بحرانِ در

 

   چندی است که همه دستگاه‌های دولتی با کمبود منابع، به ویژه منابع مالی و انسانی روبه‌رو هستند. با این کمبودها مدیریت سازمان‌ها به سبکی تازه در کار رهنمون می‌شوند که با کاهش نیاز به منابع همراه است و از این رهگذر، منابع در دسترس برای اولویت‌های بالاتر به کار روند.

 

   ایرانداک دارای دو در (درب!) برای آمد و شد است. یک درِ شمالی که در خیابان انقلاب اسلامی باز می‌شود و درِ دیگر که در جنوب آن و خیابان خواجه نصیر است. از درِ شمالی روزانه میان ۲۰ تا ۳۰ مراجعه کننده به پژوهشگاه رفت و آمد دارند و از درِ جنوبی ۱۰۰ تا ۱۵۰ تن. از همان روی که آمد، بنا شد درِ شمالی ساعت ۱۲ بسته شود و پس از آن، همه آمد و شدها از درِ جنوبی انجام شوند. بدین‌سان، نیاز به نیروی انسانی برای نگهبانی کاهش می‌یافت و به منابع مالی کمتری نیز نیاز بود. تا اینجای کار، دست مریزاد که در هزینه‌های پژوهشگاه اندازه نگه داشته شد.

   ولی کار در همین جا پایان نیافت. برخی از همکاران گرامی خرده گرفتند که چرا درِ شمالی چند ساعتی بسته است. این خرده‌گیری اندک اندک بالا گرفت و برخی به برخی دیگر گفتند، برخی با صدای بلند به در گفتند که دیوار بشنود، برخی گفتند که شکایت می‌کنند، برخی پیغام و پسغام فرستاند، و چیزهای دیگر و کم کم نشانه‌های از یک بحران هویدا شد! بحرانِ در! پی جویی خرده‌گیری این همکاران نشان داد که بیشتر ایشان از این ناخشنودند که پس از ساعت ۱۲ باید دشواری رفتن از درِ جنوبی را که کمتر از ۱۵۰ متری درِ شمالی است، بر خود هموار سازند!