آسمان صافِ مدیریت (۱ شهریور ۱۳۹۶)

   روزی در کوه برای گرفتن خستگی نشسته بودم که جوانی هم آمد و سر سخن را باز کرد. چیزهای بسیاری گفت از جمله اینکه جهان بسیار کوچک است، ولی برای آدمی که زندگیِ کوتاهی دارد، جهان بزرگ است. زمان مدیریت‌ها در همه جا کوتاه است و در ایران کوتاه‌تر. از این رو، مدیریت کاری بزرگ است که فرصت‌ها را در آن باید در برابر کوتاهی زمان، دوچندان به کار گرفت.

   فرموده‌اند «فرصت، چون ابر مى‌گذرد». ابرها کوتاه زمانی را مهمان آسمان هستند و به‌تندی می‌گذرند. هر کسی که به آسمان ابری نگریسته باشد،‌ می‌داند که ابرها دیر نمی‌پایند و اگر بهره‌ای از آنها باید، شتاب هم باید. ولی گویا آسمان وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری چندان ابری نیست که چنین درسی از آن آموخته شود. کارها در وزارت عتف بسی به‌درازا کشیده می‌شوند و فرصت‌های بسیاری از میان می‌روند.

   برای نمونه، ایرانداک در شش ماه گذشته سه سند سازمانی را از وزارت عتف دریافت کرد. سند نخست، گروه‌های پژوهشی ایرنداک را در بر دارد که ۱۲ سال رفت و آمد. سند دوم، ساختار سازمانی است که پس از ۱۱ سال به سرانجام رسید. سند سوم نیز برنامه استراتژیک ایرانداک است که تصویب آن، بیش از ۴۳ ماه در کارگروه تخصصی، کمیسیون دائمی، هیئت امنا، و داوری‌های گروهی و فردی زمان برد.

   شگفت اینکه در همه این سال‌ها ایرانداک بودجه می‌گرفت،‌ نیروی انسانی داشت، کار می‌کرد، خدمت می‌رساند، گزارش می‌داد، و زنده بود؛ ولی این اسنادِ کلیدی را نیز نداشت، گویا نیازی هم به آنها هم نبود. کجای این کار است که می‌لنگد؟ آیا با چنین رویکردی، می‌توان چشم دگرگونی از وزارت عتف داشت؟ جایی که در پی پوست‌‌اندازی پیوسته است و هر روز در آن، سخن از نسلی نو برای دانشگاه‌ها به میان می‌آید. آیا نباید در این سازوکار بازنگریست؟ اگر باید، چه اندازه زمان می‌برد؟

 

افزودن دیدگاه

You must have Javascript enabled to use this form.‎