انتخاب مدیرانه! رئیس جمهور (۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶)

    بر پایه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، پس‏ از مقام‏ معظم رهبری،‏ رئیس‏ جمهور عالی‌ترین‏ مقام‏ رسمی‏ کشور است‏ و مسئولیت‏ اجرای‏ قانون‏ اساسی‏ و ریاست‏ قوه‏ مجریه‏ را جز در اموری‏ که‏ ارتباط مستقیم به‏ رهبری‏ می‌یابد، بر عهده‏ دارد (اصل ۱۱۳). رئیس‏ جمهور باید از میان‏ رجال‏ مذهبی‏ و سیاسی انتخاب شود‏ که‏ ایرانی‌‏، تابع ایران‏، مدیر و مدبر، دارای‏ حسن‏ سابقه‏ و امانت‏ و تقوی‏، مؤمن‏ و معتقد به‏ مبانی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران،‏ و مذهب‏ رسمی‏ کشور باشد (اصل ۱۱۵).  در این میان؛ رجل مذهبی و سیاسی، ایرانی، تابع ایران، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مؤمن، و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور را می‌توان در گذشته یک نامزد جست‌وجو کرد و شناخت. ولی «مدیر و مدبر» بودن یک نامزد،‌ افزون بر اینکه تا اندازه‌ای در گذشته وی ره‌گیری می‌شود، می‌تواند و بهتر است با معیارهایی آینده‌نگر نیز بررسی گردد. بر این پایه، هر نامزد ریاست جمهوری برای اعلام آمادگی خود برای ریاست جمهوری که بر پایه اصل ۱۱۶ قانون اساسی پیش از شروع انتخابات و به صورت رسمی انجام می‌پذیرد، باید بتواند برای اثبات توان مدیریت خود در نقش ریاست جمهوری شواهدی کافی ارائه کند.

    نوشتجات مدیریت نشان می‌دهند که «برنامه‌ریزی» بنیان مدیریت و مهم‌ترین وظیفه یک مدیر است. بنابراین هر نامزد باید برنامه مدون خود را برای چهار سال ریاست جمهوری ارائه نماید. برنامه‌ریزی در ساده‌ترین تعریف، تعیین هدف و راه رسیدن به آن است. چنین برنامه‌ای برای ریاست جمهوری باید از الزاماتی در بالادست مانند سند چشم‌انداز و برنامه‌های توسعه پیروی کند که تغییر در آنها فراتر از اختیارات رئیس جمهور است. از ‌این‌ رو برنامه‌های نامزدها به‌ویژه از دیدگاه هدف، دارای چارچوب‌هایی روشن هستند و نمی‌توانند خیال‌پردازانه باشند. افزون بر این، در هر برنامه باید منابع لازم برای دست‌یابی به هدف‌ها به روشنی براورد و از تأمین آنها اطمینان حاصل شود. از آنجایی که منابع کشور محدود و اندک هستند، اولویت‌بندی برای تخصیص منابع نیز بایسته می‌نماید. به گفته دیگر، برنامه‌ها باید دارای ویژگی واقع‌بینی نیز باشند.

    بودن برنامه به تعیین ساختار سازمانی مناسب نیز رهنمون می‌شود که از آن به نام وظیفه سازمان‌دهی برای مدیران یاد می‌شود. بنابراین هر نامزد باید سازمانی را که برای اجرای برنامه خود مناسب می‌داند، به صورت مدون ارائه نماید. گفتنی است که در این زمینه نیز دست نامزدها چندان باز نیست. شماری از سازمان‌ها مانند شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، شورای‌عالی فضای مجازی، شورای‌عالی امنیت ملی، و مانند آنها هستند که نهادهای بالادست پدید آورده‌اند و رئیس جمهور باید نقش خود در آنها روشن سازد. شماری دیگر از سازمان‌ها مانند وزات‌خانه‌ها تنها با رأی مجلس شورای اسلامی قابل کاهش یا افزایش هستند (اصل ۱۳۳). اما تأسیس یا کنار گذاردن پاره‌ای از سازمان‌ها و سمت‌ها نیز در حوزه اختیارات رئیس جمهور قرار دارند که از جمله آنها می‌توان به معاونان رئیس جمهور (اصل ۱۲۴) و سازمان‌هایی مانند تربیت بدنی و میراث فرهنگی، صنایع دستی، و گردشگری؛ مسئولیت امور برنامه‌ و بودجه و امور اداری و استخدامی (اصل ۱۲۶)؛ نمایندگان ویژه (اصل ۱۲۷)؛ و افزون بر آنها به افرادی کلیدی مانند سفیران، مدیران بنگاه‌ها و نهادهای اقتصادی مانند بورس، سازمان گسترش،‌ و سازمان تأمین اجتماعی اشاره کرد. بنابراین هر نامزد باید ساختار سازمانی لازم برای اجرای برنامه خود را برآورد کند که از سازمان‌ها و پست‌هایی تشکیل می‌شود که منشأ آنها نهادهای صاحب اختیار دیگری هستند و سازمان‌ها و پست‌هایی که در حوزه اختیارات رئیس جمهور یا هیئت دولت یا وزیران قرار می‌گیرند. بدین‌سان، یک نامزد نباید برنامه خود را به گونه‌ای تدوین کند که نتواند سازمان مناسب را برای اجرای آن فراهم سازد. می‌توان امکان‌پذیری بخشی از برنامه را به تصویب پاره‌ای از ساختار سازمانی لازم در نهادهایی مانند مجلس شورای اسلامی وابسته ساخت که در صورت تصویب نشدن، مسئولیتی برای نامزد نخواهد بود. البته چنین رویدادی می‌تواند نشان‌دهنده شناخت ناکافی آن نامزد از نگرش‌ها و گرایش‌های نهاد قانون‌گذار باشد.

