از یک تا صد

 

   «...یادم هست، سال‌های پیش، روزی شاهد گفت‌وگوی مردی با طفلی چهار‌پنج ساله بودم. به جای طرح آن سؤال بیهوده [که می‌خواهی چه کاره شوی؟]، به طفل گفت: «اگر از یک تا صد بشمری، یک تومان می‌دهم.» طفل با هیجان و اشتیاق شروع کرد به شمردن. شاید پول برای او مهم نبود و در فکر آن هم نبود. فقط دلش می‌خواست آن مرد بداند که او شمردن را می‌داند. شمرد و شمرد تا رسید به عدد «سی». پسرک، این عدد را نمی‌دانست، اما خیال می‌کرد که می‌داند. این بود که بدون مکث و ترس، به جای «سی» گفت: «بیست و ده» و ادامه داد: «بیست و یازده، بیست و دوازده، بیست و سیزده، بیست و...». مرد به آرامی گفت: «این‌طور درست نیست. سی، چهل، پنجاه...، اما اگر حالا نمی‌توانی یکجا تا صد بشمری، پنج دفعه از یک تا بیست بشمر. همان صد می‌شود. من هم قبول می‌کنم. بعدها یاد می‌گیری که چه‌طور باید تا صد بشمری.» و طفل، شادمانه و بدون معطلی از یک شروع کرد.» ... «اگر رسیدن به «صد» هدف ماست و سخن گفتن از «صد» قصد ما و به دلیل مجموع شرایط،‌ کم‌داشت‌ها و ناتوانی‌ها، نمی‌توانیم مستقیماً تا صد بشمریم، چرا پنج بار از یک تا بیست نشمریم؟ شرط اصلی و ثابت ما فقط باید این باشد که به هیچ دلیلی از «صد» چشم نپوشیم و کوتاه نیاییم.»[۱]

  در آستانه پنجاه‌ودو‌سالگی ایرانداک، سال‌هایی را گذراندیم و می‌گذرانیم که داشته‌هایمان اندک هستند و کارمان بسیار، ولی شادیم که از «صد» چشم نپوشیدیم و از هدفمان کوتاه نیامدیم. پشتکار و کوششِ بسیارِ همکاران ایرانداک بر کم‌داشت‌ها چیره شد و اگر نتوانستیم تا «صد» بشمریم، بارها از یک تا بیست را شمردیم و اینک خوشنودیم و سربلند، در میان‌داریِ کار و برفرازیم، در میدانِ خدمت و زبانزدِ پژوهش و پژوهشگرانیم و همچنان در این میانه، پرکار و شاداب می‌مانیم.

شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن                تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی (حافظ)

 

   همراهانی را که زمانی در بر داشتیم و اینک یادشان همراه ماست، ارج می‌نهیم و رفتگانِ از ایشان را بزرگ می‌داریم. می‌کوشیم که وامدارانی شایسته برای ایشان و ایرانداک باشیم و با یاری خدا، سربلندی روزافزون را برای ایران به ارمغان آوریم.

 

 جمالت آفتاب هر نظر باد               ز خوبی روی خوبت خوب‌تر باد
  کسی کو بسته زلفت نباشد                 چو زلفت درهم و زیر و زِبر باد
  مرا از توست هر دم تازه عشقی         تو را هر ساعتی حسنی دگر باد (حافظ)

 

سیروس علیدوستی

فرزند کوچکِ خانواده بزرگ ایرانداک

 


[۱] ابراهیمی، نادر. ۱۳۵۲. ابن‌مشغله. تهران: روزبهان، ۱۳۹۵. ص‌ص. ۱۸-۱۹.

افزودن دیدگاه