یادداشت

۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

بر پایه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، پس‏ از مقام‏ معظم رهبری،‏ رئیس‏ جمهور عالی‌ترین‏ مقام‏ رسمی‏ کشور است‏ و مسئولیت‏ اجرای‏ قانون‏ اساسی‏ و ریاست‏ قوه‏ مجریه‏ را جز در اموری‏ که‏ ارتباط مستقیم به‏ رهبری‏ می‌یابد، بر عهده‏ دارد (اصل ۱۱۳). رئیس‏ جمهور باید از میان‏ رجال‏ مذهبی‏ و سیاسی انتخاب شود‏ که‏ ایرانی‌‏، تابع ایران‏، مدیر و مدبر، دارای‏ حسن‏ سابقه‏ و امانت‏ و تقوی‏، مؤمن‏ و معتقد به‏ مبانی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران،‏ و مذهب‏ رسمی‏ کشور باشد (اصل ۱۱۵).  در این میان؛ رجل مذهبی و سیاسی، ایرانی، تابع ایران، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مؤمن، و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور را می‌توان در گذشته یک نامزد جست‌وجو کرد و شناخت. ولی «مدیر و مدبر» بودن یک نامزد،‌ افزون بر اینکه تا اندازه‌ای در گذشته وی ره‌گیری می‌شود، می‌تواند و بهتر است با معیارهایی آینده‌نگر نیز بررسی گردد. بر این پایه، هر نامزد ریاست جمهوری برای اعلام آمادگی خود برای ریاست جمهوری که بر پایه اصل ۱۱۶ قانون اساسی پیش از شروع انتخابات و به صورت رسمی انجام می‌پذیرد، باید بتواند برای اثبات توان مدیریت خود در نقش ریاست جمهوری شواهدی کافی ارائه کند.

نوشتجات مدیریت نشان می‌دهند که «برنامه‌ریزی» بنیان مدیریت و مهم‌ترین وظیفه یک مدیر است. بنابراین هر نامزد باید برنامه مدون خود را برای چهار سال ریاست جمهوری ارائه نماید. برنامه‌ریزی در ساده‌ترین تعریف، تعیین هدف و راه رسیدن به آن است. چنین برنامه‌ای برای ریاست جمهوری باید از الزاماتی در بالادست مانند سند چشم‌انداز و برنامه‌های توسعه پیروی کند که تغییر در آنها فراتر از اختیارات رئیس جمهور است. از ‌این‌ رو برنامه‌های نامزدها به‌ویژه از دیدگاه هدف، دارای چارچوب‌هایی روشن هستند و نمی‌توانند خیال‌پردازانه باشند. افزون بر این، در هر برنامه باید منابع لازم برای دست‌یابی به هدف‌ها به روشنی براورد و از تأمین آنها اطمینان حاصل شود. از آنجایی که منابع کشور محدود و اندک هستند، اولویت‌بندی برای تخصیص منابع نیز بایسته می‌نماید. به گفته دیگر، برنامه‌ها باید دارای ویژگی واقع‌بینی نیز باشند.

بودن برنامه به تعیین ساختار سازمانی مناسب نیز رهنمون می‌شود که از آن به نام وظیفه سازمان‌دهی برای مدیران یاد می‌شود. بنابراین هر نامزد باید سازمانی را که برای اجرای برنامه خود مناسب می‌داند، به صورت مدون ارائه نماید. گفتنی است که در این زمینه نیز دست نامزدها چندان باز نیست. شماری از سازمان‌ها مانند شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، شورای‌عالی فضای مجازی، شورای‌عالی امنیت ملی، و مانند آنها هستند که نهادهای بالادست پدید آورده‌اند و رئیس جمهور باید نقش خود در آنها روشن سازد. شماری دیگر از سازمان‌ها مانند وزات‌خانه‌ها تنها با رأی مجلس شورای اسلامی قابل کاهش یا افزایش هستند (اصل ۱۳۳). اما تأسیس یا کنار گذاردن پاره‌ای از سازمان‌ها و سمت‌ها نیز در حوزه اختیارات رئیس جمهور قرار دارند که از جمله آنها می‌توان به معاونان رئیس جمهور (اصل ۱۲۴) و سازمان‌هایی مانند تربیت بدنی و میراث فرهنگی، صنایع دستی، و گردشگری؛ مسئولیت امور برنامه‌ و بودجه و امور اداری و استخدامی (اصل ۱۲۶)؛ نمایندگان ویژه (اصل ۱۲۷)؛ و افزون بر آنها به افرادی کلیدی مانند سفیران، مدیران بنگاه‌ها و نهادهای اقتصادی مانند بورس، سازمان گسترش،‌ و سازمان تأمین اجتماعی اشاره کرد. بنابراین هر نامزد باید ساختار سازمانی لازم برای اجرای برنامه خود را برآورد کند که از سازمان‌ها و پست‌هایی تشکیل می‌شود که منشأ آنها نهادهای صاحب اختیار دیگری هستند و سازمان‌ها و پست‌هایی که در حوزه اختیارات رئیس جمهور یا هیئت دولت یا وزیران قرار می‌گیرند. بدین‌سان، یک نامزد نباید برنامه خود را به گونه‌ای تدوین کند که نتواند سازمان مناسب را برای اجرای آن فراهم سازد. می‌توان امکان‌پذیری بخشی از برنامه را به تصویب پاره‌ای از ساختار سازمانی لازم در نهادهایی مانند مجلس شورای اسلامی وابسته ساخت که در صورت تصویب نشدن، مسئولیتی برای نامزد نخواهد بود. البته چنین رویدادی می‌تواند نشان‌دهنده شناخت ناکافی آن نامزد از نگرش‌ها و گرایش‌های نهاد قانون‌گذار باشد.

پس از ساختار سازمانی، معرفی نیروی انسانی برای گرفتن سمت‌هایی مانند معاونان رئیس جمهور و وزیران در این ساختار است که به ترتیب، تعیین یا معرفی آنها برای تصویب در نهادهای دیگر، از وظایف و اختیارات رئیس جمهور به‌شمار می‌روند. هر نامزد با معرفی ترکیب نیروی انسانی مطلوب خود که با موافقت ایشان نیز همراه است، نشان می‌دهد که مدیران لازم را برای اجرای برنامه خود در کنار دارد. موافقت مجلس شورای اسلامی برای وزیران لازم است و با مخالفت، نامزد مسئولیتی نخواهد داشت که این رویداد نیز نشان‌دهنده شناخت ناکافی نامزد از نگرش‌ها و گرایش‌های نهاد قانون‌گذار خواهد بود.

ارائه برنامه، سازمان، و نیروی انسانی می‌تواند از چندین رویکرد سودمند باشد و شماری از کاستی‌ها را در انتخاب رئیس جمهور را از میان ببرد.

۱. یک نامزد توان برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی را به‌عنوان وظایف اصلی خود در نقش مدیر اجرایی کشور نشان می‌دهد.

۲. نامزدها نشان می‌دهند که نقش، وظایف، اختیارات، و مسئولیتهای ریاست جمهوری را می‌شناسند و نه فراتر از آن می‌روند و نه در فروتر می‌ایستند.

۳. برنامه یک رئیس جمهور چندان گسترده است که تدوین آن از توان یک فرد فراتر می‌نماید، پس یک نامزد نشان می‌دهد که از پشتیبانی یک تیم آگاه، متخصص، و کارامد و توان همکاری با چنین افرادی برخوردار است.

