سیستم مدار باز؛ سیستم مدار بسته

     اگر آسان بگیریم، می‌توان گفت که هر سیستمی درون‌دادهایی را از محیط می‌گیرد و پس از پردازش، برون‌دادهایی را به محیط می‌دهد. این یک سیستم «مدار باز» است. نمونه‌ای از این سیستم، بخاری است که سوخت (درون‌داد) می‌گیرد، آن را می‌سوزاند (پردازش)، و گرما (برون‌داد) می‌دهد.

 

 

   این سیستم تا اینجا دارای مدارِ باز است، چرا که برون‌دادِ آن بر درون‌داد و پردازشِ آن تأثیری ندارد. این بخاری هنگامی که روشن شود، تا سوخت داشته باشد، پیوسته کار می‌کند و دما را افزایش می‌دهد. در چنین سیستمی نمی‌توان هدف‌گذاری کرد. برای نمونه نمی‌توان گفت که بخاری، دما را تا چه اندازه‌ای افزایش دهد، زیرا سازوکاری برای پیوند میان گرما (برون‌داد) و دو بخش دیگر سیستم (برون‌داد و پردازش) نیست که اگر دما به هدف رسید، سوخت درون سیستم نیاید یا اگر آمد، سوزانده نشود. اگر بخواهیم یک سیستم، هدف‌مدار شود؛ باید چنین سازوکارهایی نیز در سیستم باشند. یکی از این سازوکارها با نام «بازخورد» شناخته می‌شود. بازخورد، مدارِ سیستم را می‌بندد. اگر آسان بگیریم، در سیستم مدار بسته، برون‌داد روی درون‌داد و پردازش تأثیر می‌گذارد.

 

 

   جریان بازخورد، یک جریان نرم (داده، اطلاعات، گزارش، دستور، و...) است که می‌تواند بر پایه سنجش برون‌داد در برابر هدف، بر درون‌داد و پردازش سیستم تأثیر گذارد. در نمونه بخاری، اگر هدف از گرمایش برابر ۲۵ درجه باشد، هر گاه برون‌داد بخاری دمایی بالاتر از این را پدید آورد،‌ سازوکار بازخورد، ورودی سوخت را می‌بندد تا دما بالاتر نرود. هنگامی نیز که دما از ۲۵ درجه کمتر شد،‌ این سازوکار، ورودی سوخت را باز می‌کند تا دما افزایش یابد. تنها چنین سیستمی که دارای مدارِ بسته است، می‌تواند یک سیستمِ هدف‌مدار باشد.[۱]

   بر پایه ماده ۶۶ قانون برنامه پنج‌ساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (۱۳۹۶-۱۴۰۰) «دولت موظف است به منظور حضور مؤثر نظام آموزش عالی کشور در تولید، توسعه[،] و نشر علم و فناوری و تربیت دانشجو در سطح بین‌المللی و برقراری توازن و ارتقای کیفیت آموزش عالی و پژوهش و فناوری، در طول برنامه جداول شماره ‌(۱۱) و (۱۲) و (۱۳) را اجرایی نمایند [نماید].» این جدول‌ها سنجه‌هایی را در بر دارند و برای هر سنجه نیز در هر سال برنامه هدف‌گذاری شده است. برای نمونه، یکی از سنجه‌های جدول ۱۳ «تعداد نشریات ایرانی نمایه شده در پایگاه بین‌المللی علم و دارای ضریب تأثیر» است. هدف سال نخست برنامه نیز ۵۰ نشریه و در سال‌های پس از آن با افزایش سالانه پنج نشریه تا سال ۱۴۰۰ که برای آن هم ۷۰ نشریه پیش‌بینی شده است. این هدف تنها هنگامی می‌تواند به دست آید که سازوکار بازخورد آن نیز باشد. این سازوکار باید شمار نشریه‌های ایرانی را در نمایه‌نامه‌های دارای ضریب تأثیر، همواره پایش و به سیاست‌گذاران و کشورداران گزارش کند تا اگر در رسیدن به هدف کوتاهی باشد، با تغییر در بخش‌های «درون‌داد» و/ یا «پردازشِ» دستگاه پژوهش بتوان به آن‌ها دست یافت.

   بررسی این سنجه در سال‌های برنامه نشان می‌دهد که گویا چنین بازخوردی نبوده یا اگر هم بوده، به سرانجامی نرسیده، چرا که دارای روندی کاهشی است. نمودار زیر [۲] روند این شاخص را در کنار هدف‌گذاری قانون برنامه نشان می‌دهد. بر این پایه، شمار نشریه‌های ایرانی در نمایه‌‌نامه‌های دارای ضریب تأثیر، با هدف قانون برنامه شکاف فزاینده‌ای دارد.

 

 

   بنابراین نیاز است که برای همه سنجه‌های علم،‌ فناوری، و نوآوری در قانون برنامه، سازوکار بازخورد به کار افتد تا اطلاعات درست و به هنگامی را برای سیاست‌گذاران و کشورداران فراهم کند و ایشان بتوانند با تغییراتی که در سیستم می‌دهند، دست‌یابی به هدف‌های قانون برنامه را در این زمینه شدنی سازند.

   شش سنجه «تعداد دانشگاه‌ها در زمره صد دانشگاه برتر آسیا (جدول ۱۲)»، «رتبه تولید کمی مقالات در دنیا» (جدول ۱۳)، «شاخص هرش در جهان» (جدول ۱۳)، «سهم اعتبارات پژوهش و فناوری بخش دولتی از تولید ناخالص» (جدول ۱۳)، «درصد تعداد مقالات مشترک با محققان خارجی از کل» (جدول ۱۳)، و «تعداد نشریات ایرانی نمایه شده در پایگاه بین‌المللی علم و دارای ضریب تأثیر» (جدول ۱۳) در سامانه نما دیده می‌شوند. دست‌کم ۱۲ سنجه دیگر این سه جدول را نیز می‌توان با تحلیل داده‌های مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی یافت. ولی این داده‌ها در یک جا نیستند یا نیاز به پردازش دارند و داده‌های برخی از این سنجه‌ها نیز در هیچ  کجای کشور تولید نمی‌شوند. بنابراین پایش داده‌ها در سازوکار بازخورد برای دست یافتن به هدف‌های قانون برنامه ششم در جدول‌های ۱۱ تا ۱۳ شدنی نیست. اینک در میانه سال‌های برنامه، هنوز دیر نشده است که یک داشبورد برای پایش عملکرد کشور در سنجه‌های علم، فناوری، و نوآوری درست شود.

 


[۱] برای آگاهی بیشتر نگاه کنید به:

McLeod, Raymond.‎ 1995.‎ Management information systems.‎ McGraw-Hill.‎

[۲] این نمودار را بهروز رسولی فراهم کرده است.