«نهان‌سازی مغزها» و «فرار از مغزها» (۱۵ بهمن ۱۳۹۵)

    سال‌هاست از پدیده‌ای به نام «فرار مغزها» سخن می‌رود که با نام امروزی‌تر «مهاجرت نخبگان» نیز خوانده شده و گناه آن با نام «جذب مغزها» به گردن دیگران افتاده و با «گردش مغزها» یا «چرخش مغزها» نیز برای آن راه برون‌رفتی جست‌وجو شده است. اینجا سخن از این پدیده یا رویکرد درست بدان نیست، سخن از پدیده‌ای دیگر است که آن را می‌توان «فرار از مغزها» و «نهان‌سازی مغزها» نامید. درون‌مایه «فرار از مغزها» و «نهان‌سازی مغزها» جدایی راه «عمل از علم» یا «کنش از پژوهش» یا «تصمیم از تفکر» است. آموزه‌های دینی و زیست‌آزموده‌های همه ما نشان داده و می‌دهند که هر گاه در کاری از علم بهره نبریم، کنشی را بدون پژوهش انجام دهیم، یا تصمیمی را بدون تفکر بگیریم؛ به سرانجام درستی دست نخواهیم یافت و گاه پیامدهای نادرستی به‌بار خواهیم آورد.

    پنداره روشن «فرار از مغزها»، همراه نساختن کارشناسان و کارآزمودگان و دانشگران در کارهاست. ولی «مغزها»، یافته‌ها و دانسته‌هایشان را می‌نویسند و بخشی از دانش نهان خود را در نوشتارهایشان آشکار می‌کنند. این نوشتارها، گاهی مانند کتاب در دسترس همگان گذارده می‌شوند و گاهی در ریخت تک‌نگاشت‌هایی مانند گزارش طرح پژوهشی، پایان‌نامه، و رساله تنها در چند نسخه اندک هستند. «نهان‌سازی مغزها» با پنهان ساختن چنین نوشتارهایی است که انجام می‌شود. از یک سو، سیاست‌گذاران علم و فناوری کشور به‌دشواری تن به آزاد‌سازی دسترسی به این گنجینه‌ها را می‌دهند و گویی از مغزها فرار می‌کنند. از سوی دیگر، شگفتا که بسیاری از مدیران نهادهایی مانند دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها که مأموریت گسترش دانش را دارند و استادانی که کم یا بسیار و خوب یا بد، راهنمایی پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها را بر دوش دارند، بیش از همه به «نهان‌سازی مغزها» کمک می‌کنند و از دیگران با دسترسی به تک‌نگاشت‌هایی مانند گزارش طرح‌های پژوهشی، پایان‌نامه‌ها، و رساله‌ها ناسازگارترند و در برابر هر کوششی برای «آشکارسازی مغزها» ایستادگی می‌کنند و شگفت‌تر اینکه بسیار هم کامیاب هستند!

    سالانه بیش از یکصد هزار دانش‌آموخته تحصیلات تکمیلی در کشور هست و ده‌ها هزار طرح پژوهشی به انجام می‌رسند که اگر یک درصد آنها نیز کاری کرده باشند، کارستان؛ آنگاه هر سال چندین هزار و در چند سال، چند ده‌ هزار راه‌کار و یافته علمی و دستاورد گران‌بهای اندیشه و کوشش سالی چند از پژوهشگران جوان یا جاافتاده و بینش و رهنمون استادان دانا در هزارتوی قفسه‌ها و هزارخان آیین‌نامه‌ها و بی‌راه‌های دستورها از دسترس برون می‌شوند و این «نهان‌سازی مغزها» در پشت تابلوهایی مانند «حقوق مادی»، «حقوق معنوی»، «مالکیت فکری»، و «کپی‌رایت» برازنده نیز می‌نماید. مگر در کشور چند گره هست که با این همه کار باز نشود. اگر اقتصاد مقاومتی راهنما و دستور کار است، از «نهان‌سازی مغزها» ناسازگارتر با آن یافت نمی‌شود و گاه آن است که سیاست‌گذاران، این مغزها را از بند برهانند تا یک دگرگونی ژرف را در علم و فناوری و پیشرفت کشور در کوناه‌مدت ببینند.

