مدیریت: علم یا هنر

   بیش از یک سده از آن زمان می‌گذرد که به مدیریت، به مثابه یک رشته علمی پرداخته شد. در همه این دهه‌ها یکی از دغدغه‌های دانشمندان مدیریت تعریف آن بوده است. در این میان، برخی آن را «هنر» و برخی نیز «علم» دانسته‌اند. برخی نیز میانه را گرفته و آن را «هنرِ به کار گیری علم» تعریف کرده‌اند.

   مدیریت در پژوهشگاه‌های وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری، ولی هیچ یک از این تعریف‌ها را به خود نمی‌گیرد و بیشتر یک «مبارزه» است تا علم یا هنر. در این وزارت، فردای روزی که حکم ریاست پژوهشگاهی مانند ایرانداک را به دست کسی می‌دهند، به او می‌گویند که پژوهشگاه شما یک «پژوهشگاه» نیست و سپس از او می‌پرسند که اصلاً پژوهشگاه شما چه می‌کند؟ اینجاست که نخستین کار رئیسِ تازه آغاز می‌شود: اثبات مشروعیت برای پژوهشگاه! این نخستین مبارزه است. رئیس پژوهشگاه همکارانش را بسیج می‌کند و کارهای دیگر را به کناری می‌گذارد که به این پرسش شگفت‌انگیز پاسخ دهد و هنوز در گیرودار یافتن پاسخ است که خبر می‌رسد، می‌خواهند پژوهشگاه شما را با فلان و بهمان یکی کنند. پس از آن هم می‌گویند شما دیگر ساختار و چه و چه می‌خواهید برای چه؟ شما را که بناست با آن سازمان‌ها یکی کنند. مبارزه دوم نیز کلید خورده است. رئیس پژوهشگاه سرگشته پی گفت‌وگوست که این کارها درست نیستند که میدانی دیگر باز می‌شود. سازمان برنامه و بودجه کشور به پژوهشگاه می‌گوید، پول نداریم و دانشگاه‌ها در اولویت بودجه هستند و همان بودجه اندک را هم که تصویب می‌کنند، تخصیص نمی‌دهند. تازه مگر پژوهشگاه‌ها چه می‌کنند؟ جبهه سوم هم گشوده می‌شود. می‌رسید به نیروی انسانی و هیئت امنا پس از سالی و ماهی می‌پذیرد که پژوهشگاه چند نیروی انسانی نیاز دارد و پس از هفت خان، وزارت یک نامه می‌دهد به سازمان اداری و استخدامی و مبارزه در جبهه چهارم نیز در این سازمان و برای گرفتن نیروی انسانی آغاز می‌شود. در این میان، مبارزه‌ای هم در هیئت امنا هست که ۳۰ درصد پول پژوهشگاه‌ها باید هزینه پژوهش شود، جایی که بودجه پژوهشگاه‌ها از حقوق کارکنان آنان کمتر است. از سوی دیگر، در مجلس شورای اسلامی و شورای‌عالی عتف و وزارت برای پژوهشگاه کار درست می‌کنند و از سوی دیگر منابع مالی و انسانی را از آن دریغ می‌کنند. اینجاست که راه بر چپ و راست لشکر پاره‌پاره پژوهشگاه بسته می‌شود و ناچار است در جبهه‌ای تازه هم درگیر شود. پژوهشگاه در میان همه این درگیری‌ها، برای انجام کارش باید با بسیاری از دانشگاه‌ها و سازمان‌ها به چالش برخیزد که برای نمونه، قانون، بله قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در تهیه آثار علمی را انجام دهند یا نیازهای پژوهشی خود را در سامانه عرضه و تقاضای پژوهش ثبت کنند. اینجاست که تدارکاتِ این مبارزه هم که پشتیبانی وزارت عتف یا شورای‌عالی عتف باشد، به میدان نمی‌رسد و گاهی نیز خاکریزی بر سر راه پژوهشگاه درست می‌کنند.

   اینها و مانند اینها که در مدیریت پژوهشگاه‌ها بی‌شمارند،‌ نمونه‌ای از کار مدیریت آنها را نشان می‌دهند که بیشتر به «مبارزه» می‌ماند، اگر «جنگ» نباشد، تا «علم» یا «هنر».

افزودن دیدگاه