یکی از برنامههایی است که روی آن کار شده و تقریبا نهایی است، بتواند روی این بستر بالا بیاید .
در ایرانداک معمولا کاربران با چهار پنج سامانه اصلی کار داشتند، ثبت، پیشینه، همانندجویی، گنج و آموزش تا یک جایی این پنج تا با هم ادغام شدند که حالا در «اَپ موبایل» شکل گرفتند تا کاربران بتوانند این اپ موبایل را نصب کنند روی گوشیشان و حالا هر کاری که با ایرانداک دارند با همین اپ موبایل کارشان را انجام بدهند. این کار تقریبا نهایی شده، تستهای نهایی آن دارد انجام میشود، و انشاءالله ظرف یک ماه آینده به سرانجام برسد. سامانههای دیگری هم توی پژوهشگاه و مرکز فناوری پژوهشگاه در اداره سامانهها توسعه یافته است. ما سامانه آوا را داریم که یکی از مهمترین سامانههای ماست که جدید راهاندازی شده است «آوا» به معنای آزمون و اخلاق پژوهش.
یکی از مسایلی که ایرانداک از قدیم انجام میداد، بحث پیشگیری از بدرفتاریهای علمی بود. یک سری از این بدرفتاریهای علمی عمدی بودند ولی یک سریهایش سهوی بودند، کاربر نمیدانست که این کاری را که دارم میکنم این هم جزو بدرفتاری حساب میشود یا نه؟ به این خاطر، این سامانه راهاندازی شده، توی این سامانه آموزش داده میشود به کاربرکه بداند بدرفتاری علمی چههاست و یا مصادیقش چیست؛ و یک آزمونی هم ازش گرفته میشود و در نهایت یک گواهی به او داده میشود که شما این را گذراندهاید و حالا از این به بعد دیگر هر کاری که انجام میدهید سهوی نیست.
عمرانی: دیگر بعدش نمیتواند بگوید من نمیدانستم یا اطلاع نداشتم.
پاکنیت: یکی دیگر از سامانههای تازهای که در ایرانداک راهاندازی شده، و هنوز کارش را کاملا آغاز نکرده، سامانه ساد یا سامانه انتشارات دانشگاهی است. ایرانداک درواقع Irandoc Document center بود و فقط Thesis نبوده و یک مدت به پایاننامهها و رسالهها محدود شده بود و کارهایی مغفول مانده بود و حالا در یکی دو سال گذشته با راهنمایی دکتر حسنزاده دوباره فعالیتهای ایرانداک گسترش پیدا کرده است. در این راستا ما چند سامانه راهاندازی کردهایم که یکی از اینها سامانه ساد است. یک قسمت مهمی از اسناد علمی کشور که وجود دارد کتابهای دانشگاهی هستند که اینها به ایرانداک بیایند. از طرف دیگر مسالهای که وجود داشت این بود که انتشارات دانشگاهی و کتابهای دانشگاهی عملا فروش چندانی نداشتند و انتشارات دانشگاهی، اوضاعشان خوب نبود. پلتفرمهای دیگری هم که وجود داشتند، توی پلتفرمشان از کتابهای انتشارات دانشگاهی منتشر میکردند، اشاعه هم میدادند، منتها آن ارزشی را که مثلا برای یک رمان قائل بودند، برای کتاب دانشگاهی نبودند، چون آن یکی ده هزار نسخه فروش میرفت ولی کتاب دانشگاهی آنقدر نبود نهایتش ممکن بود هزار نفر بخواهند. و این چالشی بود که به کتابهای عمومی اهمیت میدادند. سر این مساله ایرانداک توسعه سامانه انتشارات کتابهای دانشگاهی ساد را در دستور کار قرار داده و این سامانه کتابهای دانشگاهی، هر کتابی را در انتشارات دانشگاهی چاپ شده باشد، اینجا میآورد و در قالب مشخصی که هر امکانی که می تواند در اختیار کاربر باشد را از طریق این سامانه در اختیارش میگذاریم . مثلا کاربر میتواند با ابزارهای مختلف کتاب را به صورت شخصیسازی شده ببیند. توی گروه ببیند بدون اینکه مشکل داشته باشه که فونتش ریز باشد یا بخواهد چپچین و راستچین کند کاربری هست که کتاب را بخواند کاربری هست که میخواهد فونت متنش بالا و پائین شود، توی این سامانه این اختیارات را دارد و میتواند فونتش را تغییر بدهد رنگ وپس زمینه را تغییر بدهد، به این شکل انشاءالله یک تجربه خوب از مطالعه کتابهای دانشگاهی در اختیار کاربران قرار داده شود.