۴. ارائه برنامه‌ که شامل چگونگی تخصیص منابع است، شناخت نامزد را از منابع و ظرفیت‌های کشور نشان می‌دهد و روشن می‌سازد که یک نامزد بنیان برنامه خود را بر کدام یک از منابع کشو مانند نفت، مالیات، نیروی انسانی متخصص، بخش خصوصی، و... استوار ساخته است.

۵. مردم می‌توانند گزینش خود را بر پایه برنامه، سازمان، و ترکیب همکاران یک نامزدها انجام دهند.

۶. با برنامه، سازمان، و ترکیب همکاران امکان نقد درست نامزدها و مقایسه میان آنان نیز برای متخصصان پدید می‌آید و مردم نیز می‌توانند از نتیجه چنین بررسی‌هایی در گزینش خود بهره برند.

۷. تبلیغ نامزدها جهت می‌یابد و بیشتر بر عقلانیت استوار می‌شود تا احساس‌ها و هیجان‌های زودگذر.

۸. با برنامه، امکان ارزیابی هر نامزد برگزیده در زمان ریاست جمهوری و در پایان آن فراهم می‌یابد. به سادگی می‌توان پیشرفت کار رئیس جمهور برگزیده را با برنامه‌ای که هنگام انتخاب ارائه کرده بود، مقایسه و میزان موفقیت یا ناکامی وی را نتیجه گرفت.

۹. با برنامه، سازمان،‌ و ترکیب همکاران، نامزدها پشت پرده‌ای نخواهند داشت و مردم نیز با چشم باز رأی خواهند داد. بنابراین نه یک نامزد می‌تواند به‌سادگی و بدون توجیه کافی کاری را بیرون از برنامه خود به انجام رساند و نه مردم می‌توانند چشم‌داشتی بیرون از برنامه از نامزد برگزیده خود داشته باشند. این‌گونه بازار وعده هم بی‌رونق خواهد شد

۱۰. نامزد برگزیده با داشتن برنامه، سازمان، و ترکیب همکاران می‌تواند بی‌درنگ شروع به کار کند و زمانی برای برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی از کشور به هدر نرود.

۱۱. ارائه این پیش‌نیازها برای نامزدی، از ترافیک نامزدها می‌کاهد، چرا که آماده‌سازی چنین پیش‌نیازهایی، زمان و تخصص کافی می‌خواهد که تنها در اندکی از داوطلبان یافت می‌شود. از سویی دیگر، انتخاب ریاست جمهوری را از حالت بخت‌آزمایی خارج می‌سازد و در آن، کسی برای آزمودن بخت خود وارد رقابت نخواهد شد که تنها با انتخاب به فکر چگونگی انجام وظایف خود افتد یا به آزمون و خطا روی آورد.

۱۲. نامزد برگزیده نمی‌تواند رأی مردم را دستاویز هر اقدام درست یا نادرستی کند که انجام می‌دهد. تنها آن دسته از اقدام‌های هر رئیس جمهور از مردم تأیید پیشینی دارند که در برنامه و سازمان وی در زمان نامزدی ارائه و با گزینش وی پذیرفته شده باشند. از دیگر سو، نهادهایی مانند مجلس شورای اسلامی می‌توانند گرایش‌ها و خواست‌های مردم را بر پایه نامزد برگزیده و برنامه و سازمان وی دریابند و بر همین پایه نیز بیشترین هماهنگی را با وی نشان دهند.

 

۲۹ اسفند ۱۳۹۵

آن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمود

عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد

که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد

همکاران گرامی و خانواده بزرگ ایرانداک

با سلام و احترام

گاهی که به کوه می‌روی، می‌شود که در میانه راه برای گرفتن خستگی و نوشیدن آبی درنگی کنی، آنگاه است که نگاهی می‌کنی به راه آمده و می‌بینی که هر چند دشوار بوده، ولی آمده‌ای و هر چند خسته‌ شده‌ای، ولی خشنودی و خستگی را به تن می‌خری و باز هم به راه می‌افتی و می‌روی...

نوروز نود و شش که رسیده، یک سال پرکار را پشت سر گذاشته‌ای و می‌بینی که چه دشواری‌ها که نداشتی، ولی سالی پربار بوده است و همه کوشش‌ها کردند و کارهای بسیاری را به سرانجام رساندند. نگاهی می‌کنی به همراهان، هر چند شاید خسته، ولی امیدوار و خشنود از راهی که آمده‌اند و آماده برای رفتن به سوی بلندای قله، پس از آسودنی کوتاه.

ایرانداک اینک نامی است بنام که گیرایی آن امسال بسیاری را به دیدارش کشاند و در اندکی از راه که همراهش بودند، ستودندش. بزرگی ایرانداک چنان بود که چشم‌ها نتوانستند نبینند آن را و کارش چنان بود که نتوانستند از کنار آن بگذرند و ایرانداک به جایگاه شایسته خود نزدیک‌تر شد و شایستگی فرزندانش را به‌رخ کشید، در هر کجایی که گفت‌وگوی علم و فناوری بود.

این بنای بلند را پیشینیان ما بنا نهادند که وامدار آنها هستیم و فرزندان ایشان استوار داشتند که سپاس‌گزار آنهاییم. در پایان سال، همدردیم با آنان که عزیزی را از کف دادند و همراهیم با ایشان که به شادی، پیوندی یا فرزندی داشته‌اند. می‌بخشیم یک‌دیگر را و سبک‌بار به سال نود و شش می‌رویم. دست در دست هم از خداوند مهربان کامیابی و شادکامی را برای این خانواده بزرگ می‌خواهیم و با یاری او و با کوششی دو چندان، روزگاری شیرین‌تر و جایگاهی بالاتر را برایش به ارمغان می‌آوریم.

یاری از اوست

۱۵ بهمن ۱۳۹۵

سال‌هاست از پدیده‌ای به نام «فرار مغزها» سخن می‌رود که با نام امروزی‌تر «مهاجرت نخبگان» نیز خوانده شده و گناه آن با نام «جذب مغزها» به گردن دیگران افتاده و با «گردش مغزها» یا «چرخش مغزها» نیز برای آن راه برون‌رفتی جست‌وجو شده است. اینجا سخن از این پدیده یا رویکرد درست بدان نیست، سخن از پدیده‌ای دیگر است که آن را می‌توان «فرار از مغزها» و «نهان‌سازی مغزها» نامید. درون‌مایه «فرار از مغزها» و «نهان‌سازی مغزها» جدایی راه «عمل از علم» یا «کنش از پژوهش» یا «تصمیم از تفکر» است. آموزه‌های دینی و زیست‌آزموده‌های همه ما نشان داده و می‌دهند که هر گاه در کاری از علم بهره نبریم، کنشی را بدون پژوهش انجام دهیم، یا تصمیمی را بدون تفکر بگیریم؛ به سرانجام درستی دست نخواهیم یافت و گاه پیامدهای نادرستی به‌بار خواهیم آورد.