    پس از ساختار سازمانی، معرفی نیروی انسانی برای گرفتن سمت‌هایی مانند معاونان رئیس جمهور و وزیران در این ساختار است که به ترتیب، تعیین یا معرفی آنها برای تصویب در نهادهای دیگر، از وظایف و اختیارات رئیس جمهور به‌شمار می‌روند. هر نامزد با معرفی ترکیب نیروی انسانی مطلوب خود که با موافقت ایشان نیز همراه است، نشان می‌دهد که مدیران لازم را برای اجرای برنامه خود در کنار دارد. موافقت مجلس شورای اسلامی برای وزیران لازم است و با مخالفت، نامزد مسئولیتی نخواهد داشت که این رویداد نیز نشان‌دهنده شناخت ناکافی نامزد از نگرش‌ها و گرایش‌های نهاد قانون‌گذار خواهد بود.

    ارائه برنامه، سازمان، و نیروی انسانی می‌تواند از چندین رویکرد سودمند باشد و شماری از کاستی‌ها را در انتخاب رئیس جمهور را از میان ببرد.

۱. یک نامزد توان برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی را به‌عنوان وظایف اصلی خود در نقش مدیر اجرایی کشور نشان می‌دهد.

۲. نامزدها نشان می‌دهند که نقش، وظایف، اختیارات، و مسئولیتهای ریاست جمهوری را می‌شناسند و نه فراتر از آن می‌روند و نه در فروتر می‌ایستند.

۳. برنامه یک رئیس جمهور چندان گسترده است که تدوین آن از توان یک فرد فراتر می‌نماید، پس یک نامزد نشان می‌دهد که از پشتیبانی یک تیم آگاه، متخصص، و کارامد و توان همکاری با چنین افرادی برخوردار است.

۴. ارائه برنامه‌ که شامل چگونگی تخصیص منابع است، شناخت نامزد را از منابع و ظرفیت‌های کشور نشان می‌دهد و روشن می‌سازد که یک نامزد بنیان برنامه خود را بر کدام یک از منابع کشو مانند نفت، مالیات، نیروی انسانی متخصص، بخش خصوصی، و... استوار ساخته است.

۵. مردم می‌توانند گزینش خود را بر پایه برنامه، سازمان، و ترکیب همکاران یک نامزدها انجام دهند.

۶. با برنامه، سازمان، و ترکیب همکاران امکان نقد درست نامزدها و مقایسه میان آنان نیز برای متخصصان پدید می‌آید و مردم نیز می‌توانند از نتیجه چنین بررسی‌هایی در گزینش خود بهره برند.

۷. تبلیغ نامزدها جهت می‌یابد و بیشتر بر عقلانیت استوار می‌شود تا احساس‌ها و هیجان‌های زودگذر.

۸. با برنامه، امکان ارزیابی هر نامزد برگزیده در زمان ریاست جمهوری و در پایان آن فراهم می‌یابد. به سادگی می‌توان پیشرفت کار رئیس جمهور برگزیده را با برنامه‌ای که هنگام انتخاب ارائه کرده بود، مقایسه و میزان موفقیت یا ناکامی وی را نتیجه گرفت.

۹. با برنامه، سازمان،‌ و ترکیب همکاران، نامزدها پشت پرده‌ای نخواهند داشت و مردم نیز با چشم باز رأی خواهند داد. بنابراین نه یک نامزد می‌تواند به‌سادگی و بدون توجیه کافی کاری را بیرون از برنامه خود به انجام رساند و نه مردم می‌توانند چشم‌داشتی بیرون از برنامه از نامزد برگزیده خود داشته باشند. این‌گونه بازار وعده هم بی‌رونق خواهد شد

۱۰. نامزد برگزیده با داشتن برنامه، سازمان، و ترکیب همکاران می‌تواند بی‌درنگ شروع به کار کند و زمانی برای برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی از کشور به هدر نرود.

۱۱. ارائه این پیش‌نیازها برای نامزدی، از ترافیک نامزدها می‌کاهد، چرا که آماده‌سازی چنین پیش‌نیازهایی، زمان و تخصص کافی می‌خواهد که تنها در اندکی از داوطلبان یافت می‌شود. از سویی دیگر، انتخاب ریاست جمهوری را از حالت بخت‌آزمایی خارج می‌سازد و در آن، کسی برای آزمودن بخت خود وارد رقابت نخواهد شد که تنها با انتخاب به فکر چگونگی انجام وظایف خود افتد یا به آزمون و خطا روی آورد.

۱۲. نامزد برگزیده نمی‌تواند رأی مردم را دستاویز هر اقدام درست یا نادرستی کند که انجام می‌دهد. تنها آن دسته از اقدام‌های هر رئیس جمهور از مردم تأیید پیشینی دارند که در برنامه و سازمان وی در زمان نامزدی ارائه و با گزینش وی پذیرفته شده باشند. از دیگر سو، نهادهایی مانند مجلس شورای اسلامی می‌توانند گرایش‌ها و خواست‌های مردم را بر پایه نامزد برگزیده و برنامه و سازمان وی دریابند و بر همین پایه نیز بیشترین هماهنگی را با وی نشان دهند.

افزودن دیدگاه

You must have Javascript enabled to use this form.‎