یکی دیگر از سامانههایی که توی همین حوزه جمعآوری دیتاهای علمی (دادههای علمی) در ایرانداک راه اندازی شده و ما داریم، پایگاه نشریات دسترسی آزاد ایرانیان DOAJI است. این پایگاه را ایرنداک با دو سه تا هدف راهاندازی کرده است؛ اول برای کمک به نشریات برای اینکه بتوانند نمایههای بینالمللی را راحتتر بگیرند ۲) کمک به پژوهشگرها برای دسترسی به مقالات علمی چاپ شده در نشریات ایرانی. نشریات ایرانی ۹۰% شان دسترسی آزاد دارند ولی بطور معمول سرچ میکنیم و یکی دوتا مقاله را پیدا میکنیم بعد وارد یکی دوتا سامانه میشویم، به نتیجه که میرسیم میگوید ۲۰.۰۰۰ تومان بده تا به این مقاله دسترسی داشته باشی و بتوانی مطالعهاش کنی، در حالی که اگر سایت اصلیاش را من بلد بودم راحت میرفتم و استفاده میکردم و متاسفانه خیلی از کاربران به این شکل اقدام نمیکنند و این پول را دارند میدهند. اگر یک جای یکپارچهای بود که این مساله را نداشت این مشکل حل میشد. این سامانهای را که صحبت کردیم برای حل این مساله اینک ایجادشده و نشریات نمایه شده داخلش قرار گرفته و مقالات هم دارد به مرور اضافه میشود و امیدواریم که به زودی پایگاه کاملی باشد از مقالات علمی فارسی.
یک مجموعه دیگری که خوب است در اینجا مطرح بشود و باید در ایرانداک وجود داشته باشد، مقالههای همایشها است که این هم سالهاست که مغفول مانده بود و باز امسال در دستور کار قرار گرفته است . ما باید بتوانیم مقالات همایشهای فارسی را هم که برگزار میشود داشته باشیم و از طریق یک درگاه یکپارچه در کنار هر آنچه Document سند وجود دارد در اختیار کاربر قرار بدهیم.
عمرانی: منظورتان محیط یک پارچه است. چقدر در این سالها فریاد زده شد که آقا محیط یکپارچه را به هم نریزید حتی چیزی مانند پایاننامهها که از سال ۱۳۴۷ یکپارچه و پایاننامههای همه دانشگاهها در یک نقطه یعنی ایرانداک بود، را ناقص کردند و متاسفانه با یک کتابخانه دانشگاهی شروع شد که میگفتند ما خودمان میخواهیم پایاننامههای خودمان را بفروشیم. در جائیکه کل آن فروش یک ده هزارم بودجه آن دانشگاه بزرگ نبود ولی یک یکپارچگی ملی را به هم زد و هنوز ترکشهای آن را داریم از تن ایرانداک درمیآوریم.
پاکنیت: بله دقیقا کاربران باید بتوانند همه اسناد را در یک محیط یکپارچه جستجو کنند. لازم نباشد یک کاربر میخواهد یک مقالهای را یک چیزی را پیدا کند، یک بار برود توی پایگاه گنج ما یک چیزی در پایگاه پایاننامه رساله جستجو کند، یک بار برود در پایگاه نشریات یک جای دیگر مقالات همایش را جستجو کند، یک جای دیگر کتاب و الی آخر. باید همه اینها از طریق یک درگاه یکپارچه در اختیار کاربران قرار گیرد.
یک خدمت دیگر که باز هم از طریق یک سامانه دیگر که تقریبا نهایی است و انشاءالله آن را به زودی ایرانداک میخواهد ارائه بدهد، بحث ویراستاری متن است. خیلی وقتها داریم میبینیم که دانشجویان به خاطر اینکه در نوشتن مشکل دارند، میروند بیرون و هم هزینههای زیادی میپردازند و هم مقاله نهاییشان خوانایی خوبی ندارد، اشتباهات نوشتاری دارد، اشتباههای نوشتاری و غلطهای املایی، نگارشی و این چیزها داخلش هست. در این راستا یک سامانه جدید ویراستاری متن به زودی رونمایی خواهیم کرد که ویراستاری متن را برای پژوهشگران انجام بدهد. متن را بتوانند بارگزاری کنند تا اگر اشتباهاتی وجود دارد نشان بدهد و بعد اصلاحش را هم نشان بدهد که متون نهایی به بهترین شکل ممکن باشند و در اختیار جامعه علمی قرار بگیرند.
یک پایگاه دیگری که تقریبا یک سال و نیم دو سالی هست که رونمایی کردهایم، «پایگاه جهت» است. تا اینجا فقط دادههای این دو نوع سند (پایاننامه و رساله) است. این پایگاه کارش جهتدهی علمی است. کارش این است که میرود پیشنهادهای پژوهشی را از دل پایاننامهها بیرون میآورد و اینها را در اختیار کاربر قرار میدهد. یعنی کاربر میتواند جستجو کند در این پایگاه. خُب شما بهتر میدانید که چه فایدهای دارد.آنجا میبیند که پژوهشگران دیگر گفتهاند که این مسایل هست و ما تا اینجا کار کردیم و تا اینجا را رفته ایم و از اینجا به بعد یک نفر دیگر روی آنها کارکند.
این سامانههایی بود که من حضور ذهن داشتم و گفتم، نکتهای که ماند گروه چهارمی بود که در مرکز فناوری اطلاعات داریم که تا اینجا اسمش را نگفتیم «گروه برنامه ریزی و طراحی فناوری اطلاعات» که این گروه کاری که دارد انجام میدهد در زمینه تجزیه و تحلیل سامانههای ما فعالیت میکند. وبسایت اصلی ما دستش هست و پیگیری یک سری اموراتی که از سمت ایرانداک لازم است. کارهایی که در حوزه فناوری اطلاعات ایرانداک با سازمانهای دیگر باید همکاری کند و انجام دهد را برنامهریزی میکند.
