امروزه اطلاعات در فعالیتهای روزمره انسان، چه از نظر میزان زمان صرف شده برای دسترسی به آن و چه از نظر تنوع وسایل و خدمات اطلاعرسانی، به صورت پیوسته در حال افزایش و گسترش است. این روند رشد اطلاعات گاهی به سطحی میرسد که توانایی افراد برای پردازش و استفاده مؤثر از آن محدود میشود و اختلالاتی در مسیر پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی آنها ایجاد میکند. یکی از این پدیده ها، اطلاعگرایی مضاعف است که زمانی رخ میدهد که نیاز به کسب اطلاعات در میان بخشی از جامعه یا تمامی افراد به صورت بیسابقه افزایش یابد و تمایل وسواسگونه و افراطی به جستجوی مداوم اطلاعات برای تصمیمگیری یا پیشگیری از خطرات واقعی یا فرضی ایجاد شود.
با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر موفق به طراحی و اعتبارسنجی مدل کارکرد اطلاعگرایی مضاعف شده است. این مدل که با استفاده از روش آمیخته سهفازی (کیفی، کمی و عصبروانشناختی) تدوین شده، و چارچوبی جامع و یکپارچه برای تبیین پدیدهای ارائه میدهد که در نقطهی تلاقی علوم اطلاعات، علوم شناختی و عصبروانشناختی قرار دارد. بر اساس یافتههای این پژوهش و با توجه به مرور نظاممند پیشینه، تاکنون مطالعهای که بهطور همزمان هر سه حوزه را در قالب یک مدل واحد تلفیق کرده باشد، شناسایی نشده است.
