زبان در کاربرد و بافت زبانی، مفهومهای مهمی در فلسفه زبان و زبانشناسی پیکرهای هستند. در میان فیلسوفان، دیدگاه ویتگنشتاین در خصوص زبان در کاربرد با زبانشناسی پیکرهای شباهتهایی دارد. این دو رویکرد هر دو بر اهمیت مطالعه زبان در بافت زبانی تأکید میکنند و برخی دیدگاههای سنتی از زبان را به چالش میکشند. مقاله حاضر تلاش میکند تا این نکته را توضیح دهد که ایده زبان در کاربرد و مطالعه زبان در بافت در فلسفه زبان، بهویژه دیدگاه ویتگنشتاین متاخر، با مطالعه پیکرهای زبان در زبانشناسی مدرن که بهجای تکیه بر شهود زبانی، از کلانداده در تحلیل زبانشناختی استفاده میکند، همسو است. پارادوکس پیروی از قواعد ویتگنشتاین متاخر، میتواند حتی مبنایی فلسفی برای گذار از زبانشناسی قاعدهبنیاد و پردازش زبان طبیعی قاعدهبنیاد به زبانشناسی پیکرهای و پردازش زبان طبیعی آماری باشد. فلسفه زبان و زبانشناسی پیکرهای، بهویژه در بافت بازیهای زبانی و پیروی از قواعد، زمینهای غنی برای پژوهشهای بینرشتهای ارائه میدهد. زبانشناسی پیکرهای ابزارهای تجربی را فراهم میکند که میتوانند نظریههای فلسفی را در استفاده زبانی به چالش بکشد. از سویی دیگر، بینشهای فلسفی میتوانند راهنماییهایی را برای تفسیر دادههای پیکرهای ارائه دهند. این همافزایی میتواند به درک عمیقتری از چگونگی عملکرد زبان بهعنوان یک فعالیت قاعدهبنیاد و یک پدیده اجتماعی پویا منجر شود. همچنین بحث خواهیم کرد، ایده شباهت خانوادگی ویتگنشتاین میتواند چالشهایی را برای زبانشناسی پیکرهای، پردازش زبان طبیعی و مدلهای زبانی بزرگ ایجاد کند.
علایی ابوذر، الهام، و رحمان شریفزاده. 1402. فلسفه زبان و زبانشناسی پیکرهای؛ بازیهای زبانی، پیروی از قاعده و پیکرهها. مدیریت اطلاعات. 9(2): 1-16.