یکی از مواردی که چند سالی هست در کشور راه افتاده بحث توسعه دولت الکترونیک است. که ایرانداک هم در این حوزه فعالیت کرده و سعی کرده خودش را به بهترین شکل ممکن توسعه بدهد و خدماتش را کاملا الکترونیک و به بهترین شکل ممکن در خدمت کاربر قرار دهد. در کشور سالانه یک یا دو ارزیابی در این حوزه توسط وزارت ارتباطات انجام میشود، و باید بگویم ایرانداک خدا را شکر در این حوزه وضعیتش خیلی خوب است. این را بگویم که ظرف دو سه سال گذشته ما مرتب پیشرفت داشتیم و آن رتبهای که در نهایت به دست آوردیم نشاندهنده این پیشرفت است. اگر اشتباه نکنم در کشور سه دوره پیش ما هفتاد بودیم از حول و حوش ۱۵۰ و سری بعدی رسیدیم به ۵۰ از ۱۶۰ و در آخرین ارزیابی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ما رتبه چهارم را به دست آوردیم. ارزیابی جدیدی هم که انجام شده، به لحاظ امتیازی ما جایگاه خوبی به دست آوردهایم. هر چند رتبهبندی را نگفتهاند، ولی اگر این ارزیابی برای دولت الکترونیک صد امتیاز داشته باشد میتوانم بگویم ایرانداک بالای ۹۵ امتیاز کسب کرده و همانطور که گفتم رتبهبندی نهایی هنوز اعلام نشده است. ما آخرین ارزیابیمان در کل کشور وبین دستگاههای اجرایی رتبه چهارم را داشتیم و در وزارت علوم رتبه دوم را از بین دانشگاهها و پژوهشگاهها و موسسات به دست آوردیم.
عمرانی: خیلی ممنون از شما. من خودم کاملا گیج شدم از این همه سامانه کاربردی.
عمرانی: من همیشه و همه جا میگویم من کتابدارم. من عضو هیئت علمی و پژوهشی نیستم من کتابدارم درنتیجه همیشه نگاهم به کارهای عملیاتی شده و کاربردی بوده و در واقع همیشه این خط را دنبال کردهام و خودم هر وقت که بدانم کاری است که میتوانم کمک کنم، میروم و کمک میکنم اگر بلد باشم.
پاکنیت: بله ما هم به شما زحمت زیاد دادهایم.
عمرانی: خواهش میکنم. باید بگویم خیلی خوشحالم این کارها دارد میشود، از یک جایی دارد شروع میشود. بعضی از این کارها خیلی تازه است خیلی تازه. ولی مطمئنا یک مدتی از زمان شروع به کار آن بگذرد، اگر درست پشتیبانی شود قطعا مردم به شما میپیوندند و زمانی موفق هست که کاربران به شما بپیوندند و حتما این اتفاق میافتد فقط یک سوال دارم.
وقتی صحبت از دسترسی آزاد میکنیم، نشریات دانشگاهی ما همه دسترسی آزاد است. تنها ایرادی که میتوانیم بگیریم که با استاد بزرگوارم دکتر رسول جعفریان هم سه چهار سال پیش صحبتی که داشتم این بود که دسترسی آزادتان را رسمی کنید، دسترسی آزاد با پروتکلهای جهانیِ دسترسی آزاد رسمیت پیدا میکند. صرف گذاشتن دیتای رایگان در شبکه، دسترسی آزاد نیست. وقتی دسترسی آزاد شما موفق است و رسمی است که شما مانند همه موسسات بزرگ دنیا، Fair Use یا دسترسی آزاد غیرانتفاعی را رسمی کنید، و اجازه انتفاع ندهید مثلا با Creative Common پروتکلی که از خیلی سال پیش گفتیم و چند سالی است که در ایران هم استفاده میشود. اکنون تقریبا همه مجلات دانشگاهها این پروتکل را استفاده میکنند. دادههایتان را نگذارید و بگوئید آقای شرکت جمعه ماجد دبی شما بیا ببر بفروش و سودش مال تو. دیتایتان را بگذارید که مردم همه جای دنیا بروند رایگان استفاده کنند و کار علمی بکنند، نه دیگر با دادههای شما یک نفر دیگر یک تجارت جدید راه بیندازد. به هر حال این دسترسی آزادها همه شان دسترسی آزاده. فقط میماند ساد. سامانه انتشارات دانشگاهی. با دکتر حسنزاده هم صحبت کردهایم و حالا توضیح میدهم.
ببینید ناشران دانشگاهی امنیت شما را میپرسند. من کتابم را بیاورم بگذارم در شبکه شما، که شما برای من بفروشید. شبکه شما چقدر امنیت دارد، چقدر ممکن است کتاب من از اینجا لو برود و سرمایه من از بین برود. امنیت این شبکه را سوال دارند. از من هم که کارهای نبودم در این قضیه، و ارتباطی به این موضوع ندارم سوال شده. که این سامانه ایرانداک که میگویند بیائید کتاب بگذارید واقعا چقدر امنیت داره، امنیتش خوب است. میتوانید چیزی الآن بفرمائید یا بگذاریم در یک فرصت دیگر.
