نوگلان باغ دانش ایرانداک (۱۶ آذرماه ۱۳۹۶)

 

دانشجویان گرامی ایرانداک

   باز این ۱۶ آذر آمد. شده است مانند اجاره خانه. تا چشم به هم بزنی می‌آید. دشواری‌اش اینجاست که باید از پولی هم چشم بپوشیم و هدیه‌ای فراهم کنیم که یادی باشد از بزرگ‌داشت دانشجویان sad آخر ما که دانشجو بودیم کسی تحویلمان نمی‌گرفت، ولی خوب ناچاریم دیگر. این نوگلان باغ دانش ایرانداک هم که شده‌اند درختان تناور و تنومندی که نسیم و باد که هیچ، توفان هم یارای کندن آنها را ندارد، جا خوش کرده‌اند اینجا و روزگار را به سفرِ کیش و شمال و شادی می‌گذرانند، مگر بهتر هم می‌شود. از کار و بار که خبری نیست. می‌گویند رفتگان پشیمان‌اند. از دکتر نبوی خودمان بپرسید که رفته‌اند راه دور و شهر غریب و نمی‌دانیم چه می‌کنند با ده‌پانزده واحد درس و آیا آموزانه‌ای هم بگیرند یا نگیرند. یا همین دکتر خدمتگزار خودمان که نرفته، باز دارند برمی‌گردند، بنشینند برِ دل خودمان و بشوند همکارمان. خوب اگر داستان این است که رفتگان یا پشیمانند یا برمی‌گردند، چه کاری است که بروید. ولی خداییش دانشجویی هم یک سال، دو سال، سه سال، چهار سال، پنج سال،...؛ نه دیگر ده سال و پانزده سال. همه چشم به راه‌اند که بروید و باری از دوشی بردارید و کاری بیافرینید و نهالی بکارید و سامانه‌ای راه اندازید و خلاصه، کاری کنید کارستان...

   از خداوند می‌خواهم که خوش بروید و تندرست و شادکام باشید سال‌های سال و کارها کنید، بزرگ و بزرگ‌تر و گام‌ها به‌پیش برید کشور را که مایه سربلندی ایرانداک بوده و هستید.