پنداره روشن «فرار از مغزها»، همراه نساختن کارشناسان و کارآزمودگان و دانشگران در کارهاست. ولی «مغزها»، یافته‌ها و دانسته‌هایشان را می‌نویسند و بخشی از دانش نهان خود را در نوشتارهایشان آشکار می‌کنند. این نوشتارها، گاهی مانند کتاب در دسترس همگان گذارده می‌شوند و گاهی در ریخت تک‌نگاشت‌هایی مانند گزارش طرح پژوهشی، پایان‌نامه، و رساله تنها در چند نسخه اندک هستند. «نهان‌سازی مغزها» با پنهان ساختن چنین نوشتارهایی است که انجام می‌شود. از یک سو، سیاست‌گذاران علم و فناوری کشور به‌دشواری تن به آزاد‌سازی دسترسی به این گنجینه‌ها را می‌دهند و گویی از مغزها فرار می‌کنند. از سوی دیگر، شگفتا که بسیاری از مدیران نهادهایی مانند دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها که مأموریت گسترش دانش را دارند و استادانی که کم یا بسیار و خوب یا بد، راهنمایی پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها را بر دوش دارند، بیش از همه به «نهان‌سازی مغزها» کمک می‌کنند و از دیگران با دسترسی به تک‌نگاشت‌هایی مانند گزارش طرح‌های پژوهشی، پایان‌نامه‌ها، و رساله‌ها ناسازگارترند و در برابر هر کوششی برای «آشکارسازی مغزها» ایستادگی می‌کنند و شگفت‌تر اینکه بسیار هم کامیاب هستند!

سالانه بیش از یکصد هزار دانش‌آموخته تحصیلات تکمیلی در کشور هست و ده‌ها هزار طرح پژوهشی به انجام می‌رسند که اگر یک درصد آنها نیز کاری کرده باشند، کارستان؛ آنگاه هر سال چندین هزار و در چند سال، چند ده‌ هزار راه‌کار و یافته علمی و دستاورد گران‌بهای اندیشه و کوشش سالی چند از پژوهشگران جوان یا جاافتاده و بینش و رهنمون استادان دانا در هزارتوی قفسه‌ها و هزارخان آیین‌نامه‌ها و بی‌راه‌های دستورها از دسترس برون می‌شوند و این «نهان‌سازی مغزها» در پشت تابلوهایی مانند «حقوق مادی»، «حقوق معنوی»، «مالکیت فکری»، و «کپی‌رایت» برازنده نیز می‌نماید. مگر در کشور چند گره هست که با این همه کار باز نشود. اگر اقتصاد مقاومتی راهنما و دستور کار است، از «نهان‌سازی مغزها» ناسازگارتر با آن یافت نمی‌شود و گاه آن است که سیاست‌گذاران، این مغزها را از بند برهانند تا یک دگرگونی ژرف را در علم و فناوری و پیشرفت کشور در کوناه‌مدت ببینند.

گام نخست را وزیر علوم، ‌تحقیقات، و فناوری با آیین‌نامه ثبت و اشاعه پیشنهاده‌ها، پایان‌نامه‌ها، و رساله‌های (پارساهای) تحصیلات تکمیلی و صیانت از حقوق پدیدآوران در آنها (شماره ۱۹۵۹۲۹/و تاریخ ۶/۹/۱۳۹۵) در دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها، و مراکز آموزش عالی، پژوهشی، و فناوری دولتی و غیردولتی زیر نظر این وزارت برداشته و از آنها خواسته است فایل تمام‌متن این مدارک را در سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) ثبت و بارگذاری کنند. از ایراندک نیز خواسته شده است که تمام‌متن پیشنهاده پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها را پس از گذشت ۱۲ و ۲۴ ماه از زمان تصویب و تما‌م‌متن پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها را پس از گذشت ۱۸ و ۳۰ ماه از زمان دفاع در دسترس همگان بگذارد.

با این همه، برخی از دانشگاه‌های بزرگ که بیشترین منابع و بزرگ‌ترین کارکرد را برای گسترش علم و فناوری دارند، «آشکارسازی» دانش را کمتر می‌پذیرند و گسترش دستاوردهای ارزنده «مغز»های کشور را بازمی‌دارند. اکنون هنگام آن است که دانش نهان در سامانه علم و فناوری و نوآوری کشور، روان شود و به گردش درآید تا به‌کار رود و توان و کاستی آن روشن گردد و چرخه درست «عمل و علم»، «کنش و پژوهش»، یا «تصمیم و تفکر» آراسته شود تا از یک سو، کارگزاران از دانش دانشگران بهره برند و از سویی نیز، دانشگران دستاوردهای خود را در بوته آزمون بسنجند و هر دو توانمندتر شوند و از این رهگذر، هم‌افزایی پیوسته‌ای فراهم آید که گستره آن، کاستی‌ها را در کشور بپوشاند و به پیشرفتی باورنکردنی رهنمون شود.

این راهی است که جهان می‌رود و جنبش جهانی دسترسی آزاد که از دهه ۱۹۹۰ و با گسترش اینترنت آغاز گردیده، به‌تندی فراگیر شده است و دسترسی به پارساها در چهار سطح جهانی، منطقه‌ای، ملی، و سازمانی دنبال می‌کند. این جنبش در «ان.دی.ال.تی.دی.» تمام‌متن نزدیک به چهار میلیون و۶۰۰ هزار پارسا را از سراسر جهان در دسترس همگان گذاشته است. «او.ای.تی.دی.» نیز دسترسی آزاد به تمام‌متن نزدیک به سه میلیون و ۵۰۰ هزار پارسا‌ را از ۱۱۰۰ مؤسسه برای همگان فراهم آورده است. «سی.آر.ال.» با همکاری ۱۳۰۰ مؤسسه از ۱۱۵ کشور جهان و ۸۰۰ هزار پارسا، «سایبرتسیس» با بیش از ۵۰ هزار پارسا، و «اریک» هم از دیگر جنبش‌های جهانی دسترسی آزاد به تمام‌متن پارساها هستند. در این میان، پایگاه‌هایی مانند «ان.دی.ال.تی.دی.» و «او.ای.تی.دی.» فراگیرند و برخی دیگر مانند «اریک» یک زمینه (آموزش و پرورش) را پوشش می‌دهند. این جنبش به ناشرانی مانند «پروکوئست» نیز رسیده که در کنار فروش، تمام‌متن پارسا‌های دارای دسترسی آزاد را نیز در «پی.کیو.دی.تی. اوپن» فراهم ساخته‌ است.

دسترسی آزاد در سطح منطقه‌ای و با همکاری چند کشور نیز گسترش یافته است. در اروپا پورتال «دارت یوروپ» دسترسی آزاد به تمام‌متن نزدیک به ۷۲۰ هزار پارسا‌ را از ۶۰۱ مؤسسه در ۲۸ کشور اروپایی در بر دارد. «دیوا پورتال» نیز نزدیک یک میلیون پارسای تمام‌متن ۴۲ مؤسسه آموزش عالی و پژوهشی کشورهای اسکاندیناوی را در دسترس می‌گذارد. شصت کشور آفریقایی هم با همکاری یکدیگر پروژه «داتاد»[۹] را راه‌اندازی کرده‌اند که هم اکنون نزدیک ۱۲ هزار پارسا را در بر دارد.