پاک نیت: من یک توضیح کلی بدهم؟ در بحث امنیت همیشه میگویند که امنیت صد درصد نیست. میگویند سیستمی امنیت داره که ایزولهاش کنید بگذارید یک گوشه و اصلا کاری بهش نداشته باشید. ولی همه اقداماتی که میشود انجام داد و بهترین سطح امنیت را ایجاد کرد به بهترین شکل ممکن در ایرانداک صورت میگیرد. خدمتتان گفتم ما سرویسهایمان را از طریق یک دیتاسنتر بیرون از پژوهشگاه ارائه میدهیم. و در آن قسمت ما انواع و اقسام فایروالها را داریم. «وف» داریم. نرمافزارهایی که لازم هست را ما آنجا داریم و توسعه دادهایم. این کارهای سختافزاری و کارهایی ورای خود سامانه است که این کارها را انجام دادهایم. در خود سامانه یک مسالهای که وجود دارد این است که کاربر نتواند کتاب را دانلود کند، چون اگر بتواند دانلود کند به احتمال یک نفر میتـواند بردارد و کتاب دست به دست برود و میشود همین نگرانی که شما دارید و ناشران دارند. در سامانه ساد ما این کارها را انجام دادهایم. یعنی هر آنچه که هست، اول اینکه کتاب یک جا نیست که کاربر بتواند آن را دانلود کند. دوم صفحه به صفحه دارد جلو میرود. هر صفحه به شکل عکس است و امکان کپی کردن و سلکت کردن نیست و سوما واتر مارک دارد رویش قرار میگیرد و به این طریق اگر هم از جایی برداشته شود و منتشر بشود قابل ردیابی است. نمیدانم کافی است؟ اگر لازم است توضیح بیشتر بدهم.
رسولی: اگر اجازه بدهید من یک توضیحی بدهم. من فکر میکنم حالا بحث امنیت یک بحث است، بحث مهمتری که وجود دارد سلیقه و نیاز کاربر است. به قول فرمایش دکتر پاکنیت و حضرتعالی آن امنیت هیچوقت صد در صد نخواهد بود و نیست. یعنی وقتی آمد توی شبکه این که شما واقعا انتظار داشته باشید استفاده غیر قانونی از آن محتوا نشود به نظرم غیر ممکن است. همین الان دادههای خود الزویر و اشپرینگر دارد به سرقت میرود، آن محتوایی را که منتشر میکنند. ولی اگر ما بیائیم و سلیقه کاربر امروزی را بگذاریم در معادله آن وقت شاید ما به یک حد وسط بسنده کنیم. یعنی ما میپذیریم که امنیت صد در صد نیست ولی از آن طرف هم استفاده از منابع چاپی روز به روز دارد کاهش پیدا میکند برای همین است که الان مراجعه به کتابخانههای دانشگاهی ما کم است. خیلی از کتابخانههای دانشگاهی ما کاربرانشان به شدت افت پیدا کرده. دیگه اینکه کاربر بیاید کتاب چاپی مطالعه کند، خیلی کم شده. مگر اینکه حالا بیاید دنبال کتابی. مثلا کتابی بخواهد که ۱۳۶۷ منتشر شده و اینک نسخه دیجیتالش وجود ندارد. به نظرم، هم دانشگاههای ما و هم ناشران ما باید به این طرف حرکت کنند و اگر قرار باشد به این سمت حرکت کنند، ناگزیر ریسکهایی وجود دارد که باید آن را بپذیریم، یعنی یک جورهایی عرض کردم اون حد وسط را به آن بسنده کنیم و میپذیریم که یک مقداری ریسک سرقت محتوا وجود دارد ولی در کل اگر یک نگاه فراگیر داشته باشیم در نهایت، هم به سود ناشرن است و هم به سود کاربران و ایرانداک در این میان به دنبال آن فرهنگسازی است و ما سعی میکنیم به نوعی جامعه ایران را با آن پارادایمهای به روز و جدید آشنا کنیم و آن فرهنگسازی را در جامعه ایرانی پیادهسازی کنیم.
حسنزاده: من یک توضیحی بدهم. یک کتاب وقتی که منتشر میشود، در سه جا اکسپلوز میشود (در معرض قرارمیگیرد)، بگویم چهارجا. یکی در دستگاه و تبلت خود نویسنده است. کتاب نهایی را که میخواهد بفرستد به ناشر ایمیل میکند، عرض کنم روی دستگاهش هست روی فلشش هست این یک گلوگاه است.
رسولی: یا روی کلودش (فضای ابر) هست.
حسنزاده: بله یک جایی میگذارد که شخص بردارد. دومین گلوگاه جایی است که میخواهد برای کتابش مجوز بگیرد. از طریق سامانه وزارت ارشاد ناشر این کتاب را ارسال میکند برای وزارت ارشاد، بعد وزارت ارشاد آنجا کتاب را بررسی میکنند و ممیزی میکنند و بعد به آن مجوز میدهند که به صورت مجزا به محتوا و همچنین برای طرح جلد مجوز صادر میکنند. سومین گلوگاه فیپا است که زمانی که میخواهید برای کتابتان فیپا بگیرید آن را در سامانه کتابخانه ملی بارگزاری میکنید. در سامانه فیپا به کتابخانه ملی میفرستید، و بعد آنجا در نهایت فهرستنویسی پیش از انتشار میشود و در اختیار قرار داده میشود. چهارمین گلوگاه زمانی است که میخواهید بدهید به سامانههای فروش. سامانههای فروش عمدتا کتاب را از شما به صورت فایل ورد یا پی دی اف دریافت میکنند و اغلبشان به صورت پی دی اف در سامانه خودشان قرار میدهند و این امکان را فراهم میآورند که شخص اگر خریده بتواند کتابش را دانلود کند. بعضیهایشان هم این امکان را فراهم نمیآورند. در این چهار گلوگاه احتمال اینکه در یک مرحله این کتاب مورد سرقت قرار بگیرد وجود دارد.