   گام نخست را وزیر علوم، ‌تحقیقات، و فناوری با آیین‌نامه ثبت و اشاعه پیشنهاده‌ها، پایان‌نامه‌ها، و رساله‌های (پارساهای) تحصیلات تکمیلی و صیانت از حقوق پدیدآوران در آنها (شماره ۱۹۵۹۲۹/و تاریخ ۶/۹/۱۳۹۵) در دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، و مراکز آموزش عالی، پژوهشی، و فناوری دولتی و غیردولتی زیر نظر این وزارت برداشته و از آنها خواسته است فایل تمام‌متن این مدارک را در سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) ثبت و بارگذاری کنند. از ایراندک نیز خواسته شده است که تمام‌متن پیشنهاده پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها را پس از گذشت ۱۲ و ۲۴ ماه از زمان تصویب و تما‌م‌متن پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها را پس از گذشت ۱۸ و ۳۰ ماه از زمان دفاع در دسترس همگان بگذارد.

    با این همه، برخی از دانشگاه‌های بزرگ که بیشترین منابع و بزرگ‌ترین کارکرد را برای گسترش علم و فناوری دارند، «آشکارسازی» دانش را کمتر می‌پذیرند و گسترش دستاوردهای ارزنده «مغز»های کشور را بازمی‌دارند. اکنون هنگام آن است که دانش نهان در سامانه علم و فناوری و نوآوری کشور، روان شود و به گردش درآید تا به‌کار رود و توان و کاستی آن روشن گردد و چرخه درست «عمل و علم»، «کنش و پژوهش»، یا «تصمیم و تفکر» آراسته شود تا از یک سو، کارگزاران از دانش دانشگران بهره برند و از سویی نیز، دانشگران دستاوردهای خود را در بوته آزمون بسنجند و هر دو توانمندتر شوند و از این رهگذر، هم‌افزایی پیوسته‌ای فراهم آید که گستره آن، کاستی‌ها را در کشور بپوشاند و به پیشرفتی باورنکردنی رهنمون شود.

    این راهی است که جهان می‌رود و جنبش جهانی دسترسی آزاد که از دهه ۱۹۹۰ و با گسترش اینترنت آغاز گردیده، به‌تندی فراگیر شده است و دسترسی به پارساها در چهار سطح جهانی، منطقه‌ای، ملی، و سازمانی دنبال می‌کند. این جنبش در «ان.دی.ال.تی.دی.» تمام‌متن نزدیک به چهار میلیون و۶۰۰ هزار پارسا را از سراسر جهان در دسترس همگان گذاشته است. «او.ای.تی.دی.» نیز دسترسی آزاد به تمام‌متن نزدیک به سه میلیون و ۵۰۰ هزار پارسا‌ را از ۱۱۰۰ مؤسسه برای همگان فراهم آورده است. «سی.آر.ال.» با همکاری ۱۳۰۰ مؤسسه از ۱۱۵ کشور جهان و ۸۰۰ هزار پارسا، «سایبرتسیس» با بیش از ۵۰ هزار پارسا، و «اریک» هم از دیگر جنبش‌های جهانی دسترسی آزاد به تمام‌متن پارساها هستند. در این میان، پایگاه‌هایی مانند «ان.دی.ال.تی.دی.» و «او.ای.تی.دی.» فراگیرند و برخی دیگر مانند «اریک» یک زمینه (آموزش و پرورش) را پوشش می‌دهند. این جنبش به ناشرانی مانند «پروکوئست» نیز رسیده که در کنار فروش، تمام‌متن پارسا‌های دارای دسترسی آزاد را نیز در «پی.کیو.دی.تی. اوپن» فراهم ساخته‌ است.

    دسترسی آزاد در سطح منطقه‌ای و با همکاری چند کشور نیز گسترش یافته است. در اروپا پورتال «دارت یوروپ» دسترسی آزاد به تمام‌متن نزدیک به ۷۲۰ هزار پارسا‌ را از ۶۰۱ مؤسسه در ۲۸ کشور اروپایی در بر دارد. «دیوا پورتال» نیز نزدیک یک میلیون پارسای تمام‌متن ۴۲ مؤسسه آموزش عالی و پژوهشی کشورهای اسکاندیناوی را در دسترس می‌گذارد. شصت کشور آفریقایی هم با همکاری یکدیگر پروژه «داتاد»[۹] را راه‌اندازی کرده‌اند که هم اکنون نزدیک ۱۲ هزار پارسا را در بر دارد.