کوشش‌های بسیاری هم در سطح ملی برای دسترسی آزاد به پارساها انجام شده است، برای نمونه می‌توان از کشورهای زیر یاد کرد:

  • انگلستان (از ۲۰۰۴ با ۷۰ مؤسسه و بیش از ۴۵۰ هزار رساله)
  • کانادا (از ۱۹۶۵ با ۷۰ مؤسسه)
  • هند (از ۲۰۰۹ با ۲۸۰ مؤسسه و نزدیک ۱۱۸ هزار پارسا)
  • فرانسه (از ۱۹۸۵ با ۲۰۱ مؤسسه و نزدیک ۴۰۰ هزار پارسا)
  • ترکیه (۲۰۰۸ با ۱۸۵ مؤسسه و نزدیک ۴۵۰ هزار پارسا)
  • آفریقای جنوبی (از ۲۰۱۰ با ۲۰ مؤسسه و بیش از ۱۰۰ هزار پارسا)
  • لیتوانی (از ۲۰۰۶ با ۱۴ مؤسسه)
  • برزیل (از ۲۰۰۱ با ۱۰۵ مؤسسه و بیش از ۴۶۰ هزار پارسا)

  • اسپانیا (از ۲۰۱۰ با ۸۳ مؤسسه)
  • تایوان (از ۲۰۰۰ با ۱۴۳ مؤسسه)
  • صبرستان (از ۲۰۱۳ با پنج مؤسسه و بیش از یک‌هزار پارسا)
  • چک (از ۲۰۰۶ با ۴۴ مؤسسه)
  • اسلواکی (از ۲۰۱۰ با ۳۹ مؤسسه و ۳۵۰ هزار پارسا)
  • پرتقال (از ۲۰۰۴ با نزدیک ۲۶۰۰ پارسا)
  • سوئد (نزدیک به ۵۴ هزار پارسای انگلیسی زبان دانشگاه‌های سوئد)

افزون بر این‌ها، دانشگاه‌های بزرگ و رده نخست دنیا نیز چنین می‌کنند. «شرپا»[۱]  یک دروازه با نام «اوپن­دور»[۲] راه‌اندازی و بسیاری از واسپارگاه ­های سازمانی دسترسی آزاد را نمایه کرده است. این دروازه هم‌اکنون نزدیک به ۲۰۰۰ پایگاه با دسترسی آزاد به پارساها را در سراسر جهان در بر دارد که در میان آنها می‌توان دانشگاه‌های زیر را دید:

در این میان، برخی از دانشگاه‌ها نیز با همکاری هم ابزاری مشترک را برای دسترسی به تمام‌متن پارساها فراهم کرده‌اند که از میان آنها می‌توان نظام «وایت روز»[۳] را گفت که دسترسی به پارساهای سه دانشگاه لیدز، شفیلد، و یورک را فراهم کرده است.[۴]

گام بزرگ‌تر و کارسازتر برای کشور ما آن است که «آشکارسازی مغزها» گسترش یابد و همه سازمان‌ها و همه گونه منابع پنهان را در بر گیرد. سازمان‌ها و دانشگران باید دانش خود آشکار سازند و سیاست‌گذاران و کارگزاران نیز باید یافته‌های آنان را به‌کار بندند تا «نهان‌سازی مغزها» و «فرار از مغزها» روی ندهد و چرخه هم‌افزایی «عمل و علم»، «کنش و پژوهش»، و «تصمیم و تفکر» به گردش درآید و سرمایه‌های کشور بارور و بهره‌ور شوند. بدین‌سان دانش و پژوهش، کارکرد و بازار و همچنین منابع مالی پایدار پیدا می‌کنند و دولت و صنعت نیز که دو پایه دیگر دستگاه نوآوری هستند، هم به نیازهای خود پی می‌برند و هم برای درخواست‌های خود پاسخی می‌یابند و با گذشت زمان، این پیوند بالنده می‌شود و هر یک از بازیگران جای درست خود را می‌یابند که دستاورد آن، سودی سرشار است که به کشور و مردم می‌رسد.

[۱] Securing a Hybrid Environment for Research Preservation and Access - SHERPA

[۲] DSpace@MIT

[۳] White Rose

[۴] بیشتر اطلاعات دسترسی به تمام‌متن پارساها را «بهروز رسولی» (rasouli@students.irandoc.ac.ir) یافته است.

۱ مهر ۱۳۹۵

     مهر نود و پنج که دورادور پدیدار شد، ایرانداک یک سال بزرگ‌تر و هم نزدیک‌تر شد به پنجاه سالگی و ما همگی سالی را در پی سال‌ها سپری کردیم، ولی همچنان هستیم در این کار «چو صبحدمم شد ز مهر او روشن/ که عمر در سر این کار و بار خواهم کرد». سالی که گذشت، با یاری خداوند، بسیار داشت برای این خانواده و به بار نشست بسیاری از کوشش‌ها، چرا که گوش سپردیم به «می بی غش است، دریاب؛ وقتی خوش است، بشتاب». ماهی و گاه هفته‌ای نبود که ارمغانی نداشته باشیم و کارهایی بزرگ پیش‌کش شد به پژوهشگران بزرگ کشور، هر یک بهتر از دیگری. آنان که به دیدارمان آمدند، ستودندمان و با شگفتی و ذوق از ایرانداک سخن گفتند. آنان که گاه به گاه پیامی از کارمان گرفتند، آفرین گفتند به بزرگی دستاوردهایمان. همکاران شایسته ایرانداک خوش درخشیدند و هر کارشان شد کارستان و پرآوازه که هر که دید، آن را به الگو گرفت و به دیگران بازنمود. کاستی‌ها را نادیده گرفتیم و در سالی که گذشت، با سخت‌کوشی و پایداری، بسیاری از بازماندگی‌ها را پیمودیم و کارمان را به سوی سامان راه بردیم. هر چند هنوز هم با کاستی‌های پرشماری روبه‌روایم، ولی چنان الگویی از کارامدی و کارایی پدید آورده‌ایم که زبانزد است. اینک که گامی بلند به پیش برداشته‌ایم، با هم و خوش هستیم که «صحن بستان ذوق‌بخش و صحبت یاران خوش است/ وقت گل خوش باد کز وی وقت می‌خواران خوش است». سالی روشن در پیش داریم و دستاوردهایی بزرگ‌تر و زمانمان را به‌سر می‌رسانیم، با سربلندی. دست یاری خدا همراهمان است و سپاس می‌گزاریم او را که یاری از اوست. اینک همه را به همکاری و همدلی می‌خوانم که «شهریست پر ظریفان و ز هر طرف نگاری/ یاران صلای عشق است گر می‌کنید کاری» و ارج می‌نهم ایرانداک را که «چشم فلک نبیند زین طرفه‌تر جوانی/ در دست کس نیفتد زین خوب‌تر نگاری».

سیروس علیدوستی

فرزند کوچکِ خانواده بزرگِ ایرانداک

 

۲۵ خرداد ۱۳۹۵

آنچه به عنوان بدرفتاری علمی شناخته می‌شود، مصداق‌های بسیاری دارد که یکی از آنها با نام سایه‌نویسی (ghost writing) شناخته می‌شود. سایه‌نویسی به این معناست که کسی یک اثر علمی را برای شخص دیگری بنویسد، بدون اینکه این شخص در نگارش آن مشارکتی درخور داشته باشد. به این ترتیب، اگر همه یا بخش بزرگی از پایان‌نامه یا رساله دانشجویی را دیگری برای او بنویسید، چه در برابر آن پول دریافت کند یا نه، سایه‌نویسی به عنوان یک بدرفتاری علمی روی داده است.

سایه‌نویسی پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها از آن رو که در محیط دانشگاه روی می‌دهد، پیامدهای زیان‌باری دارد. استادان و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها، به‌ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی، ده‌ها سال است که به عنوان یکی از گروه‌های مرجع و معتمد جامعه شناخته می‌شوند. اگر سایه‌نویسی به عنوان یک بدرفتاری علمی و یک تخلف آشکار در میان این گروه‌ها گسترش یابد، نباید انتظار داشت که جامعه اعتماد خود را به این گروه حفظ کند. به این ترتیب، نقش استادان و دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها در بهبود جامعه رو به کاستی خواهد رفت.