رسولی: البته یک گلوگاه دیگر هم هست. منِ کاربر که این کتاب را میخرم، روی سیستم خودم یا روی تلفن همراهم قرار میدهم و در دسترس است.
حسنزاده: بله. باز دوباره امکانش هست. پنجمین گلوگاه آن است که کاربر کتاب را خرید کرده و آن را روی دستگاه خودش بارگزاری میکند. ایرانداک برای اینکه این اتفاق نیفتد آمده کلا مساله را از یک نقطه دیگری نگاه کرده. ایرانداک نه از ناشر متن میگیرد و نه فایل میگیرد. ناشر از ایرانداک فقط یک آموزش میگیرد. ناشر خودش باید کتابش را تبدیل به «ایپاب» (Electronic Publishing – ePub) بکند و برود در سامانه ما بارگزاری بکند. یعنی ما فایلی از نویسنده و ناشر نمیگیریم که ببریم جایی بگذاریم که بگوئیم آن فایل آنجا است و کاربری بتواند برود و آن را بردارد و سوءاستفاده خودش را بکند و در واقع مورد دستبرد واقع بشود. بنابراین الان از آنجایی که خود ناشر بارگزاری کننده است و کتاب به آن شکلی که روی کامپیوتر او قرار دارد توسط ما دریافت نمیشود و روی سیستم ما بارگزاری نمیشود و ایپاب دریافت میشود، سیستم ساد در ایرانداک امنترین و مورد اطمینانترین سامانه در کشور و بلکه در جهان است. دلیلش این است که در کشورهای مختلف هم از ابتدا تاکید روی پی دی اف بوده، به این شکل که پیدیاف را بارگزاری بکنید. مثلا پایگاه ایبرری Ebrary را نگاه بکنید به صورت پیدیاف بوده و در نهایت شخص به صورت صفحه به صفحه میتواند دانلود کند یا کپی پیست کند یا عکس بگیرد، اما در اینجا این اتفاق نمیافتد. دلیل ما این است که در دانشگاهها خواندن مهمتر است، یادداشت گذاشتن مهم است و کامنت گذاشتن خیلی مهم است. در واقع سامانه ساد این امکان را فراهم میآورد که کتابها وقتی در اختیار شخص قرار میگیرد اولا بتواند با دیوایسهای (Device) مختلف بخواند. اگر روی دسکتاپ خودش خوانده، و نصفه و نیمه مانده علامت بزند که من تا اینجا خواندم، برود در منزل روی موبایلش باز بکند ببیند کدام صفحه بوده از آنجا شروع کند. اگر از آنجا رفت جای دیگر روی تبلت خودش بخواند صفحهاش را روشن کند، فونتش را بزرگ بکند زیرش را خط بکشد، دورش یادداشت بگذارد. هر تغییری که می خواهد روی آن متن انجام بدهد، می تواند این کار را بکند و بعدا هدیه بدهد به دانشجویش اگر استاد است، اگر همکلاس است ، به همکلاسیش در قالب لینک و بعد کسی که آن لینک را دریافت میکند، اگر خرید انجام داده باشد، میتواند استفاده کند و اگر سوءاستفادهای انجام داده باشد، واترمارک خودش نشاندهنده این است که این را آقای عمرانی میخوانده و یا شخص دیگری میخوانده، بالاخره هر اتفاق دیگری بیفتد، به دست آقای عمرانی اتفاق افتاده، کس دیگری این کار را انجام نداده است. در واقع ما امنیت چند لایه را برای این کار در معماری اولیهاش پیشبینی کردهایم و من میخواهم در واقع به عزیزانمان در انجمن ناشران دانشگاهی و دانشگاهها این اطمینان را بدهم که سامانه ساد موثرترین و ایمنترین سامانهای است که برای در اختیار گذاشتن و خواندن کتابهای دانشگاهی وجود دارد. چه کتاب توسط دانشگاهها منتشر شده باشد و چه توسط ناشران عضوِ انجمن ناشران دانشگاهی. و این ایمن بودن را امیدوارم که روز به روز هم ارتقاء پپیدا بکند. البته ما هر کاری هم که انجام میدهیم همیشه باید یک درصدی به عنوان اینکه ممکن است اتفاق سوئی هم بیفتد در نظر بگیریم. از فروش کتابهای چاپی که ما سفت و سختتر نداریم. همان را میگیرند و با موبایل عکس میگیرند و تبدیل به همان کتاب میکنند و میبرند در جاهای دیگر میفروشند. ولی برآورد ما این است که سامانه ساد امنیتش از فروش چاپی هم بالاتر است دلیلش این است که شما فایلی را در اختیار ما نگذاشتهاید که آن شخص هم بتواند فایلی دانلود کند و این نکتهای است که ما از ابتدا به آن توجه کردهایم.