    کوشش‌های بسیاری هم در سطح ملی برای دسترسی آزاد به پارساها انجام شده است، برای نمونه می‌توان از کشورهای زیر یاد کرد:

  • انگلستان (از ۲۰۰۴ با ۷۰ مؤسسه و بیش از ۴۵۰ هزار رساله)
  • کانادا (از ۱۹۶۵ با ۷۰ مؤسسه)
  • هند (از ۲۰۰۹ با ۲۸۰ مؤسسه و نزدیک ۱۱۸ هزار پارسا)
  • فرانسه (از ۱۹۸۵ با ۲۰۱ مؤسسه و نزدیک ۴۰۰ هزار پارسا)
  • ترکیه (۲۰۰۸ با ۱۸۵ مؤسسه و نزدیک ۴۵۰ هزار پارسا)
  • آفریقای جنوبی (از ۲۰۱۰ با ۲۰ مؤسسه و بیش از ۱۰۰ هزار پارسا)
  • لیتوانی (از ۲۰۰۶ با ۱۴ مؤسسه)
  • برزیل (از ۲۰۰۱ با ۱۰۵ مؤسسه و بیش از ۴۶۰ هزار پارسا)

  • اسپانیا (از ۲۰۱۰ با ۸۳ مؤسسه)
  • تایوان (از ۲۰۰۰ با ۱۴۳ مؤسسه)
  • صبرستان (از ۲۰۱۳ با پنج مؤسسه و بیش از یک‌هزار پارسا)
  • چک (از ۲۰۰۶ با ۴۴ مؤسسه)
  • اسلواکی (از ۲۰۱۰ با ۳۹ مؤسسه و ۳۵۰ هزار پارسا)
  • پرتقال (از ۲۰۰۴ با نزدیک ۲۶۰۰ پارسا)
  • سوئد (نزدیک به ۵۴ هزار پارسای انگلیسی زبان دانشگاه‌های سوئد)

    افزون بر این‌ها، دانشگاه‌های بزرگ و رده نخست دنیا نیز چنین می‌کنند. «شرپا»[۱]  یک دروازه با نام «اوپن­دور»[۲] راه‌اندازی و بسیاری از واسپارگاه ­های سازمانی دسترسی آزاد را نمایه کرده است. این دروازه هم‌اکنون نزدیک به ۲۰۰۰ پایگاه با دسترسی آزاد به پارساها را در سراسر جهان در بر دارد که در میان آنها می‌توان دانشگاه‌های زیر را دید:

    در این میان، برخی از دانشگاه‌ها نیز با همکاری هم ابزاری مشترک را برای دسترسی به تمام‌متن پارساها فراهم کرده‌اند که از میان آنها می‌توان نظام «وایت روز»[۳] را گفت که دسترسی به پارساهای سه دانشگاه لیدز، شفیلد، و یورک را فراهم کرده است.[۴]

    گام بزرگ‌تر و کارسازتر برای کشور ما آن است که «آشکارسازی مغزها» گسترش یابد و همه سازمان‌ها و همه گونه منابع پنهان را در بر گیرد. سازمان‌ها و دانشگران باید دانش خود آشکار سازند و سیاست‌گذاران و کارگزاران نیز باید یافته‌های آنان را به‌کار بندند تا «نهان‌سازی مغزها» و «فرار از مغزها» روی ندهد و چرخه هم‌افزایی «عمل و علم»، «کنش و پژوهش»، و «تصمیم و تفکر» به گردش درآید و سرمایه‌های کشور بارور و بهره‌ور شوند. بدین‌سان دانش و پژوهش، کارکرد و بازار و همچنین منابع مالی پایدار پیدا می‌کنند و دولت و صنعت نیز که دو پایه دیگر دستگاه نوآوری هستند، هم به نیازهای خود پی می‌برند و هم برای درخواست‌های خود پاسخی می‌یابند و با گذشت زمان، این پیوند بالنده می‌شود و هر یک از بازیگران جای درست خود را می‌یابند که دستاورد آن، سودی سرشار است که به کشور و مردم می‌رسد.

[۱] Securing a Hybrid Environment for Research Preservation and Access - SHERPA

[۲] DSpace@MIT

[۳] White Rose

[۴] بیشتر اطلاعات دسترسی به تمام‌متن پارساها را «بهروز رسولی» (rasouli@students.irandoc.ac.ir) یافته است.

افزودن دیدگاه

You must have Javascript enabled to use this form.‎