در سازمان‌های دولتی و برخی از سازمان‌های غیردولتی کشور، معیار شایستگی نیروی انسانی برای استخدام و ارتقا، مدرک تحصیلی ایشان است. اگر یک دانش‌آموخته کارشناسی ارشد یا دکترا، شایستگی کافی را با انجام پژوهش در قالب پایان‌نامه یا رساله نیابد، چیزی نخواهد گذشت که ظرفیت کارشناسی و تخصصی کشور رنگ ببازد و کارکرد خود را از دست بدهد.

انجام پایان‌نامه و رساله‌ بخشی از آموزش و یادگیری در تحصیلات تکمیلی است. اگر کسی این بخش از آموزش را نگذراند، یاد نمی‌گیرد که چگونه با مسائل سازمانی و اجتماعی روبه‌رو شود و آنها را حل کند. به این ترتیب، دانش‌آموخته این‌چنینی نخواهد توانست در صحنه عمل، نقشی را که از او انتظار می‌رود به انجام برساند و اعتماد ذی‌نفعان به ایشان از میان خواهد رفت.

اگر دانش‌آموخته‌ای انجام پایان‌نامه یا رساله خود را به دیگری واگذارد و مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا دریافت کند، چگونه می‌توان از وی انتظار داشت که در کاری که به او سپرده می‌شود، درست‌کار و امانت‌دار باشد. اگر درست‌کاری و امانت‌داری دانش‌آموختگان کم‌رنگ شود، چگونه می‌توان پست‌های کلیدی را به ایشان سپرد. در این صورت، نظام آموزش عالی چگونه می‌تواند خود را به عنوان یکی از نهادهای کلیدی جامعه نگه دارد.

اگر دانشجویان ببینند که می‌توان بدون زحمت انجام یک پژوهش، مدرک تحصیلات تکمیلی دریافت داشت و از مزایای آن نیز بهره‌مند شد و حساب و کتابی هم در میان نیست، اندک اندک، شور و اشتیاق انجام پژوهش‌های اصیل و معتبر کاهش می‌یابد و آنگاه گسستی جبران‌ناپذیر در جامعه دانشگاهی کشور پدید خواهد آمد که در میان‌مدت پیامدهای ناگواری برای کشور خواهد داشت.

با سایه‌نویسی، سرمایه اجتماعی در درون زیرسیستم آموزش عالی و همچنین در میان این زیر سیستم و سیستم بالاتر آن کاهش خواهد یافت. کاهش سرمایه اجتماعی، هزینه‌هایی مانند نظارت و کنترل را بالا خواهد برد. اگر استادی به دانشجوی خود اعتماد نکند، باید زمان بسیاری را برای بررسی اصالت کار او صرف کند و این به معنای آن است که یکی از گران‌ترین منابع ملی که استادان باشند، باید صرف کارهایی شود که می‌توانستند برای پیشرفت بیش از پیش کشور انجام شوند. از سوی دیگر، اگر سازمان‌ها نتوانند به شایستگی دانش‌آموختگان بر پایه مدرک تحصیلی آنان اعتماد کنند، باید نظام ارزشیابی خود را بسازند و شاید هم به‌سوی تربیت نیروی انسانی مورد نیاز خود بروند که هر دوی اینها برای کشور هزینه‌های گزافی را در پی خواهد داشت.

این مسئله بسیار پیچیده است و باید برای آن راه‌حل‌های پیچیده و چند بعدی و بلندمدت اندیشید. به گفته دیگر، نمی‌توان با یک راه‌حل بسیط و ساده و در کوتاه‌مدت با آن رویاروی شد. در این میان پیش‌گیری نخستین کاری است که باید انجام داد. نباید کار به جایی برسد که برخی از پایان‌نامه‌ها یا رساله‌ها سایه‌نویسی شوند و زمانی کوتاه یا بلند پس از دفاع و دانش‌آموختگی دانشجو، اندکی از آنها، آن هم به صورت تصادفی یافت شوند. در این زمینه، نهادهای گوناگون باید وارد کار گردند و هر یک نقش خود را به‌درستی و به‌هنگام انجام دهند تا دستاورد آن، درستی و اخلاق پژوهش و تدوین پایان‌نامه‌ها و رساله‌های اصیل باشد. دستاورد پژوهشی که در این زمینه انجام شده است، می‌تواند راه‌گشای سیاست‌گذاران و استادان برای رویارویی با این پدیده باشد.

در این میان، ایرانداک می‌تواند بخشی از این راه‌حل را ارائه کند. از آنجایی که کار سایه‌نویسان به‌طور معمول با کپی‌برداری انجام می‌شود، نخست باید پوشش اطلاعات پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها در پایگاه اطلاعات گنج (ganj.irandoc.ac.ir) با همکاری دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها، کامل و دسترسی به آنها آزاد شود. به این ترتیب، همگان از استادان گرفته تا دانشجویان و داوران خواهند توانست به آسانی از کارهای پیشین آگاهی یابند و اگر سایه‌نویسی انجام شده باشد، به آن پی برند. دوم اینکه دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها پیش از تصویب پیشنهادیه پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها از اصالت آنها با جست‌وجو در پایگاه اطلاعات گنج یا پرسش از سامانه پیشینه پژوهش (pishineh.irandoc.ac.ir) اطمینان یابند. سوم، دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها در جریان نگارش پایان‌نامه و رساله، اصالت نوشتارها را در سامانه همانندجو (tik.irandoc.ac.ir) بررسی کنند. این سه راه‌کار می‌توانند پیرامون نقش ایرانداک با همکاری دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها شکل گیرند و بخشی از این مسئله را حل کنند.

 

۱۵ اسفند ۱۳۹۴

جامعه امروز با تغییراتی شگفت‌آور روبه‌روست و انسان در میان دگرگونی‌هایی زندگی می‌کند که همه زندگی او را دستخوش تغییراتی بنیادین نموده‌اند. این تغییر چنان گسترده است که هیچ‌یک از ابعاد زندگی بشر از آن بی‌تأثیر نمانده و انسان‌ها افزون بر تغییرات گاه‌به‌گاه، با تغییرات سریع، ناگهانی، و بدون پیشینه نیز خو گرفته‌اند. دامنه چنین تغییراتی به سازمان‌ها و روش‌های کاری آنها نیز کشیده شده و آنها را از ابعاد گوناگون دگرگون ساخته است. با این همه، تغییر در سازمان‌ها و فرایندهای آنها با تغییراتی که در جامعه یا دیگر گروه‌های اجتماعی روی می‌دهند، تفاوت‌هایی دارند. سازمان‌ها در برابر دیگر موجودیت‌های اجتماعی از رسمیت و هدف‌مداری بیشتری برخوردار هستند و تغییر در آنها باید اندیشیده و برنامه‌ریزی شده باشد. از این‌رو، هنگامی که با هر گونه تغییری در سازمان‌ها روبه‌رو می‌شویم، این پرسش پیش می‌آید که این تغییر بر چه پایه‌ای انجام شده است. یکی از سطوح تغییر در سازمان‌ها، تغییر در خط‌مشی‌ها و رویه‌هاست که در ایران بیشتر با نام آیین‌نامه‌ها شناخته می‌شوند. این آیین‌نامه‌ها در حوزه پژوهش و فناوری و در وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری کم نیستند و کار دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و افراد درگیر در آنها را جهت می‌دهند. برخی از این آیین‌نامه‌ها نیز مانند آیین‌نامه ارتقا یا ترفیع یا استخدامی اعضای هیئت علمی، تأثیری بنیادین بر عملکرد ده‌ها هزار استاد کشور دارند. برخی دیگر نیز مانند آیین‌نامه تشکیلات، روی سازمان دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها تأثیر بسیار دارد. به هر روی،  گاه به گاه دیده می‌شود که آیین‌نامه‌های تازه‌ای جایگزین آیین‌نامه‌های پیشین می‌گردند، بدون آنکه با مستندی درباره چرایی و چگونگی آن همراه گردند. این مستند باید برای هر آیین‌نامه‌ای که تغییر می‌کند، پاسخی درخور برای این پرسش‌ها داشته باشد:

۱. آیین‌نامه پیشین دارای چه کاستی‌هایی بوده است؟ چه نیازهایی وجود داشته‌اند که این آیین‌نامه پاسخ‌گوی آنها نبوده است؟ چه تغییراتی در ابعاد دیگر سازمان یا محیط واقع شده‌اند که این نیازها را پدید آورده‌اند؟

۲. این کاستی‌ها و نیازها چگونه و با چه روشی شناسایی شده‌اند؟

۳. آیا این روش دارای اعتبار هست؟

۴. آیین‌نامه پیشین با کدام‌یک از آیین‌نامه‌های دیگر برهم‌کنش داشته است؟

۵. آیا تغییر در یک آیین‌نامه بر آیین‌نامه‌های مرتبط با آن تأثیر دارد؟

۶. آیا آیین‌نامه‌های مرتبط با یک آیین‌نامه نیز باید تغییر کنند؟

۷. آیین‌نامه پیشین چه هدف یا هدف‌هایی را در سازمان تحقق می‌بخشید؟

۸. آیا تغییر در آیین‌نامه با هدف یا هدف‌های سازمانی سطح بالاتر خود هماهنگ است؟

۹. آیین‌نامه تازه این کاستی‌ها را چگونه برطرف می‌سازد؟

۱۰. آیا برای تدوین آیین‌نامه تازه از ذخیره دانش سازمانی استفاده شده است؟ چگونه؟

۱۱. آیا برای تدوین آیین‌نامه تازه از مشارکت مجریان استفاده شده است؟ چگونه؟

۱۲. آیا برای تدوین آیین‌نامه تازه از تجربه سازمان‌های همانند استفاده شده است؟ چگونه؟

۱۳. آیا برای تدوین آیین‌نامه تازه از تجربه کشورهای دیگر استفاده شده است؟ چگونه؟

۱۴. آیا مجریان آیین‌نامه تازه آن را درک می‌کنند؟

۱۵. میزان درک مجریان چگونه سنجیده شده است؟

۱۶. آیا مجریان آیین‌نامه تازه توان و امکانات لازم را در اختیار دارند؟

۱۷. توان و امکانات مجریان چگونه بررسی شده است؟

۱۸. آیا ذی‌نفعان آیین‌نامه تازه آن را می‌پذیرند و برای آن مشروعیتی قائل‌اند؟

۱۹. پذیرش ذی‌نفعان چگونه بررسی شده است؟

۲۰. آیا آگاهی‌رسانی بسنده برای جایگزینی آیین‌نامه‌ها صورت گرفته است؟

۲۱. برای جایگزینی آیین‌نامه‌ها از کدام مدل تغییر استفاده شده است؟

۲۲. آیا سازوکاری برای ارزیابی کارایی و اثربخشی آیین‌نامه تازه تأمین شده است؟ چگونه؟

۲۳. چه فرد یا واحدی در سازمان مسئول آیین‌نامه تازه است؟

۲۴. کارامدی و اثربخشی آیین‌نامه تازه چگونه ارزیابی می‌شود؟

پاسخ به این پرسش‌ها و مانند آنها و مستند و همراه کردن آنها با هر آیین‌نامه تازه، می‌تواند رویکرد درست یک سازمان را در تغییر آیین‌نامه‌ها نشان دهد. هنگامی که آیین‌نامه‌ها از جامعیت و گستره بیشتری برخوردار باشند، پاسخ به این پرسش‌ها نیز اهمیت بیشتری می‌یابد. با این همه، کار در همین جا پایان نمی‌پذیرد. چنین مستنداتی باید به گونه درستی مدیریت شوند تا هم برای یک سازمان و هم برای سازمان‌های دیگر، در گنجینه‌ای از تجربه‌ها ذخیره شوند. مدیریت اطلاعات تغییر می‌تواند روندهایی را آشکار سازد که آینه رفتاری مدیران یک سازمان و سازمان‌های یک کشور هستند. این روندها می‌توانند تکرارپذیر نیز باشند که در این روند می‌توان از دام‌های همانند کناره جست و بنای هر تغییر تازه را بر پایه دانش به‌دست آمده از تغییرهای پیشین استوار ساخت.

۲۰ آذر ۱۳۹۴

شواهد نشان می‌دهند که نظام پژوهش در کشور، خود بهره اندکی را از پژوهش برده است. نظام پژوهش که آمیزه‌ای از اجزای رسمی و غیررسمی و مقررات نوشته و هنجارهای نانوشته است، دستاورد سال‌های دراز برهم‌کنش آن با محیط علمی کشور و جهان و دگرگونی‌های درون و برون سیستمی است. این نظام هر از چندگاهی با کارهایی نه چندان واقع‌بینانه و همه‌جانبه‌نگر و بیشتر کوتاه‌برد و با عناصری که پاره‌ای از آنها زاییده نیاز آن نبوده‌اند، دست‌خوش کاستی‌هایی شده که پایداری رشد و پیشرفت آن را خدشه‌دار کرده است.

از این روی، بایسته است در ابعاد گوناگون این نظام و مسائل بنیادی آن بازاندیشی و بازنگری شود و برای بهبود آن پژوهش‌هایی دامنه‌دار انجام پذیرد. این ابعاد را می‌توان در چهار پرسش بنیادین مشاهده کرد: (۱) چه کسی، (۲) درباره چه موضوعی، و (۳) چگونه پژوهش کند؛ و (۴) دستاوردهای پژوهش چگونه به کار روند؟

با پاسخ به این چهار پرسش، محورهای کلیدی نظام پژوهش پدیدار می‌شوند. این محورها (۱) نیروی انسانی پژوهش، (۲) سیاست پژوهش، (۳) پشتیبانی پژوهش، و (۴) کاربرد پژوهش هستند. در هر یک از این چهار حوزه‌ بنیادین، پرسش‌هایی هستند که بازاندیشی و بازنگری در آنها راه‌گشای دشواری‌ها و کاستی‌های نظام پژوهش خواهد بود.