عمرانی: یک سوال دیگر هم داشتم در مورد سامانه مقالههای همایشها. ببینید در یک دورهای ایرانداک مسئول این کار بود تا دهه ۶۰ و ۷۰ و کاری که میکرد فهرست مقالات همایشها داشت منتشر میشد و الکترونیک و زرنگار هم شد. سال ۱۳۹۱ معاونت اطلاعات علمی فعلی دوباره شروع کرد که این کار با تغییر ریاست در ایرانداک متوقف ماند. و جزءکارهای اولویت دار قرار نگرفت. الان که شروع کردید یک مقداری دیتا داریم و آن دیتایی که خود ایرانداک گردآوری میکرد موجود است. الان شما مقالههای همایشها را از چه تاریخی جمعآوری میکنید؟ و نکته دوم اینکه باید مقایسهاش کنم با پایاننامهها، پایاننامهها در سایت ایرانداک بارگذاری میشود ولی برای همایشها این اتفاق نمیافتد. شما لینک به جایی که مقاله کامل منتشر شده میدهید؟ یا آن هم مانند پایاننامهها تبدیل میشود به یک واسپارگاه/ریپازیتوری و دسترسی میدهید؟ و نکته سوم سپاس از اینکه به سمت یک واسپارگاه یکپارچه اطلاعات علمی کشور حرکت میکنید، چیزی که جایش در کشور خالی است.
پاکنیت: مقالههای همایش خوب قطعا یک سری چالشهایی دارد، ژورنالها اکثرا مادامالعمر فعالیت کردهاند و مقالههایشان هست. یعنی هر نشریهای را در نظر بگیرید مثل خود نشریه ایرانداک، ما به سایتشان برویم از شماره اول همه مقالههایش از ابتدا روی سایتشان و در دسترس هست و ما می توانیم اطلاعاتش از روی سایتشان برداریم حتی آنچه که جدید است، آخرین شمارهای که چاپ شده. این مساله را نداریم ولی ما دنبال این هستیم که تا یک جایی که خود ایرانداک جمعآوری کرده و از یک جایی به بعد هم حالا سعی میکنیم دست کم در حد متادیتایشان (فراداده) را داشته باشیم و بعد از آن تصمیم بگیریم که حالا چه کاری میخواهیم انجام دهیم.
عمرانی: خیلی ممنون دکتر پاکنیت. اگر اجازه بدهید بیائیم سراغ دکتر بیرامی و سوال کنیم در مورد کارهایی که دارند انجام میدهند. دکتر حمیده بیرامی مسئول اشتراک منابع در پژوهشگاه هستند، در حدود ۲۰ سال و شاید بیشتر و مسئولیت سامانه آک (آمار کتابخانهها) با ایشان است.
بیرامی: من میخواهم از اهمیت آمار در کارمان بگویم، که شما خودتان به آن واقفید. دو نکته را باید بگویم. اول اینکه از همان سال ۷۸ که طرح غدیر شروع شد، تا هر زمان که طرحهای اشتراک منابع دیگر برای وزارتخانه ارسال میشد، برای هر طرح جدید همیشه موضوع اصلی این بود که این کاری که شما میخواهید انجام دهید برای چه تعدادی است. نکته دوم هم که از همان ابتدای کارم به یاد میآورم و خیلی مهم بود، این بود که کتابخانهها بودجههایشان به سرعت داشت کاهش پیدا میکرد و نیاز داشتند که برای اینکه بتوانند به کاربرانشان خدمات بدهند در واقع هر چه بیشتر به سمت همکاری بین کتابخانهها بروند.
هر دو مسئله برای ما کلیدی بود و از همان ابتدا به ما گوشزد میکرد که خلائی داریم که خیلی مهم و زیرساختی است، حالا این خلاء چیست؟ این خلاء همان آمار است. باید شروع کنیم، بیاییم آمار کتابخانه را درواقع گردآوری کنیم. آمارنامههای مختلف در کشور در میآمد، و میآید. آمارنامه آموزش عالی، آمارنامه فرهنگی ایران از سوی وزارت ارشاد، و غیره. ولی هیچکدام آن آماری که میخواستیم نبود. ما آمار کتابخانههای دانشگاهی را نیاز داشتیم، چون مشتری خدماتمان کتابخانههای دانشگاهی بود درواقع کارایی آمار کتابخانه چه بود؟ این بود که اول از همه ما بدانیم کتابخانهها چه دارند و چه ندارند. چون به همان تعداد اقلامی که شما میفرمایید که در یک کتابخانه وجود دارد، میتوانیم بررسی کنیم که چه چیزهایی ندارد. گاهی هم میشود از دل آمار نداشتهها را استخراج کرد. مثلاً میگوییم که همه کتابخانهها بگویند آیا نسخه خطی دارند یا ندارند؛ بعد که در سطح کلان، دادهها گردآوری و بررسی میشود، تعداد کتابخانههایی هم که نسخه خطی ندارند هم مشخص میشود و امکان برنامهریزی پیدا میشود. پس دو وجه مهمی که در آمار کتابخانه مسئله اصلی بودند با این رویکرد قابل بررسی است.
