مالکیت فکری و حقوق مؤلف، پایه و اساس حمایت از آثار خلاقانه انسان را تشکیل میدهند و در دو بُعد مادی و معنوی تبیین میشوند. حقوق مادی، شامل بهرهبرداری اقتصادی، تکثیر، انتشار، ترجمه و عرضه عمومی اثر است و معمولاً قابل انتقال، فروش یا ارث است. در مقابل، حقوق معنوی مستقیماً به شخصیت و شأن مؤلف متصل است و غیرقابل انتقال و ذاتی شخصیت اوست. در این میان، حق بازپسگیری (عدول) مؤلف بهعنوان مهمترین مصداق حقوق معنوی، امکان بازپسگیری اثر را پس از عرضه عمومی فراهم میکند.. این حق، ماهیت شخصی و غیرقابل انتقال دارد و حتی در صورت انتقال حقوق مادی به دیگران، مؤلف همچنان کنترل معنوی بر اثر خود را دارد.
در نظامهای حقوقی اروپایی، بهویژه فرانسه و آلمان، حق بازپسگیری (عدول) دارای کاربرد عملی و اجرایی است و با رعایت حقوق بهرهبرداران و جبران خسارت احتمالی، تعادلی میان شأن اخلاقی مؤلف و حقوق اقتصادی ایجاد میکند. در مقابل، تابعان نظام کامنلا، مانندآمریکا و انگلستان، تمرکز اصلی بر حقوق مادی دارند و امکان اعمال گسترده حق بازپسگیری (عدول) محدودتر است و اغلب تابع قراردادها است.
حق بازپسگیری (عدول) در عمل مستلزم رعایت موازین مشخصی است و اعمالش تنها در صورت ضرورت اخلاقی، فنی یا اجتماعی مجاز است و البته منوط به جبران خساراتی است که به ناشر اثر وارد میشود و این جبران باید پیش از اعمال حق صورت گیرد.
افزون بر این، حق بازپسگیری (عدول) نه تنها یک حق اخلاقی و شخصی است، بلکه یک ابزار حقوقی واقعی محسوب میشود که اصالت اثر و شأن مؤلف را تضمین کرده، در تعادل میان منافع خصوصی و عمومی نقش کلیدی ایفا میکند. این حق، در چارچوب قوانین تطبیقی و داخلی، بازتاب ارزشهای انسانی و کرامت خالق اثر است و نشان میدهد که حقوق معنوی ابزاری مؤثر و کاربردی برای حفاظت از شخصیت و خلاقیت مؤلف به شمار میرود.
با آنکه حق بازپسگیری (عدول) در حقوق ایران پذیرفته نشده و حقوقدانان ایرانی معاذیری برای پذیرش آن مطرح کردهاند، نتیجه بررسی صورت گرفته در این پژوهش، پیشنهاد به قانونگذار ایرانی برای پیشبینی این حق در حقوق مالکیت فکری ایران است.
بیگزاده آروق، صفر. زودآیند. مبانی و آثار حقوقی اعمال حق عدول (اصلاح) در اثر ادبی (مطالعه تطبیقی). تهران: پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران.