نیروی انسانی پژوهش

۱. ویژگی‌ها

۱-۱. یک پژوهشگر باید چه ویژگی‌های ذاتی‌ای داشته باشد؟

۱-۲. چگونه و چه هنگام می‌توان به این ویژگی‌ها پی برد و دارندگان آنها را بازشناخت؟

۲. بینش، دانش، و مهارت

۲-۱. بینش، دانش، و مهارت‌های بایسته برای یک پژوهشگر چیست؟

۲-۲. چگونه و در چه گام‌هایی باید این بینش، دانش، و مهارت به پژوهشگران انتقال یابند؟

۲-۳. دانش لازم را اگر نهفته باشد، چگونه می‌توان به پژوهشگران انتقال داد؟

۲-۴. پژوهشگران چگونه می‌توانند بینش، دانش، و مهارت‌های خود را در همه زندگی روزآمد سازند؟

۲-۵. پیوند میان نظام آموزش و نظام پژوهش چگونه باید باشد تا میان آنها هم‌افزایی پدید آید؟

۳. انگیزش

۳-۱. عوامل برانگیزاننده و عوامل بازدارنده برای پژوهشگران در انجام پژوهش چیست؟

۳-۲. چگونه می‌توان عوامل برانگیزاننده را تقویت و از عوامل بازدارنده پیش‌گیری کرد؟

۳-۳. چگونه می‌توان نظام انگیزشی پژوهشگران را در فرانظام پژوهش نهادینه ساخت؟

سیاست پژوهش

۴. جایگاه نظام پژوهش

۴-۱. جایگاه نظام پژوهش در فرانظام‌های مرتبط کشور کجاست؟

۴-۲. نقش و کارکرد کلیدی این نظام در فرانظام‌های مرتبط چیست؟

۴-۳. چگونه می‌توان این نقش را برجسته و پایدار کرد؟

۵. اولویت‌های پژوهش

۵-۱. روش‌شناسی برای الویت‌یابی پژوهش در زمینه‌های علمی گوناگون چگونه است؟

۵-۲. موضوع‌های استراتژیک برای پژوهش در کشور کدام‌اند و چگونه باید آنها را بازشناخت؟

۵-۳. چگونه می‌توان منابع را در راستای اولویت‌ها سامان داد؟

۵-۴. چگونه می‌توان الویت‌های پژوهش را رقابت‌پذیر کرد؟

۵-۵. چگونه می‌توان از دوباره‌کاری در پژوهش پیش‌گیری کرد؟

۶. ارزیابی پژوهش

۶-۱. روش‌شناسی‌های جهانی قابل استفاده در ارزیابی ابعاد گوناگون نظام پژوهش کدام‌اند؟

۶-۲. روش‌شناسی‌های بومی لازم برای ارزیابی ابعاد گوناگون نظام پژوهش چگونه‌اند؟

۶-۳. نهادهای ارزیابی باید چگونه سازمان یابند؟

۶-۴. چگونه می‌توان نتایج ارزیابی را در ابعاد دیگر نظام پژوهش به کار گرفت؟

۷. بخش‌های اقتصاد

۷-۱. سهم بخش‌های بنیادی اقتصاد در پژوهش چه میزان است؟

۷-۲. کدام حوزه‌های پژوهش رقابت‌پذیر هستند؟

۷-۳. دولت باید در چه زمینه‌هایی پژوهش را برعهده گیرد؟

۷-۴. کدام حوزه‌ها با پشتیبانی دولت و به دست بخش غیردولتی شدنی هستند؟

۷-۵. کدام حوزه‌ها بدون نیاز به پشتیبانی دولت و به دست بخش غیردولتی شدنی هستند؟

۷-۶. در کدام حوزه‌ها می‌توان سرمایه‌های خارجی را جذب کرد؟

۸. نقش جهانی

۸-۱. نظام پژوهش کشور چه نقشی را در نظام جهانی پژوهش دارد؟

۸-۲. چشم‌انداز پژوهش ملی در چارچوب پژوهش جهانی چیست؟

۸-۳. تعهدات جهانی نظام پژوهش ملی کدام‌اند؟

۸-۵. رویکرد جهانی این نظام به سوی کدام کشورهاست؟

پشتیبانی پژوهش

۹. اطلاعات علمی و فنی

۹-۱. نظام اطلاع‌رسانی هم‌راستا با نظام پژوهش چه ویژگی‌هایی دارد؟

۹-۲. سیاست‌های اطلاعاتی کشور چیست؟

۹-۳. حقوق مالکیت معنوی گزارش‌های پژوهشی مانند پایان‌نامه‌ها،‌ رساله‌ها، گزارش‌های دولتی، و مانند آنها چگونه است؟

۹-۴. استانداردهای ملی اطلاع‌رسانی کدام‌اند؟

۹-۵. نیازهای اطلاعاتی نظام پژوهش چیست؟

۹-۶. شبکه‌های اطلاعاتی لازم چیست و چگونه باید طراحی و اجرا شوند؟

۹-۷. مراکز اطلاعات لازم کدام‌اند؟

۹-۸. نقش کتابخانه‌های ملی، دانشگاهی، و پژوهشی در نظام پژوهش چیست؟

۹-۹. چگونه می‌توان از اشتراک منابع در نظام اطلاع‌رسانی بهره برد؟

۹-۱۰. کاربرد فناوری اطلاعات در نظام اطلاع‌رسانی چیست؟

۹-۱۱. تأمین اطلاعات باید به‌صورت متمرکز، نیمه‌متمرکز، یا غیرمتمرکز انجام شود؟

۹-۱۲ چگونه می‌توان اطلاعات تولید شده در کشور را تحلیل کرد؟

۱۰. تجهیزات، مواد، و فضا

۱۰-۱. تجهیزات، مواد، و فضای لازم برای پژوهش چیست؟

۱۰-۲. تجهیزات، مواد، و فضای لازم چگونه تأمین می‌شود؟

۱۰-۳. چگونه می‌توان بهره‌وری سرمایه‌گذاری در تجهیزات، مواد، و فضا را افزایش داد؟

۱۰-۴. چگونه می‌توان از اشتراک منابع در تجهیزات، مواد و فضا بهره برد؟

۱۱. ارتباطات علمی

۱۱-۱. کانال‌های اثربخش ارتباطات علمی در سطح ملی و جهانی کدام‌اند؟

۱۱-۲. چگونه می‌توان ارتباطات علمی را در میان پژوهشگران نهادینه ساخت؟

۱۱-۳. رتبه پژوهشگران ایرانی در ارتباطات علمی در جهان چه میزان است و چگونه می‌توان آن را افزایش داد؟

۱۱-۴. چگونه می‌توان ارتباطات علمی را سرعت بخشید؟

۱۱-۵. کاربرد فناوری اطلاعات در ارتباطات علمی چیست؟

۱۲. نهادهای پژوهش

۱۲-۱. دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها به عنوان نهادهای بنیادین پژوهش چه کارکردهایی دارند؟

۱۲-۲. هر یک از این نهادها چه برتری‌ها و چه محدودیت‌هایی در پژوهش دارند؟

۱۲-۳. نقش و رسالت بنیادی هر یک از این نهادها چیست؟

۱۲-۴. هر یک از این نهادها به کدام‌یک از نیازهای پژوهشی کشور پاسخ‌گو هستند؟

۱۲-۵. ساختار سازمانی تسهیل‌کننده پژوهش در هر یک از این نهادها چگونه است؟

۱۲-۶. مدیریت هر گونه از نهادهای پژوهش چگونه باید باشد؟

۱۲-۷. میزان بهینه تمرکز/ عدم تمرکز در نهادها و نظام پژوهش چقدر است؟

۱۲-۸. گزینش مدیران بخش پژوهش چگونه باید انجام شود؟

۱۲-۹. هم‌راستایی و هماهنگی این نهادها برای دست‌یابی به هدف‌های نظام پژوهش چگونه شکل می‌گیرد؟

۱۲-۱۰. فرهنگ سازمانی هم‌راستا با پژوهش چگونه است و چگونه می‌توان آن را ساخت؟

۱۲-۱۱. چگونه می‌توان جایگاه پژوهشگاه‌ها را ارتقا بخشید؟

۱۲-۱۲. چگونه می‌توان پژوهشگران برتر را به پژوهشگاه‌ها جذب کرد؟

۱۲-۱۳. چگونه می‌توان نهادهای پژوهش را از سیاست‌زدگی رها ساخت؟

۱۳. نظام حقوقی

۱۳-۱. قوانین و مقررات حاکم بر نظام پژوهش کشور کدام‌اند؟

۱۳-۲. قوانین و مقررات پیش‌برنده و بازدارنده پژوهش چیست؟

۱۳-۳. نظام حقوقی هم‌راستا با نظام پژوهش چه ویژگی‌هایی دارد؟

۱۳-۴. چگونه می‌توان نظام حقوقی حاکم بر پژوهش را ویراست و روزآمد نگه‌داشت؟

۱۴. اعتبارات

۱۴-۱. نسبت مناسب اعتبارات پژوهش به شاخص‌های مالی در سطح ملی و سازمانی چه میزان است؟