عمرانی: آیا شما در آک مقایسههای آماری هم دارید؟ رتبهبندی هم میکنید؟ تا چه سطحی و بر چه مبنایی؟
بیرامی: بعد از اینکه ما آمدیم در واقع آمار کتابخانهها را گردآوری و تحلیل کردیم، توصیف دادههایی که دارند یا ندارند را انجام دادیم، سطح بعدی این است که حالا بگوییم کتابخانهها بالاخره رتبهشان چیست؟ جایگاه کتابخانهها کدام است؟ یعنی کدام کتابخانه در هر یک از این معیارهای ما در جایگاه بالاتر یا پایینتری قرار دارد. در نیروی انسانی قوی است، در مجموعه ضعیف است؟ در کدام بخش وضعیت بهتر یا بدتری دارد؟ البته میدانیم که صرف رتبهبندی تنها کمک نمیکند. به تنهایی عملاً میشود گفت هیچ اتفاق خاصی در کتابخانه رخ نمیدهد. کتابخانهای که مثلاً رتبه یک را در نظر میگیرد برای خود، رتبه اول خیلی احساسش خوب است، آن کتابخانه هم که مثلاً در جایگاه دویست و سیصد است آن هم خب خیلی احساسش بد است و همیشه فکر میکند که چه کار اشتباهی کرده و چه بسا خدماتی که دارد انجام میدهد اصلاً ارزش دارد یا ندارد.
عمرانی: برای این رتبهبندیها حتما مبنایی دارید؟
بیرامی: بله. گام بعدی که ما انجام دادیم این بود که برویم ببینیم که این کتابخانهها با این وضعیتی که دارند چگونه مقایسه و رتبهبندی بشوند. طبیعتا میرسیم به استانداردها. یک سطح مقایسه با استانداردهای ملی بود. .برای چه؟ برای اینکه ببینیم که این کتابخانه که در این رتبه قرار گرفته است آیا تاثیر آن در سطح ملی به چه شکلی است. مثلاً میبینیم که یک کتابخانهای در واقع شهرت کشوری زیادی دارد و اسم موسسهاش هم خیلی بزرگ و شناخته شده است ولی بعد که میآمدیم با استاندارد مقایسه میکردیم یک دفعه میدیدیم که به نسبت تعداد استاد و دانشجو و مجموعه و خدمات و تاثیرگذاری بر مخاطب، استاندارد نیست و یک افت هفتاد هشتاد پلهای پیدا میکند. خب حالا این را در سطح ملی مقایسه کردیم و کتابخانههای استانداردتر خودمان را با معیارهای استاندارد ملی سنجیدیم و رتبه دادیم حالا ببینیم در سطح بینالمللی و در سنجش با معیارهای بینالمللی در چه وضعیتی است.
عمرانی: واقعا این کار شده است؟ یعنی مقایسه ملی و بینالمللی شده است؟
بیرامی: مقایسههایی شده. و نکتههای جالبی هم پیدا شده. مثلا این که کتابخانهای که ممکن بود در چند دوره به لحاظ تاثیر ملی در رتبههای بالا قرار میگرفت وقتی تو سطح بینالملل قرار میدادیم آن را میدیدیم که این رتبه در مقایسه با معیارهای جهانی به شدت افت نشان میدهد. به ویژه در شاخصهای تاثیرگذاری. نشاندهنده چه بود؟ این بود که خیلی از کتابخانههای ما در سطح ملی در واقع دارای جایگاههای بزرگ بودند یا در آمارهایشان تاثیرات زیادی را میخواستند به ما نشان بدهند، میدیدم وقتی در سطح بینالملل میروند شاخص تاثیرشان چندان جالب نیست. و بر محیط خود تاثیر زیادی ندارند. در واقع میتوانستیم کشف کنیم که کتابخانههای پیشروی کشورمان کدام هستند. پس این کار هم در این دو سطح انجام شده است.
عمرانی: ببینید در ارزیابیهای نوین شاخص تاثیر خیلی مهم است و حتما تاثیر کتابخانه بر کاربران اندازهگیری میشود. به این مساله هم نگاه کردهاید؟
بیرامی: به دنبال این کار بودیم. دقت کنید، خیلی وقتها سازمانها به خصوص در اینجا کتابخانههای خاصی کارهایی را دارند انجام میدهند، شاید هم شصت هفتاد سال است دارند این کار را انجام میدهند، از دید خودشان هم خیلی کار خوبی است، خیلی هم کار شایستهای به حساب آمده و به قول امروزیها برند آن کتابخانه شده است، ولی بعد که میروی نظر کاربران را میپرسی میبینی اصلاً کاربر یک چیز دیگر میخواهد. پس در واقع میبینید که اصطلاح عامیانه آن میشود که ما داریم یک کاری میکنیم که انگار خودمان داریم از کار خودمان تعریف میکنیم؛ پس شاخص تاثیر آنها در رتبهبندی پائین میآید و افت میکند. یعنی کتابخانهها دارند تلاش میکنند، توی سر و کله خودشان میزنند و در نهایت میروند مقداری بودجه میگیرند و میآورند این همه برنامه تدوین میکنند و این همه هم کار انجام میدهند، حالا آخرش میبینید که اصلا کاربر اینها را نمیخواهد. در نتیجه کاربر دارد راه خودش را میرود، کتابخانهها هم دارند راه خودشان را میروند.
