شادباش نوروز ۱۳۹۷ (۲۸ اسفند ۱۳۹۶)

همکاران گرامی و خانواده بزرگ ایرانداک

با سلام و احترام

برای شادباش سال نو می‌خواستم از سربلندی‌های ایرانداک بگویم در سالی که گذشت و شماره کنم دستاوردهای همکاران را در سال نود و شش. بگویم که در رویدادی بی‌مانند،‌ نام ایرانداک در قانونی در مجلس شورای اسلامی آمد. بگویم که شمار جست‌وجوها در گنج به دو برابر سال نود و پنج و هفتاد برابر سال نود و دو و در هر ثانیه به سه جست‌وجو رسید. بگویم سامانه‌های ایرانداک از سی گذر کردند. و بسیاری چیزهای دیگر...

ولی یاد «شازده کوچولو» افتادم که گفته بود «آدم بزرگ‌ها ارقام را دوست دارند. وقتی با ایشان از دوست تازه‌ای صحبت می‌کنید هیچ‌وقت از شما ... نمی‌پرسند ... که مثلاً آهنگ صدای او چطور است؟ چه بازی‌هایی را بیشتر دوست دارد؟ آیا پروانه جمع می‌کند؟ بلکه از شما می‌پرسند: «چند سال دارد؟ چند برادر دارد؟...» و تنها در آن وقت است که خیال می‌کنند او را می‌شناسند. اگر شما به آدم بزرگ‌ها بگویید: «من خانه زیبایی دیدم پشت‌بامش کبوتران...»، نمی‌توانند آن خانه را در نظر مجسم کنند. باید به ایشان گفت: «یک خانه صدهزار فرانکی دیدم!» آن‌وقت به بانگ بلند خواهند گفت: به‌به! چه خانه قشنگی!... ولی البته ما که معنی زندگی را درک می‌کنیم به اعداد می‌خندیم...»[۱].

نوروز هم که می‌آید، یاد کودکی را به همراه و سخن بزرگ‌ترها را به یاد می‌آورد که نوروز برای بچه‌هاست! گفتم بهتر است به شیوه آدم بزرگ‌ها سخن نگویم. پس از دریچه کودکی نگاه می‌کنم به ایرانداک و می‌بینم که چه همکاران مهربانی دارد؛ هر جایی که می‌روی گل‌های زیبایی کاشته‌اند و عاشقانه از آنها نگه‌داری می‌کنند؛ با هم مهربان هستند و در غم و شادی شریک؛ به هم کمک می‌کنند و هوای هم را دارند؛ به دیدن یک‌دیگر می‌روند؛ برای هم جشن تولد می‌گیرند؛ در شادی‌ها شیرینی می‌دهند؛ به هم لبخند می‌زنند؛ کار هم را راه می‌اندازند؛ با هم غذا می‌خورند؛ کودک درون آنها سرزنده و شاد است؛ دور هم لطیفه می‌گویند و بلند بلند می‌خندند؛ سر به سر هم می‌گذارند؛ بچه‌ها و نوه‌های ناز و بازیگوشی دارند؛ عکس‌ها و پیام‌های قشنگی برای هم می‌فرستند؛ از یک‌دیگر سپاسگزاری می‌کنند؛ برای پرنده‌ها دانه می‌ریزند؛ آدم برفی درست می‌کنند؛ مهمان‌نواز هستند؛ با همه خوب‌اند و نرم سخن می‌گویند، حتی با آدم بزرگ‌های خشمگین؛ دلشان با مردم است و کار آنها را راه می‌اندازند؛ و...!

دیدم چه سازمان گلی داریم. از همه آنها که کاشتند تا ما بخوریم و از همه آنهایی که اکنون می‌کارند تا دگران بخورند، سپاسگزارم و دستشان را می‌بوسم. همکارانی که من با چشم کودکی می‌بینم، در پایان سال کهنه، یک‌دیگر و مرا می‌بخشند و آسوده به سال نو می‌روند. می‌بینم که سال نو، سالی نیکو و شیرین است برای ما. در این سال، شادی‌ها و پیوندها و فرزندها و کامیاری‌ها بسیار باشد و اندوه و ناکامی اندک، با یاری خداوند مهربان که یاری از اوست.

سیروس علیدوستی

فرزند کوچکِ خانواده بزرگِ ایرانداک

 

--

[۱] سنت اگزوپری، آنتوان. بی‌تا. شازده کوچولو. ترجمه محمد قاضی. ۱۳۷۱. تهران: کتاب‌های جیبی.