۱۴-۲. زمان‌بندی دست‌یابی به این نسبت مناسب چگونه است؟

۱۴-۳. چگونه می‌توان از هزینه‌کرد بهینه اعتبارات اطمینان یافت؟

۱۴-۴. چگونه می‌توان از بهره‌وری اعتبارات اطمینان یافت؟

۱۴-۵. توزیع اعتبارات پژوهش در سطح ملی چگونه باید باشد؟

۱۴-۶. منابع تأمین مالی پژوهش کدام‌اند؟

۱۴-۷. چگونه می‌توان میان منابع تأمین مالی و پژوهشگران ارتباط برقرار ساخت؟

کاربرد پژوهش

۱۵. هم‌راستایی

۱۵-۱. چگونه می‌توان میان پژوهش، دولت، و صنعت پیوند برقرار کرد؟

۱۵-۲. چگونه می‌توان نیازهای دولت و صنعت را به موضوع‌های پژوهش نزدیک کرد؟

۱۶. توانمندسازی

۱۶-۱. چگونه می‌توان کاربرد پژوهش را در دولت و صنعت نهادینه ساخت؟

۱۶-۲. چگونه می‌توان کارگزاران دولت و صنعت را در کاربرد دستاوردهای پژوهش توانمند ساخت؟

۱۶-۳. چگونه می‌توان زبان پژوهشگران در بخش پژوهش و کارگزاران را در دولت و صنعت نزدیک ساخت؟

۱۶-۴. بخش پژوهش چگونه می‌تواند از ظرفیت‌های فنی صنعت بهره برد؟

۱۷. آگاه‌سازی

۱۷-۱. بخش صنعت چگونه می‌تواند از دستاوردهای بخش پژوهش آگاه شود؟

۱۷-۲. چگونه می‌توان از دوباره‌کاری در پژوهش پیش‌گیری کرد؟

۱۸. تجاری‌سازی

۱۸-۱. چگونه می‌توان میان دولت، صنعت، و بخش پژوهش پیوند مالی برقرار ساخت؟

۱۸-۲. عوامل برانگیزاننده دولت و صنعت در سرمایه‌گذاری برای تجاری‌سازی دستاوردهای پژوهش چیست؟

۲۹ اسفند ۱۳۹۴

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

همکاران گرامی و خانواده بزرگ ایرانداک

با سلام و احترام

سال ۱۳۹۴ را به پایان بردیم با همه فرازها و فرودهایش و آسانی‌ها و دشواری‌هایش و روز واپسین آن، هنگامی است برای سپاس از این خانواده گرامی که بسیار کوشیدند و سربلندی آفریدند و نام ایرانداک را بنام کردند در این سال. و هنگام درخواست از درگاه ایزدی است برای اینکه سال نو و بسیار سال‌های نو را با شادکامی و کامیابی به سر برند و به سر آرند. و هنگام آن است که همگی از این برادر کوچک و از همه برادران و خواهران خود بگذرند و بگذارند سال نو را با باری سبک آغاز کنند.

در این روز، به یاد آوریم کسانی از این خانواده دوست‌داشتنی را که هنگامی با هم بودیم. آنها که هستند، تندرست و شاداب و آنها که نیستند رستگار و نیک‌فرجام باشند، با یاری خداوند توانا. از این میان، یادی کنیم از شادروان سیدمجید حسینی که در بهاری نزدیک از دست دادیم او را و داغش تازه‌ است هنوز.

بزرگ می‌داریم بزرگ‌ترهای این خانواده مهربان را که دستاوردی بزرگ را به ما سپردند و دست ایشان را می‌بوسیم تا دلشان گرم باشد که آن را به‌خوبی پاس می‌داریم و بهتر از پیش به آیندگان می‌سپاریم. در سالی که می‌آید و سال‌هایی که در راهند، این خانواده سربلند، همچنان گام‌هایی استوار برخواهد برداشت و کوشش خواهد کرد که کاری و کارهایی کند کارستان، چنان که هر سال چنین بوده است.

یاری از اوست

 

۱ مهر ۱۳۹۴

     چهل و هفت‌ سالی می‌گذرد از یکم مهر ماه ۱۳۴۷ که ایرانداک هم‌زمان با شادمانی روز نخست مدرسه‌ها، پدید آمد و پدیده‌ای شد در کشور. در این سال‌ها که به نیمی از یک سده نزدیک هستند، زندگی این خانواده بزرگ با فرازها و فرودهایی همراه بوده است که گاه نامش را پرآوازه کرده و گاه دلش را به درد آورده‌اند. در این همه سال، جوانانی بسیار آمدند و در میان‌سالی و کهن‌سالی رفتند و هر یک، یادگاری پر بار، بهتر از دیگری و دیگران بر جای گذاشتند که شد توشه راه تازه‌آمده‌ها و جوان‌ترها. برخی از آنان دیگر در میان ما نیستند، روانشان شاد و آنهایی که هستند، زندگی‌شان به بلندای آفتاب. جوان‌ترهای این خانواده هم که مایه سربلندی بزرگ‌ترها هستند، همواره درخشیده‌اند، به‌شایستگی. در این سال‌ها، گاهِ کار که بوده است، کوشش هم بوده و گاهِ زندگی، همراهی و اگر نامهربانی بر پژوهشگاه رفته، مدارا بوده و سربلندی. بسیاری آمدند و رفتند و هر یک، از خود نامی بر جای گذاشتند و ایرانداک همواره سپاس‌گزار بود از خوبی‌ها و بخشید بدی‌ها را ولی فراموش نکرد و پند گرفت و ره‌توشه ساخت. اگر نیک بنگریم، کاری بزرگ بر دوش داریم که به جز ما هم کسی را در کشور یارای انجام آن نیست. هر چند که با کاستی‌های پرشماری روبه‌رو‌ایم، ولی در دشواری‌هاست که سره را از ناسره می‌شناسند و کسی را که کار می‌داند و کار می‌کند، از کسی که راحتی را پیشه دارد. ولی آنچه داریم بسی بیش است از آنچه نداریم. ایرانداک را داریم و دریایی از دانش انباشته و همکارانی داریم، سرآمد و کاربلد، و پشتکاری داریم، زبانزد و از همه بالاتر، خدا را داریم، مهربان. دستی که در دست هم داریم، یاری او را برایمان به ارمغان آورده و هر روزمان را با آهنگی نو در نواندیشی و نوآوری همراه ساخته است. کار می‌کنیم و می‌سازیم ایرانداک را و ایران را و الگویی می‌شویم برای دیگران. دل‌هایمان را هر روز نزدیک‌تر می‌کنیم به یک‌دیگر و یک‌دلی را پیشه می‌کنیم در کار تا آنجا که بازیابیم جایگاهی که شایسته ماست و امانت را بسپاریم به جانشینانی که در راهند و به خوبی از ما یاد خواهند کرد، با یاری خداوند که یاری از اوست.

یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد

که از او خصم به دام آمد و معشوقه به‌کام

 

 

پشتیبانی فنی