عمرانی: شما چه پیشنهاد میکنید؟ چه باید کرد؟
بیرامی: آمارهای درست و دقیق گردآوری کنیم و ارزیابیها را اصلاح کنیم و همه کتابخانهها را ارزیابی کنیم. همانطور که گفتم با رویکرد فعلی فاصله بین کاربران و کتابخانهها روز به روز زیادتر میشود. ما این را چطور متوجه شدیم؟ با تحلیل آماری، با ارزیابی. ارزیابی خود کتابخانهها. بعد از اینکه ما فهمیدیم که خب حالا تمرکز کتابخانهها در چه چیزی است و تمرکز در واقع کاربران در چه موردی است، گام بعدی که داریم انجام میدهیم این است که بگوییم خب حالا کتابخانههای پیشرو که پیشقدم هستند و به سمت نیازهای کاربر حرکت کردهاند یا میکنند کدام هستند. اینها را به عنوان نمونه خوب (Best practice) معرفی کنیم. با نگاه به این سرآمدها و بهترین نمونهها فاصله آنها را با کتابخانه خودمان محک بزنیم. ما در اینجا شروع کردهایم و این کار محکزنی هم دارد انجام میشود. اینها شاخصهای مختلف دارند. تمام این در واقع کارهایی که دارد انجام میشود بر اساس استانداردهایی است که از گذشته در دست بوده و ما لازم داریم که استانداردها را به روز کنیم و استاندارد نوینی تدوین کنیم؛ که خبر دارم در ایرانداک استاندارد نوین کتابخانههای دانشگاهی در دست کار است. چون تا ما این ابزارها را نداشته باشیم، نمیتوانیم ارزیابی خوب انجام دهیم و بگوییم مشکلات کتابخانهها کدامها هستند. زمانی که ما تمام این زیرساختها را درست کردیم، و استاندارهای تازه را تدوین کردیم نهایتاً میتوانیم همکاری بین کتابخانهها یا اشتراک منابع را گسترش بدهیم. این کل کاری است که در واقع من در این گروه سعی میکنم انجام بدهم.
عمرانی: استاندارد جدید و استفادهای که از استاندارد میکنید را هم میشود توضیح بیشتری بفرمایید؟
بیرامی: در واقع استاندارد محکزنی است. با روش محکزنی کتابخانهها است که در واقع فاصله کتابخانهها را داریم مشخص میکنیم. فاصلهشان با هم و با سرآمدها، بهترین نمونهها در هر معیار و شاخصی و در هر بخشی. کتابخانه متوجه نقاط قوت و ضعف خودش بشود. نمونه سرآمد را ببیند و در واقع به آن سمت جهتگیری کند.
مایلم یک نکته دیگر را هم بگویم. ما خیلی وقتها خیلی کارها داریم انجام میدهیم بعد که میرویم در دنیا به صورت علمی بررسی میکنیم میبینیم که خب خیلی سالها قبلتر از ما دیگران این کارها را انجام دادهاند، ما چون آنها را اطلاع نداریم فکر میکنیم خودمان خیلی پیشرو هستیم. بعد که میرویم نگاه میکنیم میبینیم ما چقدر عقبیم. مثلاً همین آمار کتابخانهها. ما خودمان آمار کتابخانهها را وقتی داریم از سال ۹۴ تا حالا به صورت سالانه منتشرش میکنیم، فکر میکنیم که در ایران پیشرو هستیم و خب واقعاً هم داریم یک کار پیشرویی در ایران انجام میدهیم ولی وقتی که به کل دنیا نگاه میکنیم آمار کتابخانه ۱۲۰ سال است که دارد در تمام دنیا منتشر میشود. به مخیله خیلیها فکر نمیکنم برسد، که الان مثلاً ما آمار کتابخانههای سیار آمریکا را داریم، میتوانیم ۱۲۰ سال برگردیم عقب ببینیم آنها کتابخانه سیارشان چه شکلی بود.
ولی اینجا نکته جالبتر این است که در بررسی اسنادی که انجام دادم به این نکته رسیدم که زمانی که ما شروع کردیم، یعنی ایران به لحاظ جغرافیایی شروع کرده و آمار کتابخانه تدوین کرده بود، اسناد ما نشان میدهد اولین بار به سال ۱۳۰۱ میرسد. یعنی ما حدودا در همان سالها که آنها شروع به این کار کردهاند تا در واقع آمارگیری کتابخانه در سطح وسیع انجام بدهند، ما این کار را شروع کردیم اما مشکل ما این است که ما رها میکنیم. و آنها ادامه میدهند. ما با آمدن و رفتن آدمها یا مثلاً با خوشایند یا بدایند آدمها متاسفانه همه چیز را رها میکنیم ولی آنها آمارشان پیوسته وجود دارد، پیوستگی دارد و یکی از الزاماتی که آمار دارد این است که باید حتما تداوم داشته باشد. چون آماری که تداوم داشته باشد صعود و سقوط را نشان میدهد. حالا تا وقتی که بتوانیم هر کاری که از دستمان برآید، انجام میدهیم هر وقت هم نشد که در تاریخچههای بعدی از ما یاد میکنند.
عمرانی: انشاالله که بشود و دستتان هم درد نکند و خسته نباشید از همه این زحمتها. سپاسگزارم.
